1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

روزی که گوگل، «اندروید» را آغاز کرد

شروع موضوع توسط Admin ‏Dec 19, 2013 در انجمن اخبار تکنولوژی

  1. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,509
    24,610
    62,730
    سال ۲۰۰۵ هنگامی است که گوگل، تیمی سری از مهندسان جاه‌طلب و پرهیجان برای کار ‌روی پروژه‌ ساخت یک گوش هوشمند ‌جمع‌آوری کرد‌؛ یعنی پروژه اندروید. این تیم که در طبقه اول ساختمان شماره ۴۴ گوگل ‌بودند،‌‌ همان زمان به این می‌اندیشیدند که در حال کار‌ روی‌ ابزاری هستند که با ایجاد یک انقلاب، برای همیشه صنعت گوشی تلفن همراه را دگرگون خواهد ساخت.
    به گزارش «تابناک»، این تیم در سال ۲۰۰۷ برای پانزده ماه، هفته‌ای شصت تا هشتاد ساعت مشغول کار نوشتن و آزمایش کد‌ها، مذاکره با صاحب‌امتیازان نرم‌افزار‌ها‌ و سفر به سراسر دنیا برای یافتن قطعات مورد نیاز، توزیع‌کنندگان آن‌ها و سازندگانشان بودند. آنان‌ شش ماه ‌روی نمونه‌های آزمایشی کار کرده بودند و قرار بود تا پایان آن سال، از کار خود رونمایی کنند... تا آنکه یکباره استیو جابز، ‌روی صحنه رفت و آیفون را معرفی کرد.

    ‌«کریس دسالوو» از مهره‌های اصلی تیم‌ می‌گوید: با رو شدن آیفون، به عنوان یک مشتری به وجد آمدم و می‌خواستم‌ بلافاصله یک آیفون داشته باشم؛ اما به عنوان مهندس گوگل، فکر می‌کرد که باید دوباره شروع کنیم.

    برای بسیاری از مردم، همچنین بسیاری از کارمندان گوگل، رونمایی از آیفون در نهم ژانویه ۲۰۰۷ رخدادی مبارک بود که باید جشن گرفته می‌شد. جابز یک بار دیگر، کاری غیر ممکن کرده بود! چهار سال پیش از آن به شدت با غول‌های صنعت موسیقی وارد مذاکره شده بود که به وی اجازه دهند، ‌کاتالوگ آن‌ها را به قیمت هر آهنگ ۹۹ سنت ‌روی نرم‌افزار iTunes قرار دهد. حالا یک اپراتور را قانع کرده بود که اجازه دهد تا یک گوشی موبایل انقلابی بسازد! این برای تیم اندروید گوگل، در حکم ‌مشت محکمی بود.
    دسالوو می گوید: چیزی که ناگهان دیدیم، بی نظیر بود و بی نظیر بودنش تنها با نگاه کردن به آن مشخص بود.

    *****

    صنعت موبایل در سال ۲۰۰۵ به هیچ وجه با آنچه امروز می‌بینیم، مطابقت نداشت. صنعت نرم‌افزار موبایل، یکی از بی‌کار‌ترین بخش‌های دنیای فناوری بود. به اندازه کافی پهنای باند برای مشتریان نبود تا بتوانند به گشت‌و‌گذار در اینترنت بپردازند و گوشی‌ها به این اندازه قوی نبودند که بتوانند چیزی جز برنامه‌های معمولی را اجرا کنند.

    اما مهم‌تر از همه مشکلات‌ که استیو جابز به خوبی آن را شناخته بود، این ‌که همین صنعت بیکار، توسط یک انحصار اشرافی اداره می‌شد. شمار اندکی از شرکت‌ها در کنار اپراتور‌ها و سازندگان گوشی، مشغول ساخت نرم‌افزارهای موبایل هستند و آنچه ‌وجود دارد به شدت افتضاح است!

    پهنای باند بی‌سیم باید افزایش یابد و گوشی‌ها نیز باید از قطعات بهتری برای قدرت بیشتر استفاده کنند؛ اما در آن زمان این گونه به نظر می‌رسید که اپراتور‌ها و سازندگان گوشی همه این‌ها را کنترل می‌کنند.

    دلیل اینکه شمار اندکی از تولید کنندگان نرم‌افزار و تیم‌های برنامه‌نویسی مشغول نوشتن برنامه‌های موبایل بودند، این بود که هر بار ‌که این کار را می‌کردند، سرمایه خود را از دست می‌دادند. هیچ استانداردی در این حوزه نبود و در حالی که هر گوشی برنامه‌های خودش را اجرا می‌کرد، این به این معنی بود که نرم‌افزارهای سامسونگ، بر روی موتورولا اجرا نمی‌شود و همینطور نر‌م‌افزارهای موتورولا در گوشی‌های نوکیا جواب نمی‌دهد.

    از سوی پلتفرم‌های نرم‌افزاری حتی در دست خود شرکت‌ها نیز ناقص بود؛ برای نمونه، نسخه‌هایی از سیستم عامل «سیمبیان» وجود داشت که هر کدام با دیگری متفاوت بود و برنامه‌های خاص خود را داشت. این امر منجر به آن شده بود که سرمایه‌گذاری در این صنعت در نظر هر تولید‌کننده نرم‌افزاری، به معنی آتش زدن پول باشد.

    در ‌چنین شرایطی اما‌ گوگل و مدیرانش می‌دانستند که سرانجام کسی به فکر صنعت موبایل خواهد افتاد و تصور آن‌ها در آن زمان این بود که این فرد مدیر عامل مایکروسافت خواهد بود. به هر روی در آن زمان مایکروسافت قدرتمند‌ترین و پولدار‌ترین شرکت فعال در حوزه فناوری بود و بهتر از همه آنکه بازار گوشی‌های هوشمند مجهز به Windows CE Phone این شرکت هنوز داغ بود.

    مشکل اینجا بود که اگر مشتریان به شکلی انبوه به این گوشی‌های هوشمند و پلتفرم‌های ویندوز مایکروسافت هجوم می‌آوردند، آن گونه که بعدا با آیفون کردند، تمامی کسب و کار گوگل در خطر قرار می‌گرفت.

    این امر یک توهم یا اغراق نبود. در آن زمان مایکروسافت و گوگل درگیر یک رقابت داغ و هیجانی برای تسلط در حوزه جستجوی آنلاین بودند. بیل گیتس‌ و استیو بالمر بار‌ها به صراحت اعلام کرده بودند که چالش و رقابت با گوگل را حیثیتی و جدی می‌دانند. حتی گیتس دو بار به طنز اظهار کرده بود که رنگ‌آمیزی صفحه گوگل از روی لباس‌های «سرجی برین»، از بنیانگذاران گوگل ‌ است!

    وی اظهار می‌کرد که محبوبیت موتور جستجوی گوگل، یک مد است که زود تمام خواهد شد اما در عین حال اذعان می‌کرد که در میان تمام رقبایش، گوگل بیش از همه شبیه مایکروسافت است.

    در این شرایط مدیران گوگل متقاعد شده بودند که اگر ویندوز ‌روی موبایل‌ها مسلط شود، مایکروسافت بر سر دسترسی کاربران به موتور جستجوی گوگل‌ و به نفع موتور جستجوی خودش ‌مداخله ‌خواهد کرد.

    در واقع قانون آنتی‌تراست در دهه ۱۹۹۰ مانع از آن می‌شد که مایکروسافت از انحصار خود در سیستم عامل‌های دسکتاپ و لپتاپ استفاده کرده و برای نمونه، اقدام به تنظیم موتور جستجوی خود به عنوان موتور جستجوی اصلی ویندوز، بدون گذاشتن انتخاب برای کاربران برای تغییر آن کند.

    اما در مورد گوشی‌های هوشمند قضیه فرق می‌کرد. در اینجا مایکروسافت انحصار نداشت و قوانین اندک و ضعیفی وجود داشت که می‌توانست مانع از تندخویی مایکروسافت شود. گوگل نگران این موضوع بود که در صورتی که مایکروسافت دسترسی به جستجوگر گوگل را در گوشی‌های موبایل محدود کند، بسیاری از کاربران از این پس جستجوگر مایکروسافت را جایگزین گوگل خواهند کرد.

    این‌‌ همان بلایی بود که مایکروسافت در دهه نود با طراحی اینترنت اکسپلورر بر سر مرورگر Netscape آورد و ارگ قرار بود این بلا بر سر موتور جستجوی گوگل نیز بیاید، بدون تعارف کل کسب و کار گوگل در خطر ورشکستگی و نابودی بود.
    *****

    [​IMG]

    روزی که استیو جابز آیفون را رونمایی کرد، «اندی روبین»، مدیر تیم اندروید، ‌ششصد مایل دور‌تر از وی در لاس‌وگاس و در راه جلسه‌ای با یکی از اپراتور‌ها بود. روبین به قدری از آنچه جابز رونمایی کرد، متحیر شده بود که در مسیر جلسه خود، اتومبیلش را متوقف کرد تا بتواند مراسم را ‌‌آنلاین تا پایان ببیند. در همین حال به همکارش که در کنار وی بوده می‌گوید: خدای من! فکر کنم باید یکی از این‌ها بخریم.

    اساسا آنچه ‌تیم اندروید ‌روی آن کار می‌کرد، گوشی تلفنی بود با ‌رمز Sooner که ‌نرم‌افزارهایی داشت که بسیار پیشرو‌تر از آن چیزی بودند که در آیفون بود. این گوشی علاوه بر داشتن یک مرورگر کامل و اجرای همه برنامه‌های تحت وب گوگل مانند جستجو، نقشه‌ها و یوتیوب، سیستم عاملی داشت که تنها مخصوص Sooner نبود و می‌توانست ‌روی هر گوشی دیگری نیز نصب شود. هیچ نیازی به وصل شدن به یک لپ‌تاپ یا PC نداشت و می‌توانست همزمان چندین برنامه را اجرا کند و به یک بازارچه از برنامه‌هایی که گوگل تغذیه‌شان می‌کرد، دسترسی داشت.

    در عوض آیفون نیاز داشت که برای هر کاری با iTunes در ارتباط باشد، چرا که امکان اجرای چندین برنامه همزمان را نداشت و در ابتدای کار خود از بازار نرم‌افزار‌ها در آن خبری نبود.

    اما نکته مهم در اینجا بود که Sooner زشت بود. صفحه کلیدی بزرگ و صفحه نمایشی کوچک داشت که لمسی نبود. روبین و همکارانش و همچنین شرکت‌های همراهی همچون HTC بر این باور بودند که مشتریان این گوشی بیش از همه مجذوب نرم‌افزار و سیستم عامل این گوشی خواهند شد تا ترکیب و ریخت آن.

    این امر از آن روی بود که در آن زمان خرد متعارف بر این بود که حرکات انقلابی در تحول شکل و شمایل گوشی، معمولا با شکست همراه است. نمونه آن گوشی نوکیا N-Gage بود که در سال ۲۰۰۳ ترکیبی از یکی کنسول بازی با گوشی تلفن بود.

    اما موضوع در مورد آیفون کاملا متفاوت بود. این گوشی نه تنها از زیبایی خاصی برخوردار بود، بلکه از این ظاهر زیبا برای ایجاد تحولی در ارتباط با گوشی تلفن استفاده کرده بود؛ ایده‌ای که مهندسان گوگل اصلا به آن توجه نکرده بودند و یا آن را ریسک بزرگی می‌دیدند.

    با حذف صفحه کلید و به‌کار‌گیری یک صفحه کلید مجازی اکنون این امکان بود که هر برنامه دکمه‌های مخصوص به خود را داشته باشد. دکمه‌های پخش، مکث و توقف تنها زمانی پیدا می‌شدند که شما برنامه پخش موزیک را باز کنید یا در حال دیدن فیلم باشید. وقتی می‌خواستید نام کسی را بنویسید، صفحه کلید نمایش داده می‌شد و بعد از تمام شدن تایپ، ناپدید می‌شد!

    بدون صفحه کلیدی که نیمی از گوشی را از آن خود کند، آیفون توانسته بود صفحه نمایشی دو برابر بزرگ‌تر از هر گوشی که تا آن زمان در بازار بود فراهم کند‌ و جالب‌تر از همه، هم در حالت افقی و هم در حالت عمودی، این صفحه نمایش کاربری یکسان داشت. اپل اقدام به کاربرد حسگر شتاب‌سنج در آیفون کرده بود تا با استفاده از نیروی جاذبه به گوشی تلفن بگوید که چگونه صفحه نمایش را بچرخاند.

    اما برخی موارد نیز در اولین آیفون کم بود؛ برای نمونه، روبین و تیم اندروید و بسیاری دیگر به این فکر می‌کردند که کاربران حین تایپ کردن با صفحه کلید مجازی باید یک بازخورد لمسی نیز داشته باشند. به همین دلیل بود که نخستین گوشی مجهز به اندروید ـ Tmobile G۱ که شرکت HTC طراح آن بود ـ که دو سال بعد روانه بازار شد یک صفحه کلید کشویی داشت.

    همه این‌ها به کنار، شاید بزرگ‌ترین دغدغه برای مهندسان و مدیران گوگل این بود که چرا استیو جابز را دست کم گرفته بودند؟ استیو جابر دست کم از مسیری آمده بود که طی آن تحولی در ارتباط با گوشی به وجود آمده بود، ارتباط با گوشی از طریق لمس انگشت و نه دکمه یا قلم؛ هرچند این تنها سوغات این مسیر نبود.

    ‌«اتان بیرد» یکی از مدیران اجرایی با سابقه گوگل می‌گوید: می‌دانستیم که قرار است اپل از یک گوشی تلفن رونمایی کند. همه این را می‌دانستند. فقط نمی‌دانستیم که این گوشی تا این حد خوب است. در حالی که گوگل مایکروسافت را رقیب اصلی خود در صنعت موبایل می‌پنداشت، استیو جابز ناگهان محاسبات را به هم ریخته بود.

    در عرض یک هفته، تیم اندروید همه اهداف خود را ‌بازبینی کرد و گوشی هوشمندی با صفحه نمایش لمسی و با ‌رمز Dream در تمرکز تیم قرار گرفت و تاریخ رونمایی آن پاییز سال ۲۰۰۸ تعیین شد. مهندسان مشغول واکاوی هر آن چیزی شدند که آیفون «نمی‌توانست» انجام دهد تا زمانی که گوشی خود را رونمایی می‌کنند به شدت از آیفون متمایز باشد.

    ‌«اریک سنج» مدیر پروژه اندروید خاطره هیجان عصبی منتظر ماندن برای رونمایی عمومی را به یاد می‌آورد و می‌گوید: هیچ گاه این احساس را نداشتم که باید هر آنچه را تا آن زمان کرده‌ایم ‌دور بریزیم. معنی این آن بود که استیو جابز با آیفون به ما گفته‌ بازی تمام شد! هر آنچه بود می‌خواستیم، آنچه ‌رونمایی می‌کنیم برنده این بازی باشد.