1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

سراب

شروع موضوع توسط fargol ‏Mar 28, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. fargol

    fargol

    571
    589
    230
    سراب



    در راه عشق.عشق حجابی دوباره شد
    گفتیم اب و اب سرابی دوباره شد

    محو عطش به نیل عطش می شود پدید
    تاب عطش به حنجره ابی دوباره شد

    گفتم دمی بخواب که مستی ز حد گذشت
    چشمش به خواب رفت و شرابی دوباره شد

    امد که من به خاک برم اب زندگی
    ابادی ابد به خرابی دوباره شد

    ای یار ما حکایت جانسوز لاله ایم
    هر حرف داغ سینه کتابی دوباره شد

    ان اب خوش که زنده ی بیدار می نمود
    مرداب مر گواره ی خوابی دوباره شد

    ای دل فراز منظره ی هیچ جاری تست
    دیدی تو را وجود حجابی دوباره شد

    "سید مهدی موسوی فاخر"
    شاعر همدانی
    ***************
    متقابل شعر . یک شبی مجنون نمازش را شکست
    یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست
    سجده بر عشقت نمازم را چه باک گردلم مجنون نیازم را چه باک
    عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود
    عشق او هر شب مرا پیمانه است فارغ از هر جام و هر میخانه است
    سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او
    سجده دارم بر لب زیبای او پُر زلیلا بودن از سیمای او
    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای
    من نگویم از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای
    جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای
    جام لیلا گر به دستم داده ای با جنون چون عهد بستم داده ای
    نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی
    بس گوارایم اگر نیشم زنی دردم از لیلاست گر بیشم زنی
    خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن
    خستگی از عشق را باور مکن شکوه ی بیهوده از ساغر مکن
    مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم
    مرد این تن نازی لیلا منم از خم ابروی او شیدا منم
    گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم
    تو چه میدانی که لیلایم کجاست این رگ پیدا و پنهانم کجاست
    سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی
    سالها با مهر لیلا ساختم تو کجا بودی که من نشناختم
    عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم
    این دلم صد عشق را دروازه نیست نام لیلا در قمار آوازه نیست
    کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد
    گر مَنَت را مِنَت صحرا بُود در وجود تو مرا اما بود
    سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا برنیامد از لبت
    سوختی از حسرت یک یارَبم غیر لیلا برنیاید از لبم
    روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی
    روز و شب او را صدا کردم ولی دیده ای یک شب به تو گویم بلی
    مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی
    مطمئن بودی به تو سر می زنم در حریم خانه ات در می زنم
    حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود
    عشق لیلا نامدارم کرده است درس عشقش تاجدارم کرده است
    مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
    عاکف تبریز را صد یار نیست پای سگ بوسیدنش را عار نیست
     
    Admin و ahriman از این پست تشکر کرده اند.