1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم...!

شروع موضوع توسط setareh ‏May 3, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247


    cb6f535b706df9f405f5aeff50c80347.


    رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
    تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم


    واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!
    ترجیح دادم دست روی دست بگذارم


    بیزارم از وقتی که آزادم کند، ای وای!
    روزی که خوشحالش نخواهد کرد آزارم


    این پا و آن پا کرد گفتم دوستم دارد
    اما نگو سر در نمی آورده از کارم!


    از یال و کوپالم خجالت می کشم اما
    بازیچه ی آهو شدن را دوست می دارم


    با خود نشستم مو به مو یادآوری کردم
    از خواب های روز در شب های بیدارم


    من چای می خوردم به نوبت شعر می خواندند
    تا صبح، عکس سایه و سعدی به دیوارم








    "مهدی فرجی"​
     
    M.G.Captain، ×امیرمحمد × و simid از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    این پا و آن پا کرد گفتم دوستم دارد
    اما نگو سر در نمی آورده از کارم!
    :(
     
    M.G.Captain و ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده اند.