1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

روز تولدم

شروع موضوع توسط nafa30 ‏Dec 21, 2012 در انجمن تولد خونه

  1. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    روز 3 شنبه بود!16 اسفند 90!امروز 15 ساله میشم!ینی دقیقا 15 سال پیش یه همینجور روزی!یه عصر 5شنبه ساعت 4 و45 دقیقه عصر دنیا اومدم......!!!خلاصه امروز صبح که از خواب بیدار شدم خییییییییییییلی خوشحال بودم! توقع داشتم همه تولد منو یادشون باشه!ناسلامتی بچه اولم!نوه اول هم هستم!...از همه اینا گذشته روز تولدم خیلی برام مهمه!نه تولد خودم بلکه تولد هرکسی!اواسه اینه که هیچوقت تولد اطرافیانمو فراموش نمیکنم وسعی میکنم اولین نفری باشم که بهشون تبریک میگم!....خلاصه از اتاقمون با صد ناز وکرشمه بیرون اومدیم با تصور این که الان بابام بغلم میکنه و....دیدیم نه بابا از این خبرا نیست!فک کردم میخان غافلگیرم کنن!واسه همین منم رو خودم نیاوردم!بعدشم صبحونمو خوردم ورفتم مدرسه!اون روز یکم دیر رسیدم بچه ها سر صف بودند!منم مستقیم رفتم سر صف!بعد از صف که رفتم کلاس دیدم هوراااااااااا!چه خبره!!!بچه برام جشن گرفتن!پای تخته صدتا شعر ونقاشی نوشته وکشیده بودن!خیییییییییییییییلی خوشال بودم!اخه من تنها کسی بودم که تا اون روز تو کلاس برام جشن گرفته بودن و.....این نشون میداد همه بمن یه لطفی داشتن!(البته باید ذکر کنم تو کلاس ما35 نفریم!از این35 نفر 18 نفرمون از اول راهنمایی تا حالا تو یه کلاس بودیم ینی5سال!خیلی باهم جفت وجوریم خوب همدیگه رو میشناسیم!یه مجموعه جدا نشدنی!).....جونم براتون بگه که اون ساعت عربی داشتیم!قرار بود امتحان بگیره!اول با اجازه خانم.ص. جشنمونو گرفتیم وکیکو اوردن وشمع هارو فوتیدم وکیکو بریدم وباهم خوردیم !بعدش هر کلکی سوار کردیم که امتحان نگیره!نشد!!!نامرد امتحانو ازمون گرف! وای وای وای!یه بی دقتی هایی کرده بودم که بیا وببین!خوب خونده بودما!همشو بلد بودم ولی.....1نمره کلا سوال 4و5 جا ب جا جواب دادم نامرد ازم کم کرد!خ خورد تو ذوقم!حقم نبود!حداقل باید نصفشو بهم میداد!این شد که برای اولین بار تو عمرم برا نمره گریه کردم!هق ...هق ...هق.....
    ساعت دوم همایش دعوت بودیم وبرا همین کل کلاس باهم از مدرسه زدیم بیرون و رفتیم سالنی که قرار بود همایش برگزار شه!
    کمکم داغ نمره عربی از سرم پرید!و با بروبچ خوش بودیم!
    ساعت آخر همه کادوهاموگذاشتم تو کیفم که مامیم نبینه ولو نره و.....
    تارسیدم خونه پریدم تو اتاقم وگوشیم برداشتم1دیدم به به به!همه عمو ها داییا وخالم پیام داده بودن وتبریک گفته بودن و......بعد از ناهار فوری رفتم تو نت1دیدم بلللللللللللللله بچه های کلوب هم تولمو تبریک گفتن!بعدشم رفتم تو سایت (زیست ارمان)پیامامو چکیدم وخلاصه اونجا هم همین خبرا بود..........
    کلی ذوق زده بودم!تولد امسالم باهمه تولدام میفرقید........اما چرا مامان وبابام عکس والعملی نشون نمیدادن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بعداز ی چرت کوشولو غروب با مامی وبابا ورفتیم واسه خرید عید بیرون اخه14 روز دیگه سال تحویل بود!!!!!شب هم رفتیم شهر بازی وبعدشم شامو همون بیرون خوردیم!خ خوش گذشت!ولی چرا هیچ حرفی از تولدم نبود؟چرا مامیم چیزی نیگفت؟؟؟؟خلاصه ساعت11 شب برگشتیم خونه1خیلی خسته بودم!یکمم ناراحت بودم !شب بخیر گفتم ورفتم تو اتاقم ویه نیم ساعت اهنگ گوشیدم وبعد رفتم تو فکر!!!!........هیییییی!........چن تا گلوله اشک از چشام غلتید رو بالشم!برام خیلی مهم بود که مامان وبابام .....ولی.......
    آخر کار یه پیام نوشتم وبهشون دادم وخوابیدم:روز تولدم بود !اما کسی نفهمید!حتی برای تبریک ،یک دوست هم نخندید،!گرچه تولد من ،تکرار عمر من بود!تکرار عمر فانی تکرار یک گذر بود!........
    .
    .
    .
    .
    .
    تو اوج لذت خوابم بودم که دیدم بابام داره نازم میکنه وصدام میزنه!چشامو که باز کردم وبلند شدم بابام بغلم کرد وتولدمو تبریک گفت وکلی ازم معذرت خواهی کرد!گفت همین الان پیاممو خونده(ساعت2 نصف شب)!خلاصه کلی باهام حرفید ونازمونو خرید واز دلم در اورد و قول داد فردا همه کلاساشو لغو کنه وببرتم بیرون دس رو هرچی گذاشتم به عنوان کادو تولدم بخره!!!!.......(تو دلم کلییییییییی ذوق میکردم)...خلاصه بعدشم بوسیدم ورف خوابید.......
    صبحم مامانم ازم معذرت خواست!گف داداشام دیروز خیلی نااروم بودن واذیت میدادن وخیلی خستش کرده بودن واسه همین حواسش نبوده ویادش رفته بوده و....(راستم میگف!بهش حق میدادم دیروز داداشای دوقلوم،متین ومبین، خیییلی غر میزدن)..................
    . . . .
    . . .
    ...
    ...
    اینم از خاطره متفاوت ترین تولدم
     
    arash.930، Goln@r، ❥ℳĀΣĐξĤ❥ و 9 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. mesi

    mesi

    684
    1,478
    352
    چخده لوسی تو
    خوش ب حالت همچی بابایی داری
     
    saghar73 و Nayereh از این پست تشکر کرده اند.
  3. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    نه بابا لوس نیستم
     
    mesi از این پست تشکر کرده است.
  4. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    اررررررررررره!اخی!همون 2نصف شب بیدارم کرد!نذاشت به فردا بکشه و تودلم بمونه
     
    mesi از این پست تشکر کرده است.
  5. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,019
    551
  6. sahar h

    sahar h

    861
    1,987
    335
    خوش به حالت.
    بابا مردم مثه پرنسس ها زندگی میکنن.
    بهت حسودیم شد.
    ایول
    تولدت مبارک :****************
    من یادم نمیاد آخرین بار کی تولد منو یادش بوده
    حتی عزیزترین کسم هم یادش رفت تولدمو
     
    setareh و mojt@ba از این پست تشکر کرده اند.
  7. mojt@ba

    mojt@ba داداش کریس

    3,108
    6,715
    488
    حالا بذار من از تولد 18 سالگیم برات بگم فقط اشک از چشاتون سرازیر نشه .
    روز 5 مرداد 1391 بود . یه روزی که اخرین بچه خانواده یا بهتر بگم تهتغاری خانواده 18 سال پیش به دنیا اومد .
    هیچی دیگه نه کسی رو داشتیم بهم تبریک بگه نه کسی بود که من براش مهم باشم . یه خانواده ایی که سرشون تو کار خودش بود .
    هیچی دیگه ظهر شد گفت مامان . خواهر و برادر امروز تولد منه شدم 18 ساله دیگه به سن قانونی رسیدم .
    مادرم فقط بوسیدم . خواهرم فقط تبریک گفت اونم به شوخی . برادرم هم که اصلا براش مهم نبود .
    خب دیگه شب شد 18 تومن دادم بابت کیک . رفتم تو یه قنادی واسه خودم یه کیک خریدم اوردم خونه کیک رو قسمت کردیم
    و خوردیم . هیچی دیگه تموم شد . فقط یه نفر به یادم بود اونم دوستم بود اسمش امیده اونم یه کارت شارژ 2 تومنی واسم فرستاد .
    اینم از جشن تولد ما .
    فقط میخواستم بگم ما از اون خانواده ها نیستیم کسی به یادم باشه یا برام سنگ تموم بذارم نه حالا بلکه همون موقعی که بچه هم بودم از اینکارا برام نمیکردن .
    به هر حال خوش بحالت خوش میگذرونی .

    از اونا هستیم که الکی برای خودش خوشه . از اونا هستیم... هی چی بگم ...


    تولدت مبارک باشه . برادر و خواهر های من هم اسفندی هستند .
     
    sahar h، setareh و Nayereh از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. تولد منم همه سنگ تموم گذاشتن... دوستام... بچه های انجمن... خونواده
    کلی حال داد ولی کادو زیاد نگرفتم:smile:
    مهم به یادهم بودنه:tongue:
     
    setareh و mojt@ba از این پست تشکر کرده اند.
  9. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    تولد امسالت با من!کاری میکنم که بهترین تولد عمرت باشه!............
     
    mojt@ba و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  10. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    نه بابا1؟؟؟؟؟؟؟پرنسس؟؟؟؟؟؟نکو ایطوووووووووو؟؟؟؟........نیدونم چی بگم بهت
     
    sahar h و setareh از این پست تشکر کرده اند.