1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ساغرنامه

شروع موضوع توسط ~pegah*~ ‏Sep 10, 2013 در انجمن درد دل

  1. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،
    من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
    من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،

    چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
    و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ،
    من را خودم از خودم ساخته‌ام،

    تو هم به یاد داشته باش
    منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
    تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

    لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
    و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
    و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه
    ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.

    می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
    می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،
    چرا که ما هر دو انسانیم.
    این جهان مملو از انسان‌هاست ،
    پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

    تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
    قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

    دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،
    حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،
    دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،
    چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
    نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
    من قابل ستایشم، و تو هم......

    یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.

    اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار .
     
    Mr EhSaN، Goln@r، ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    ماهي به آب گفت :
    تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم...
    آب جواب داد:
    اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني ........
     
    Goln@r، ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ و hosseiN.1 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    روزهایی در زندگی هست که اگر بخواهی هم نمی توانی فراموششان کنی، روزهای تلخ یا سختی که در حافظه ات هم یک سوزن بزرگ بالایشان قرار می گیرد و همیشه به چشم می آیند. روزهایی که انگار آسمان رنگ دیگری است؛ هوا تیره است با آنکه آسمان آفتابی است. روزهایی که صدای تپیدن قلبت را می شنوی و می ترسی و مجبوری که لبخند بزنی. دوست داری که آنروز زودتر شب شود به امید آنکه فردا رنگ دیگری باشد؛ به امید آنکه فردا روز به دیروزت بخندی و از پس آن همه ترس و نا امیدی روزی پرامید و دل انگیز را آغاز کنی.
    روزهای خاکستری شاید نام مناسبی برای این روزهای سخت باشد. روزهایی که دنبال امیدی هستی تا رنگِ روزت را عوض کنی و امیدواری سرنوشت، نویدبخش امید تازه ای باشد. شاید به کار بردن “روز″ برای توصیف این ساعات صحیح نباشد.این روزها معمولاً ۲۴ ساعته نیستند، یا خیلی کوتاه ترند و یا خیلی طویل تر.
    در کنار کودکان بودن راه مفیدی است برای فرار از رنگ این روزها. نمی دانم بعداً در پی نوشت این پست چه خواهم نوشت ولی امیدورام که پی نوشتی در انتهای این مطلب درج شود وگرنه مشخص است که تلخی این روز در کامم مانده و می خواهم فراموشش کنم.
    نیست رنگی که بگوید با من . . . وای این شب چقدر تاریک است!
     
    Goln@r، ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ و hosseiN.1 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
    می جویمت چنان که لب تشنه آب را
    محوتوام چنان که ستاره به چشم صبح
    یا شبنم سپیده دمان آقتاب را
    بی تابم آن چنان که درختان برای باد
    یا کودکان خفته به گهواره تاب را
    بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
    یا آن چنان که بال پریدن عقاب را
    حتی اگر نباشی، می آفرینمت
    چونان که التهاب بیابان سراب را
    ای خواهشی که خواستنی تر زپاسخی
    با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
     
    ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  5. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    هر کجا که پا می گذارم و نفس می کشم بیشتر تو را حس می کنم چه کار کرده ای
    با این دل دیوانه ؟

    نمی دانستی که من تو را می بویم و نفس می کشم که این طور عطرت را همه جا بخش کرده
    ای ....پس خودت کجایی ؟

    همه جا و هیچ جا ؟

    کجا به دنبالت بگردم زیبای خورشیدی ام ؟

    تمام حرف های بی انتهایی تکراری ام خواهشیست

    و آن آمدن تو ....تنها تو...
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  6. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    تو را دوست دارم ! نگاهت را ، کلامت را و آغوش مهربانت را !
    تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگهاي زيباي دنيا نه کم است به
    اندازه تمام زيباييهاي دنيا نه باز هم کم است تو را به : اندازه تمام
    دنيا دوست دارم من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم ، در
    هر نفسم عطرت را حس کردم و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را
    زندگي کردم ديگر در پس کوچه هاي خاطراتت جستويم نکن ،
    مرا نخواهي يافت که من در تو محو شدم و چه درآميختن زيبايي
     
    Goln@r و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  7. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    وقتی دستام توی دستات میشینه حرفت تو قلبم، میگیره قلبم وقتی نباشی
    وقتی خیره ام به چشمات واسه من مثل یه گنج، بودنت پایان رنج
    میمیرم از من اگه روزی عزیز دلت برنجه
    تو، تو آغوش منو من توی
    آغوش خدا
    بی تو
    نه
    ستاره و
    نه قصه و شعر و صدا
    دست تو، تو دستمه انگاری دنیا با منه
    آسمون و دریا و لحظه رویا با منه، مگه میشه بی تو بود
    مگه میشه بی تو نوشت تویی که همسفر جاده سخت سرنوشتی
    می مونیم تا آخرش با هم و از هم می خونیم فاصله یه دریا هم باشه ما عاشق می مونیم..
     
    Vida و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  8. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    گفتی بمان! می خواستم ، اما نمی شد!گفتی بخوان! بغض گلویم وا نمی شد!گفتم که می ترسم من از ، سِحر نگاهتگفتی نترس ای خوب من ، اما نمی شد!می خواستم ناگفته هایم را بگویمیا بغض می آمد سراغم یا نمی شد!گفتی که تا فردا خداحافظ ، ولی آهآن شب نمی دانم چرا فردا نمی شد ...
     
    Vida و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  9. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    سلام بهونه قشنگ من برای زندگی اره بازم منم همون دیوونه همیشگی
    میدانم که نامه ابتدا و انتها میخواهد این جا که ابتدایش تویی و انتهایش منم که دوستت دارم.اینجا باران است و باد زوزه کشان میایداما نازنینم نامه هایم را به باد نخواهم سپرد دانه دانه کلماتم را برایت میخوانم بلند بلند. و تو در حالی که لیوانت را سر میکشی ذره ذره به من میاندیشی.
    روز عزیزی است امروز.امروز خدا مهربانتر است به من.چراکه تور ا در سبدی از عشق برایم از اسمهانها به ارمغان اورده.مقدمت مبارک باد بهترینم.
    اینک از رویایت برایم بخوان و بر ان رنگی بزن رویایی که از سر دلتنگی دوستش دارم.رویایی بس زیبا در این روز میمون.
    خانه ایی ساخته بودیم با پنجره ایی رو به سوی خوشبختی و سقفی به بلندای اسمان و بر دیوارهایش رنگی زده بودیم که میتوانستیم در ان رویایی بیندیشیم. رویایی زیباتر از واقعیت.
    بهترینم دوست دارم
    اما فاصله من و تو به اندازه اقیانوس است همان اقیانوسی که من در دوست داشتن تو در ان دست و پا میزنم.
    مهربانم!تولدت خجسته باد و امروز من تمام خودم را گذاشته ام هدیه ایی که هرگز پس گرفته نمیشود.
    دوستت دارم
    بی انتظار........بی انتظار........بی انتظار
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  10. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    چارلی چاپلین:
    با پول میشود
    خانه خریدولی آشیانه نه،
    رختخوابخرید ولی خواب نه،
    ساعت خریدولی زمان نه،
    می توانمقام خریدولی احترام نه،
    می توانکتاب خرید ولی دانش نه،
    دارو خریدولی سلامتی نه،
    و بالاخره، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.آموخته ام ... که تنها کسی که مرا درزندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردیآموخته ام ... کهمهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن استآموخته ام ... که هرگز نباید بههدیه ای از طرف کودکی، نه گفتآموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوانقادر به کمک کردنش نیستم دعا کنمآموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حداز شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی بهدور از جدی بودن باشیمآموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد،فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن ویآموخته ام ... کهراه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالیاستآموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایشنزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کندآموخته ام ... که پول شخصیت نمیخردآموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی میکندآموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شدکه من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورمآموخته ام ... کهچشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهدآموخته ام ... که این عشق است کهزخمها را شفا می دهد نه زمانآموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظارلبخندی جدی از سوی ما را داردآموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تازمانی که عاشق بشویمآموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سختترمآموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت ازدست داده ما را تصاحب خواهد کردآموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگمادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارمآموخته ام ... که لبخند ارزانترینراهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد
     
    Vida و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.