1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

سبکباران ساحل ها

شروع موضوع توسط Acontius ‏Mar 1, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Acontius

    Acontius دیوانه متفکر !

    2,893
    1,173
    388
    لب دريا، نسيم و آب و آهنگ،
    شكسته ناله هاي موج بر سنگ.
    مگر دريا دلي داند كه ما را،
    چه توفان ها ست در اين سينه تنگ !

    تب و تابي ست در موسيقي آب
    كجا پنهان شده ست اين روح بي تاب
    فرازش، شوق هستي، شور پرواز،
    فرودش : غم؛ سكوتش : مرگ ومرداب !

    سپردم سينه را بر سينه كوه
    غريق بهت جنگل هاي انبوه
    غروب بيشه زارانم در افكند
    به جنگل هاي بي پايان اندوه !

    لب دريا، گل خورشيد پرپر !
    به هر موجي، پري خونين شناور !
    به كام خويش پيچاندند و بردند،
    مرا گرداب هاي سرد باور !

    بخوان، اي مرغ مست بيشه دور،
    كه ريزد از صدايت شادي و نور،
    قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه
    هزاران نغمه دارم چون تو پر شور !

    لب دريا، غريو موج و كولاك،
    فرو پيچده شب در باد نمناك،
    نگاه ماه، در آن ابر تاريك؛
    نگاه ماهي افتاده بر خاك !

    پريشان است امشب خاطر آب،
    چه راهي مي زند آن روح بي تاب !
    « سبكباران ساحل ها » چه دانند،
    «شب تاريك و بيم موج و گرداب » !

    لب دريا، شب از هنگامه لبريز،
    خروش موج ها: پرهيز ... پرهيز ... ،
    در آن توفان كه صد فرياد گم شد؛
    چه بر مي آيد از واي شباويز ؟!

    چراغي دور، در ساحل شكفته
    من و دريا، دو همراز نخفته !
    همه شب، گفت دريا قصه با ماه
    دريغا حرف من، حرف نگفته


    فریدون مشیری
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.