1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

رهگذر جاده ها

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏May 16, 2014 در انجمن درد دل

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    زندگی باید کرد !گاه با یک گل سرخگاه با یک دل تنگگاه با سوسوی امیدی کمرنگزندگی باید کرد !گاه با غزلی از احساسگاه با خوشه ای از عطر گل یاسزندگی باید کرد !گاه با ناب ترین شعر زمانگاه با ساده ترین قصه یک انسانزندگی باید کرد !گاه با سایه ابری سرگردانگاه با هاله ای از سوز پنهانگاه باید روئیداز پس آن بارانگاه باید خندیدبر غمی بی پایانلحظه هایت بی غم …………روزگارت آرام ……..

    مانده ام سر در گریبان
    بی تو در شب های غمگین
    بی تو باشد همدم من
    یاد پیمان های دیرین
    آن گل سرخی که دادی
    در سکوت خانه پژمرد
    آتش عشق و محبت
    در خزان سینه افسرد
    کنون نشسته در نگاهم
    تصویر پر غرور چشمت
    یک دم نمی رود از یادم
    چشمه های پر نور چشمت
    آن گل سرخی که دادی
    در سکوت خانه پژمرد

    هر چند نمی‌دانم خواب‌هایت را با که شریک می‌شوی اما هنوز ، شریک تمام بی‌خوابی‌های من، تویی
    من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
    و از این غربت تلخ
    که به اجبار به پایم بستند
    می گریزم از شب
    می گریزم از عشق
    و تو ای پاک ترین خاطره ها
    همه جا در پی تو می گردم…
    مادر ای والاترین رویای عشق
    مادر ای دلواپس فردای عشق
    مادر ای غمخوار بی همتای من
    اولین و آخرین معنای عشق
    زندگی بی تو سراسر محنت است
    زیر پای توست تنها جای عشق
    مادر ای چشم و چراغ زندگی
    قلب رنجور تو شد دریای زندگی
    تکیه گاه خستگی هایم توئی
    مادر ای تنهانرین ما وای عشق
    یاد تو آرام می سازد مرا
    از تو آهنگی گرفته نای عشق
    صوت لالائی تو اعجاز کرد
    مادر ای ” پیغمبر زیبای عشق “
    ماه من پشت و پناه من توئی
    جان من ای گوهر یکتای عشق
    دوستت دارم تو را دیوانه وار
    از تو احیاء شد چنین دنیای عشق
    ای انیس لحظه های بی کسی
    در دلم برپا شده غوغای عشق
    تشنه آغوش گرم تومنم
    من که مجنونم توئی لیلای عشق

    یک لحظه … زندگی تو از دست می رود
    وقتی کسی که هستی تو هست می رود
    شاید که اندکی بنشیند کنار تو
    اما کسی که بار ِ سفر بست می رود
    آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش
    چون طفلی از کنار تو با دست می رود
    رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است
    گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

    خسته ام دیگر ازین فریاد ها
    خسته از بی مهری و بی دادها
    خسته از دلبستگی و یاد ها
    خسته از شیرین و از فرهاد ها
    خسته ام از این همه دیوانگی
    خسته از نادانی فرزانگی
    خسته از این دشمنان خانگی
    خسته ام ازین همه بیگانگی
    خسته ام از گردش چرخِ فلک
    خسته از تنهایی و شب های تک
    خسته از ایمانم و تردید و شک
    خسته از دیو و دَد و دوزو کلک
    خسته ام دیگر ازین آوارها
    خسته از سنگینی دیوارها
    خسته از ظلم و بد و آزارها
    خسته از بی یاری بیمارها
    خسته ام از تابش مهر و قمر
    خسته از نامردمی های بشر
    خسته از بی فطرتان بی هنر
    خسته ام از خستگی ها، بیشتر…
    خسته ام، خسته ام…

    دلخوش عشق شما نیستم من ای اهل زمین
    عشق را در آسمان قلب و روح من ببین
    عشق من در ذهن و در جان من است
    عشق من تنها خدای ِ آسمان روشن است
    عشق من یادش بود آرام دل ،
    یاد او هر غصه ای را مرهم است
    گر، به او دل خوش بدارم روز و شب
    جان خسته کی فتد در تاب و تب ؟
    گر سزاوار ره کویش شوم
    فارغ از دنیا شده ، سویش روم
    دل زقید بندها وا میشود
    در بهشت اولینش باز ماوا میشود
    مرغ دل تنها سبکبال و رها
    رو بسوی عرش اعلا میشود

    عاشق شدن چیز ساده ایست . . . مهم عاشق ماندن است ، بی انتها.. بی زوال.. تا ابد.. بی منت….!
    بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود
    بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود
    ما خدا را با خود سر دعوا بردیم
    و قسم ها خوردیم
    ما به هم بد کردیم
    ما به هم بد گفتیم
    ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم
    و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم
    روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم
    از شما می پرسم
    ما که را گول زدیم ؟

    نمی دانم چه می خواهم بگویم
    زبانم در دهان باز بسته ست
    در تنگ قفس باز است و افسوس
    که بال مرغ آوازم شکسته ست
    نمی دانم چه می خواهم بگویم
    غمی در استخوانم می گدازد
    خیال ناشناسی آشنا رنگ
    گهی می سوزدم گه می نوازد
    گهی در خاطرم می جوشد این وهم
    ز رنگ آمیزی غمهای انبوه
    که در رگهام جای خون روان است
    سیه داروی زهرآگین اندوه
    فغانی گرم وخون آلود و پردرد
    فرو می پیچیدم در سینه تنگ
    چو فریاد یکی دیوانه گنگ
    که می کوبد سر شوریده بر سنگ
    سرشکی تلخ و شور از چشمه دل
    نهان در سینه می جوشد شب و روز
    چنان مار گرفتاری که ریزد
    شرنگ خشمش از نیش جگر سوز
    پریشان سایه ای آشفته آهنگ
    ز مغزم می تراود گیج و گمراه
    چو روح خوابگردی مات و مدهوش
    که بی سامان به ره افتد شبانگاه
    درون سینه ام دردی ست خونبار
    که همچون گریه می گیرد گلویم
    غمی ‌افتاده دردی گریه آلود
    نمی دانم چه می خواهم بگویم

    او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
    نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست
    نمیدانم چه میخواهم خدایا / به دنبال چه میگردم شب و روز
    چه میجوید نگاه خسته من/ چرا افسرده است این قلب پر سوز


    باران را در آغوش می گیرم
    و خودم را غرق در رویای بدون تو بودن می کنم
    تو با آغوشی باز…
    با آغوشی پر از نفس های پاییزی
    به استقبالم می آیی…
    و مرا تنگ در آغوشت می گیری
    و یک نفس عمیق تو کافیست
    برای دوباره جان دادنم در هوای بودنت…

    فرق است میــان آنــکه یـــارش در بــر . . . با آنـــکه دو چشــم انتظـــارش بــر در
    زن ها هم خــدایند . . . زیبــا ، انتقــام جو و عـاشق پیشه . . . می آفریننــد و انتظار پرســتش دارند

    چون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت
    با یار ناجوانمرد دیگر چه می توان گفت
    با محرمان غمناک بهمرهان ناشاد
    با همدمان دم سرد دیگر چه می توان گفت
    با بدقمار بدنرد با بد رگان نامرد
    با رهزنان بی درد دیگر چه می توان گفت
    مردانگی چو شد ننگ
    بر مرد عرصه شد تنگ
    فهلی چو خاری آورد
    دیگر چه می توان گفت
    در شهر خالی از مرد
    با خاطری پر از درد
    شبرو شب است و شبگرد
    دیگر چه میتوان گفت

    تو که در باور مهتابی عشق
    رنگ دریا داری
    فکر امروزت باش
    به کجا می نگری
    زندگی ثانیه‌ای است
    وسعت ثانیه را می‌فهمی؟
    در شبی مهتابی
    می‌شود در دل این ثانیه باران بشویم
    وز دلی غمزده در بستر عشق
    عقدها بگشائیم
    گره از کار کسی باز کنیم
    و تمامیت دنیامان را
    از نم عاطفه لبریز کنیم
    می شود مثل نسیم
    بال در بال پرستو با شوق
    بوسه بر قلب شقایق بزنیم
    می شود غرق محبت بشویم
    خودمان را به خدا بسپاریم
    قلبمان را به صمیمیت عشق
    دلمان را به امید
    می‌شود همدم تنهائی یک دل بشویم
    بودنت تنها نیست
    تو خدا را داری
    و من آرامش چشمان تو را
    زندگی ثانیه ای است
    وسعتش را دریاب
    می‌شود در دل این ثانیه کامل بشویم



    غم روی جوانی کرده پیرم
    که نزدیک است از شوقش بمیرم
    خردمندان همه دیوانه گردند
    اگر بینند یار بی‌نظیرم
    دل و جان من از شادی هدف بود
    چو چشم مست او میزد به تیرم
    مرا بی‌دوست خوابی نیست، هرچند
    کنی بستر ز خارا یا حریرم
    به عهد کودکی هم دایهء من
    به شهد عشق می‌آمیخت شیرم
    ز بند هر که گوئی می‌گریزم
    ولی از دام زلفت ناگزیرم​
     
    setareh، mini.mini و MR.Nimasr از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید




    زندگی باید کرد !

    گاه با سایه ابری سرگردان

    گاه با هاله ای از سوز پنهان

    گاه باید روئید
    از پس آن باران

    گاه باید خندید
    بر غمی بی پایان


    لحظه هایت بی غم ............


    روزگارت آرام ........

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    مانده ام سر در گریبان
    بی تو در شب های غمگین
    بی تو باشد همدم من
    یاد پیمان های دیرین
    آن گل سرخی که دادی

    در سکوت خانه پژمرد
    آتش عشق و محبت
    در خزان سینه افسرد
    کنون نشسته در نگاهم
    تصویر پر غرور چشمت
    یک دم نمی رود از یادم
    چشمه های پر نور چشمت
    آن گل سرخی که دادی

    در سکوت خانه پژمرد
    هر چند نمی دانم خواب هایت را با که شریک می شوی اما هنوز ، شریک تمام بی خوابی های من، تویی





    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
    و از این غربت تلخ



    که به اجبار به پایم بستند


    می گریزم از شب



    می گریزم از

    و تو ای پاک ترین خاطره ها


    همه جا در پی تو می گردم...
     
    setareh، mini.mini و MR.Nimasr از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    :biggrin24:
     
    setareh، mini.mini و MR.Nimasr از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    طولانی بود فقط کامنت اول خوندم:35::35::35:
     
    setareh، mini.mini، MR.Nimasr و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    به سلامتی نیلور:35::35:
     
    setareh، mini.mini و MR.Nimasr از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. عالی بود ... سپاس ...
     
    setareh، mini.mini و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش داداش گلم
     
    $$h@mid$$، setareh و mini.mini از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. mini.mini

    mini.mini ...

    874
    4,719
    4,290
    ارمیتا جووووونم زیبا بود تشکر
     
    setareh و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش عزیزم
     
    setareh و mini.mini از این پست تشکر کرده اند.
  10. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    مرسی عزیزم...:smile:عالییییییییییییییی:225::252::252::252:
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.