1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

سروده های انگلیسی ....

شروع موضوع توسط barfi ‏Feb 17, 2013 در انجمن درد دل

  1. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    Let us always tell each other our slightest griefs.

    Our smallest joys… these confidences, this

    Exquistite intimacy , are both the right and the duty of love.

    »Victor Hugo«


    بگذار تا همیشه حقیرترین غم ها یا ناچیز ترین شادیهای

    خود را به هم بگوییم ... این اعتمادها،این همدلی با شکوه

    هر دو حق و وظیفه عشق اند ...
    »ویکتور هوگو«
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  2. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    Once I knew the depth where no hope was and

    darkness lay on the face of all things. Then love came and

    set my soul free. Once I fretted and beat myself against the

    wall that shut me in. my life was without a past or future,

    and deoth a consummation devoutly to be wished.

    But a little word from the fingers of another fell into my hands

    that clutched at emptiness, and my heart leaped up with

    the rapture of living , i do not know the meaning of darkness

    , but i have learned the overcoming of it. «Helen keller»

    به عمق نومیدی رسیده بودم و تاریکی چتر خود را بر همه چیز

    کشیده بود که عشق از راه رسید و روح مرا رهایی بخشید.

    از بین رفته بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم. حیاتم

    تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ موهبتی بود که مشتاقانه

    خواهانش بودم. اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد

    در دستانم ، به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با شور زندگی

    شعله ور شد. معنای تاریکی را نمی دانم ، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.

    «هلن کلر»
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  3. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380
    معنای تاریکی را نمی دانم ، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.
    عالی بودن.عالی مرسی:22:
     
    rezaco2196 و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  4. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    خواهش.....!
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  5. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    With you there and me here. I have no one to discuss little things with like how the dew feels on the grass or big things like. what’s going on in the world

    I have been lonely talking and thinking to myself . I now realize how essential it is to have someone to share oneself with

    Susan Polis Schutz



    تو آنجا و من اینجا ، کسی را نداشته ام تا با او از چیزهای کوچک بگویم ،

    از دانه های شبنم بر تیغه های علف ، یا از چیزهای بزرگ ، از آنچه که در جهان میگذرد.

    تنها بوده ام ، گفته ام با خود و با خود در خیال بوده ام. اکنون دریافتم که

    داشتن کسی در کنار خود تا کجا حیاتی است ....
    سوزان پولیس شوت
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  6. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    Love is …

    Forgiving even though it’s hard to forget ; Holding hands and never wanting to let go ; hoping that tomorrow will be as wonderful as today ; sharing secrets and whispers and star-spangled nights , and most importantly ,… love is knowing that you’ll never be lonely again

    Edith Schaffer Lederberg



    عشق ...

    بخشیدن است هنگامی که فراموش کردن سخت مینماید ، دستگیری است و رها نکردن ، امیدوار که فردا چون امروز پرشکوه خواهد بود ، بازگویی رازها و نجواها و لذت بردن از شب های غرق در ستاره و از همه مهم تر ، عشق آن است که بدانی که دیگر تنها نخواهی ماند...

    ادیث شافر لدربرگ
     
  7. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    طراوت

    Let us always tell each other our slightest griefs.

    Our smallest joys… these confidences, this

    Exquistite intimacy , are both the right and the duty of love.

    »Victor Hugo«
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  8. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    Why repeat the old errors
    if there are so many new errors to commit

    وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد
    چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  9. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    Work toward happiness

    To be without desire is to be content. But contentment is not happiness. And in contentment there is no progress. Happiness is to desire something , to work for it , and to obtain at least a part of it. In the pursuit of beloved labor the busy days pass cheerfully employed , and the still nights in peaceful sleep . Success brings hope, hope inspires fresh desire,and desire gives zest to life and joy to labor.

    Max Ehrmann

    بی آرزو بودنن به معنای خرسندی است. ولی خرسندی به معنای سعادتمندی نیست.اما در خرسندی محض ، پیشرفتی در میان نخواهد بود سعادتمندی آن است که آرزویی داشته باشی، برای رسیدن به آن تلاش کنی و دست کم به بخشی از آن دست یابی در پیشبرد کاری که به آن عشق می ورزی روزهای پرکار شادمانه به شب میرسند و شبه آرام در خوابی صلح آمیز به صبح در می آیند . کامیابی امید به همراه می آورد ، امید متولد کننده ی آرزویی نو است و آرزو شور وشوق به زندگی میدهد و کار را با لذت همراه می سازد.
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.
  10. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,482
    50,624
    29,412
    To fall in love
    عاشق شدن

    To laugh until it hurts your stomach
    .
    آنقدر بخندی که دلت درد بگیره


    To go for a vacation to some pretty place.
    برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


    To go to bed and to listen while it rains outside.
    به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


    To clear your last exam.
    آخرین امتحانت رو پاس کنی



    To find money in a pant that you haven't used
    since last year.
    توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده
    نمی کردی پول پیدا کنی



    To wake up and realize it is still possible to sleep
    for a couple of hours.
    از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه
    هم می تونی بخوابی !



    To hear a song that makes you remember a special
    person.
    آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما
    می یاره



    To feel butterflies!
    In the stomach every time
    that you see that person.
    وقتی "اونو" میبینی دلت هری
    بریزه پایین !


    To have somebody tell you that he/she loves you.
    یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


    These are the best moments of life....
    اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


    Let us learn to cherish them.
    قدرشون روبدونیم
     
    مهربون از این پست تشکر کرده است.