1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

سفر مقدس در هنر هفتم

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Dec 25, 2014 در انجمن اخبار سینما

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    4bbae9529b026d0aaa6ad4cbebfad718.

    باورها و اعتقادات دینی اگرچه بیشتر سویه انتزاعی ـ حسی دارد اما در قالب مناسک و مراسم مذهبی تجلی عینی یافته و به یک موقعیت کنش پذیر بدل می شود.


    از همین رو گاهی برخی گمان می کنند به تصویر کشیدن این عناصر و المان های بصری کنش های دینی یعنی ساخت یک فیلم مذهبی چون بازنمایی تجربه های انتزاعی و درون دینی، امر دشواری است. با این حال برخی از کنش ها یا مناسک مذهبی فی الذات واجد نشانه های دراماتیک بوده یا می تواند در خدمت بسط یک روایت نمایشی قرار بگیرد. زیارت از آن جمله است. سویه جمعی بودن زیارت و آداب و رسوم مرتبط با آن بستری ایجاد می کند تا قصه هایی در دل خود بپروراند.


    زیارت کردن به دلیل تجربه دینی مشترک برای مخاطبان ایرانی فارغ از سویه دراماتیک بودنش واجد حس نوستالژی و عاطفی است که می تواند در خلق موقعیت و فضاهای حسی در فیلم ها نیز کمک کرده و با ایجاد امکان همذات پنداری، مخاطب را با قهرمان قصه همدل کند بویژه قهرمان های شکست خورده! واقعیت این است که در اغلب فیلم های ما زیارت با تراژدی گره خورده است، به این معنی که معمولا شخصیت های قصه در گرفتاری ها و موقعیت های تلخ و مستاصل شده زندگی خود به زیارت می روند البته این یک قاعده کلی نیست مثلا در فیلم ها مومن، قهرمان فیلم به همراه نامزدش در موقعیتی شاد و با حالی خوش به زیارت شاه عبدالعظیم می روند.


    با این حال و به رغم تعلق خاطر و دغدغه ای که مخاطبان ما به مناسکی مثل زیارت دارند کمتر فیلمسازان ما از این موقعیت در شمایل دراماتیکی اش بهره بردند و بیشتر به اقتضای قصه، مثلا سکانسی را به زیارت اختصاص دادند اما در این میان فیلم هایی هم هست که نگاه جدی تری به این مقوله داشته و حتی برخی بنیان درام خود را بر مبنای زیارت و موقعیت آن گذاشته اند. مثلا فیلم هایی مثل دو چشم بی سو، کیمیا، به آهستگی، در انتظار معجزه، شب، هر شب تنهایی و آسمان هشتم از آثار سینمای ایران است که داستانشان در مشهد روایت شده و بخش هایی از موضوع به زیارت و زائران حرم حضرت امام رضا(ع) مربوط می شود.


    اما شاید رسول صدر عاملی مهم ترین کارگردانی باشد که به شکل سلسله وار و در یک سه گانه نه فقط مشهد که زیارت حرم امام رضا(ع) را دستمایه روایت خود قرارمی دهد. او در سه فیلم شب، هر شب تنهایی و در انتظار معجزه قصه هایی را روایت می کند که در یک نسبت مستقیم و معنادار با مفهوم زیارت شکل می گیرد. در فیلم «شب» به کارگردانی رسول صدرعاملی که سال ۱۳۸۶ ساخته شد، داستان فیلم در مشهد می گذرد و در بخش هایی نیز شاهد حضور شخصیت های فیلم در حرم مطهر امام رضا(ع) و تحول شخصیتی آنها هستیم.


    گروهبان جوان که در آستانه ازدواج با دختر مورد علاقه اش است باید خلافکار باسابقه و فراری ای را به زندان بازگرداند، اما بارش شدید برف، نقل و انتقال را با اشکال مواجه یا متوقف کرده است. گروهبان چاره ای ندارد تا صبح روز بعد را با زندانی اش در مشهد بگذراند. او به سختی جایی را برای اقامت در یک مهمان پذیر پیدا می کند.


    در ادامه شب اما گروهبان مسموم و توسط مالک مهمانخانه به بیمارستان منتقل می شود، مهمانخانه دار که مرد میانسال پاکدلی است به خلافکار پیر اعتماد می کند تا او بتواند پیرزنی را که مشتاق سلامت همسر بستری اش در بیمارستان است، به زیارت امام رضا(ع) ببرد. پیرمرد بازمی گردد اما از زندانی خبری نمی شود. گروهبان و مهمانخانه دار در اوج پریشانی و ناامیدی به بارگاه امام رضا(ع) پناه می برند تا آرامش بگیرند. اما زندانی نیز تحت تاثیر زیارت خود از فرار منصرف شده و بازمی گردد. عزت الله انتظامی، خسروشکیبایی و امین حیایی بازیگران سه نسل سینمای ایران در این فیلم نقش های اصلی را ایفا می کنند.


    رسول صدرعاملی در «هر شب تنهایی» هم بستر اصلی داستانش را در مشهد قرار می دهد. عطیه (لیلا حاتمی) نویسنده و مجری یک برنامه خانوادگی رادیوست. او هر روز به پرسش های شنوندگان این برنامه پاسخ می دهد و به آنها توصیه می کند با همسرشان چگونه باشند تا زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. عطیه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگیر مناسبات خود و همسرش (حامد بهداد) است و مشکلی دارد که حل نشدنی است.


    در پایان این فیلم شاهد تحول شخصیتی و عقیدتی عطیه هستیم. «در انتظار معجزه» قسمت سوم این سه گانه است، درباره امیر و مهرانه، زن و شوهری که چشم دیدن یکدیگر را ندارند. ازدواج سه سال پیش آنها اشتباه بوده و زندگی جهنمی آنها امانشان را بریده اما ناگزیرند یک شبانه روز یکدیگر را تحمل کنند. این زن و شوهر همراه دخترشان به مشهد می روند.


    در واقع زیارت یک سفر انفسی است که البته با سفر آفاقی هم همراه می شود و حرم، یک لوکیشن مقدس که در آن شخصیت قصه که معمولا قهرمانی شکست خورده و زخمی است به قصد التیام و آرامش خود آمده. گاهی زیارت بهانه و فرصتی می شود برای بازگشت به خویشتن و حتی گاه تحول اخلاقی شخصیت اصلی فیلم. فارغ از موقعیت های اخلاقی زیارت، خود زیارتگاه ها نیز از حیث بصری واجد کارکردهای زیبایی شناختی بوده و در خدمت پیام اثر قرار می گیرد.


    همچنین زیارتگاه به عنوان هدف فیلم و حسرت و آرزوی شخصیت اصلی واقع می شود و از پس آن قصه های جاده ای شکل می گیرد مثلا قهرمان قصه به قصد زیارت حرم امام حسین(ع) راهی کربلا شده و در طول مسیر تجربه های دراماتیکی را از سر می گذراند. عصر روز دهم مجتبی راعی به نوعی واجد همین ویژگی است. در قدمگاه محمد مهدی عسگرپور نیز قهرمان قصه با دخیل بستن به یک امامزاده و زندگی در آنجا به دنبال یافتن حاجت خود بود.


    ردپای زیارت را در بسیاری از فیلم ها می توان پیدا کرد اما در یک نگاه کلی کارکرد سینمایی زیارت رامی توان درچند مورد بازشناسی کرد. تجربیات روحی اخلاقی زیارت، سفر زیارتی و آئین و مناسک زیارت که با عناصر قصه و درام درهم تنیده می شود تا در نهایت زیارت در یک ساختار بصری بر دل مخاطب بنشیند.
     
    sargoli از این پست تشکر کرده است.