1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ساغرنامه

شروع موضوع توسط ~pegah*~ ‏Sep 10, 2013 در انجمن درد دل

  1. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    اگه یه صبح بیدار شدی دید دلت گرفته بود
    نگاه عاشقت فقط تو عکس من گیر کرده بود
    دست و پاهات میلرزیدن
    چشات اسیر گریه بود
    بدون که هستی رفته بود
    همونجا که باید میرفت
    معنی دنیا همینه
    مردن و سرسپردگی
    وقتی کنار قبرمی یه وقت نبینم اشکتو
    قسم به عشقمون برو
    اونجا نمون فقط برو
    تو رو خدا گریه نکن تحملشو ندارم
    اشکات یه دنیاست واسه من
    نمیتونم من ببینم
    نمیتونم من ببینم که بعد من کم میاری
    تورو خدا بذار برو
    دنیا یعنی همین برو
    بمیرم واسه بغض تو
    اگه دوسم داری برو
    تمام جون و عمر من فدای تار موی تو
    اصلا همین حالا میخوام بشم به قربون به چشات
    اگه دوسم داری بگو:
    دوست دارم دوست دارم
    ولی یه وقت غم نشینه تو این دل کوچیک تو
    فعلا هنوز که زنده ام عاشقتم دوست دارم
    تا وقتی که پیش توام داد میزنم دوست دارم ای عشق من
    یه وقت نیام به پیش تو بهم بگی نرو نرو
    طاقت ندارم به خدا اینجوری داغونم نکن
    چرا همش کم میارم وقتی میگی دوست دارم
    خدا ازم خواسته برم گفته تمومه زندگی
    به روت نیار غصه نخور الان فقط مهم تویی
    دیشب میگفتی عاشقمی
    گرفتار دل منی
    میرفتی و میاومدی میگفتی عاشق منی
    وقتی بهش فکر میکنم فکر میکنم دیوونه ای
    چه جوری عاشقم شدی؟ وقتی خدا گفته که تو فقط سه روزی زنده ایی؟؟؟
    هزار دفعه گفتی به من دوست دارم دوست دارم
    میخوای با من چیکار کنی؟ دلمو سوزوندی میدونی؟
    تو رو خدا کمتر با این حرفات به من اتیش بزن
    اخه مگه نمیدونی دور وز دیگه مسافرم
    باید به من یه قول بدی
    مواظب خودت باشی
    قول بده تنها نباشی
    گریه نکن
    غصه نخور
    فقط یکم دعا بکن
    که توی دنیای دیگه خدا به هم برسونه عشقمونو به همدیگه
    ای عشق من دوست دارم دوست دارم
    حتی اگ دیگه نباشیم پیش هم

    دلخوشی با غزل تازه همینم کافی ست
    تو مرا باز رساندی به یقینم همینم کافی ست
    قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو
    گاه گاهی که کنارت بشینم کا فیست
    گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
    گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
    اسمانی تو در ان گستره خورشیدی کن
    من همین قدر که گرم است زمینم کا فی ست
    من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
    برگی از باغچه شعر بچینم کافی ست
    فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
    که همین شوق مرا خوبترینم کافی ست
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  2. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    دمک آخر دنیاست ، بخند آدمک مرگ همین جاست، بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست، بخند دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست، بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست ،بخند صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست ،بخند راستی آنچه به یادت دادیم پر زدن نیست که درجاست، بخند آدمک نغمه آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست، بخند
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  3. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    گاهي كه دلم
    به اندازهء تمام غروبها مي گيرد

    چشمهايم را فراموش مي كنم

    اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمي رساند

    من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس

    مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست

    و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد

    و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند

    با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست

    از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد

    و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد

    و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد

    از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  4. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    از تو گریزم نیستچرا که ریسمانی از قلبتبر پای من گره خورده استبی آنکه بندی باشدپلی استکه از پرتگاهمبر آستانت گذر گاهی استای صداقت آبیدر این وانفسای تنهایی منبه فریادو بی پروادر پروازی خوشبه تناسخی دیگرراوی رازهای سر به مهرم باشو پروا مکنکه این حدیثهمواره مکرر است ...
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  5. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    قصه از غلط شروع شد
    از يه اشتباه ساده
    از يه خنده‌ای كه گم شد
    تو يه بغض بی‌اراده

    دست تو يا دست تقدير
    گاهي آدم، بد مياره
    قصه از غلط شروع شد
    من به تو ربطی نداره

    سادگی مو تو شکستی
    آينه‌ها دروغ نمی ‌گن
    تو ولی خودت نبودی
    خود من بودی، خود من

    شاکی‌ام اما نه از تو
    از خودم لجم گرفته
    از خودم كه بيشتر از تو
    منو دست كم گرفته

    منو دست كم گرفتی
    تو كه اسم من باهاته
    ولی من دروغ نمی گم
    پشت اين آيينه، ماته

    مات و ماتم ‌زده از تو
    تا ته قصه شكستم
    تو به انتها رسيدی
    من چمدونمو بستم

    باورم می کنی يا نه
    نمی دونم ، نمی دونم
    قصه از غلط شروع شد
    اينو از چشات می خونم
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  6. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    تا به حال چند بار شادی‌هایت را آرام و بی‌بهانه به او گفته‌ای؟ تا به حال به او گفته‌ای که چقدر همه چیز خوب است؟ که چه خوب که او هست؟ خیال می‌کنیم تنها زمانی که به خواسته خود رسیده‌ایم او ما را دیده و حس کرده است اما... گاهی بی‌پاسخ گذاشتن برخی خواسته‌های ما نشانگر لطف بی‌اندازه او به ماست... ما خدا را گم می‌کنیم در حالی که او در کنار نفس‌های ما جریان دارد... خدا اغلب در شادی‌های ما سهیم نیست...
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  7. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    میخوام بگم بوی تنت برای من یک دنیاس.........
    میخوام بگم امدنت برام شده یک رویا...........
    میخوام بگم دوست دارام با این دو چشم بی تاب.......
    میخوام بگم عاشقتم نگاهمو تو دریاب..........
    میخوام بگم شدی افسانه هر کتابم........
    میخوام بگم شدی شهرزادهه قصه هایم.....
    میخوام بگم غرورمو برای تو شکستم.........
    از این به بعد میخوام که اسمتو فریاد کنم.......
    تو گوش هر شقایقی اسمتو بیداد کنم........
    میخوام دیگه نترسم از غروب بی کسی هام........
    میخوام دیگه جدایی هم فلب منو نشکنه..........
    به امید نبودنت تمام عمر صبر کنه.........
    میخوام بگم مال منی تا اخر زندگی...........
    ولی تو منو فروختی با همه این سادگیم..........
    میخوام که دیگه دوریتو توی دلم حک کنم.........
    رنگ نفسهایی تورو تو سینه ام حبس کنم........
    میخوام بگم زندگیمو مرگ من دست توس............
    اگر بخوای همین الان برای تو میمیرم..............
    اما تورو خدا بذار قبل از مرگم..........
    کمی نگاهت بکنم................
    میخوام ببوسم دو تا چشمای قشنگ تورو...........
    میخوام که لب وا کنم و اسم تورو بخونم.......
    بعدش وصییت کنم و هر جمعه بیایی سر قبرم...........
    یک گل رز زرد بذاری کنار قبرم.............
    میخوام بدونی که قلبم همیشه مال توس............
    وجود من ذهن من همیشه مال توس............
     
  8. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    باد پَرسه می‌زند،
    تا نان را، از منقار تُرد گنجشکان بِرُباید.
    دختران شالیکار پنهان می کنند، دلهاشان رادر سبد چای!
    و ما همچنان، از مُردگان پیر، غولهای جوانی می‌سازیم !
    و غولهای جوان را، به قامت مُردگان پیر، کوچک می‌کنیم …
    تا همسنگ گور شود .
    باد، پرسه می‌زند،
    ماه چکه می‌کند از گلوی گنجشک،
    و من،
    گریه‌ام می‌گیرد …
    در این جغرافیای خسته‌ی بلاتکلیف،
    که دامن پُرخارش را
    تا آخر دنیا کشیده است.
    گریه‌ام می‌گیرد،
    نه برای رفتار متروک عقل،
    یا روزنامه‌های عصر،
    یا جمعه‌های دیوانه،
    برای تنهایی
    تعمید
    دانایی
    عشق
    شادمانی از کف رفته!
    برای ماهی‌ها
    با آن پوست پولک پولک‌شان
    که به رودخانه نیامدند.
    و برای هر آنچه، به زندگی پیوندمان می‌دهد.
    حالا تو، سبب گریه‌ی مرا می‌دانی،
    و می دانی که هیچ چیز به قدر خنده‌های تو،
    نوزاد ماهی‌ها،
    و گلی که به سپیده دمی می‌شکفد، خوشبختم نمی‌کند …
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  9. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    دیگر این دل آن دلی نیست که در آرزوی یک یار با وفا باشد ،
    این دل از بی وفایی خود نیز بی وفا شده است....
    دیگر این دل آن دلی نیست که در انتظار یک همزبان و همیار باشد ،
    این دل از تنهایی خرد خرد شده است....
    دیگر این دل آن دلی نیست که کسی را دوست داشته باشد ،
    این دل از شکست و بی محبتی بی احساس شده است....
    دیگر این دل آن دلی نیست که در تب و تاب یک لحظه عاشق شدن باشد
    ، بی قرار باشد ، چشم انتظار باشد ، این دل از انتظار خسته شده است....
    دیگر این دل آن دل سرخ و با احساس نیست ، این دل احساساتش همه سوخته شده است....
    دیگر این دل آن دل پر غرور نیست ، این دل غرورش شکسته شده است....
    دیگر این دل هیچ همدل و عشقی را ندارد ، آری این دل اینک تنهای تنها شده است
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  10. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    ستاره ای خاموشم ، مهتابی بی نورم ، عاشقم ولی یک عاشق تنهایم...
    منم همان چشمه گل آلود ، غنچه خشکیده ، بهار برگ ریزان ، با دلی خسته و پریشان....
    منم همان ساحل نا آرام ، بی قرار ، چشم انتظار ، انتظار موجی عاشق
    که به سوی من بیاید و یک ذره از خاک وجودم را با خود در دل دریا ببرد ....
    من همان مرد تنهایم که در کوچه پس کوچه های زندگی
    فریاد میزنم که خدایا من تشنه محبتم!
    کجاست محبت ؟ همانطور که کویر ، آرزوی قطره بارانی را دارد ،
    من نیز ماننده کویر آرزوی یک ذره محبت را دارم....
    دلم از بی محبتی سوخته و شکسته است ، نیاز به یک ذره محبت دارد ،
    اما کجاست همان یک ذره محبت ؟
    ترانه ای بی صدایم ، شعری بی قافیه ، پرنده ای پر بسته ، همانی که در قفس نشسته!
    خاموشم و سرد ، مثل پاییزم و پر از درد ....
    آری من همان مرد تنهایم که در خیال خودم به عشق بودن
    یاری به نام تنهایی در کنارم برای خالی شدن و شکسته شدن بغض
    در گلویم فریاد میزنم کجایی محبت؟ کجایی که من آرزویت را دارم!