1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

زن=مرد

شروع موضوع توسط ••ÐêMōn•• ‏Aug 26, 2013 در انجمن درد دل

  1. خرد تا به زنان میرسد، نامش مکر می شود

    و مکر تا به مردان میرسد نام عقل می گیرد. . .

    درخواست توجه به زنان میرسد، نامش حسادت می شود

    و حسادت تا به مردان میرسد، می شود غیرت. . .
     
    stranger، ❥ℳĀΣĐξĤ❥ و lady taylor از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. "پیشانی یک زن از لبهای وی با ارزشتر است."
    زیرا جمله "دوستت دارم" که از لبهای او جاری خواهند شد،
    قبلاً روی پیشانی وی حک شده است..
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  3. لبــخند می‌زنم،
    بی دلیل
    عشق می‌ورزَم،
    بی‌ تناسب
    زندگی می‌کنم،
    بی‌ خیال
    مدتی است...!
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  4. "گناه" از آن روز پدید نیامد که حوا سیبی چید ،
    آن روز "فضیلت باشکوهی" جلوه گر شد
    که "نافرمانی" نام دارد..

    (اوریانا فالاچی)
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  5. زلیخا موسوی٬ مادر حسین رونقی ملکی، فعال حقوق بشر و وبلاگ‌نویس زندانی، با تداوم بی‌توجهی‌ها به وضعیت جسمانی فرزندش در زندان از روز ۲۹ مرداد اعتصاب غذای نامحدود خود را آغاز کرده است.

    حسین رونقی ملکی که در روزهای گذشته بدلیل اعتصاب غذا دچار خونریزی کلیوی و گوارشی شده است، امروز٬ پنجشنبه٬ ۳۱ مرداد ۹۲ مرداد چهاردهمین روز اعتصاب غذای نامحدود خود را سپری می‌کند.

    زلیخا موسوی هفته گذشته اعلام کرده بود که اگر دادستانی و مسئولان قوه قضائیه همچنان به شرایط بد جسمی فرزندش بی‌توجهی کنند و بخواهند او را همچنان با این شرایط در زندان نگه دارند ظرف چند روز آینده دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

    وی گفته بود: “شاید این‌گونه صدای ما را کسی بشنود.”

    حسین رونقی ملکی‌ که پس از بازداشت مدت ۱۳ ماه را در سلول‌های انفرادی و تحت فشار شدید جسمی‌ و روحی‌ به‌سر برده است، از بیماری‌های مختلفی‌ از جمله مشکلات حاد کلیه، پروستات و خونریزی معده رنج می‌‌برد.

    وی از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ توسط اطلاعات سپاه است که به ۱۵ سال حبس محکوم شده است.
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  6. زنان پایین شهر

    ریاضی دانان بزرگی هستند

    آخر هیچ ارشمیدسی نمیتواند

    نیم کیلو گوجه را

    به نام آبگوشت

    بین سیزده نفر تقسیم کنــد ........
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  7. اگر دختر متولد شدی،
    آنقدر با تو صحبت می کنم
    تا بفهمی که در درون اندام نرمت چیزی
    بنام عقل وجود دارد!
    که می گویند تو فاقد آن هستی!
    ولی باید به ندای آن گوش فرا دهی ..
    ( اوریانا فلاچی ، نامه به کودکی که هرگز زاده نشد)
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  8. فکر می کنم تقریبا تمام دخترها در یه دوره ای از زندگیشون دلشون خواسته که جودی ابت باشن تا یکی باشه که مادی و معنوی حمایتشون کند و زندگیشون را به یک قصه هپی اند (happy end) بی نقص تبدیل کنه!

    من حالا دلم می خواد جودی ابت باشم، دلم می خواد یک بابا لنگ درازی باشه که کلا قسطهای منو بده که فعلا تا آخر تابستون مجبور نباشم برم سرکار (کلا من جودی کم توقعی هستم) و بعد توی این وانفسای پایان نامه نویسی دستهای پشت پرده اش تمام مشکلاتو درست کنه. بعد هم تشریف بیاوره جشن فارغ التحصیلی واسه من کف بزنه و خلاص !
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  9. سه تا دختر بچه 17 - 18 ساله ناشنوا ایستاده اند جلوی در اتوبوس و دارند با زبان اشاره برای هم چیزی را تعریف می کنند و می خندند. دهانشان را حرکت می دهند اما حتی موقع خندیدن هم صدایی از گلویشان خارج نمی شود.

    زن میانسالی که کنارم نشسته با اخم دخترها را نگاه می کند، معلوم است که مشکلشان را نفهمیده و حرکاتشان را به حساب لوس بازی گذاشته!! آخرش طاقت نمی آورد و رو به من بلند بلند می گوید" این دیگر چه اطوار جدیدی است؟! هر روز یک ادایی مد می شود". بی حوصله ام و نمی خواهم وارد بحث بشوم که توضیح بدم "این طفلک ها ادایی در نمی آورند، کار خودشان را دارند می کنند و در ضمن داد هم که بزنی باز هم صدایت را نمی شنوند که رعایت نظرت را بکنند". پس به جای تمام این توضیحات لبخند محوی می زنم و شانه هایم را بالا می اندازم.

    ایستگاه بعد زنی که ظاهرا مادر یکی از دخترهاست خودش را به آنها می رساند و با دست به دخترش اشاره می کند که باید پیاده شوند و بعد بر می گردد و به زن میانسال لبخند می زند. وقتی مادر و دختر پیاده می شوند زن دوباره رو به من می کند و این بار با حالتی کاملا دو دل و صدایی آرام می گوید " فکر کنم این اداهاشون واسه اینکه که انگاری نمی شنون؟ نه؟" باید بگویم " بله، ناشنوا هستند و اتفاقا بد ادا که نیستند هیچ، در مقایسه با همسن و سالهایشان، خیلی هم دخترهای شیرینی هستند" اما هنوز بی حوصله ام!. پس باز هم به جای جواب دادن لب پایینم را یک کمی جلو می دهم و سرم را خم می کنم که یعنی " شاید" و توی دلم فکر می کنم، حالا شاید تا ایستگاه آخر کم کم به این نتیجه رسیدی که " ناشنوا هستند
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  10. به ما یه صندلی بدید روی زمین نشینیم کرسی وزارت پیشکش...

    متاسفانه تنها در هنگام تبلیغات انتخاباتی زنان از اهمیتی خاص برخوردار می شوند و وعده و وعیدهای پوچ است که پشت سر هم بسمتمان سرازیر می شود ...

    این عکس مربوط به جلسه معارفه وزیر امور خارجه دولت یازدهم است. زنان خبرنگار به دلیل ازدحام جمعیت در جلسه روی زمین نشسته اند.

    BTA[​IMG]
     
    stranger و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.