1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

راه عاشقی

شروع موضوع توسط میلاد 1 ‏May 25, 2013 در انجمن درد دل

  1. اگر می خواهی عاشق شوی قلب را آماده حرفهای صادقانه کن…
    اگر می خواهی عاشق شوی با اراده کامل به عشقت بگو که دوستش داری…
    اگر می خواهی این عشقت برای همیشه پایدار بماند دروغ و نیرنگی را از صحنه عاشقی ات پاک کن…
    اگر می خواهی به عشقت برسی احساسات را از وجودت دور نگه دار و سعی کن از ته دلت عاشق شوی…
    اگر می خواهی عاشق شوی بیا و تا آخر راه عاشق باش…
    با صداقت با یکرنگی با یکدلی…
    بیا و برای رسیدن به عشقت با سرنوشت مبارزه کن با سختی ها مقابله کن…
    اگر می خواهی به عشقت برسی درد و دلهایت را صادقانه به عشقت بگو…
    به ظاهر نگو که دوستش داری از تمام وجودت بگو که دوستش داری… نیازی به فریاد نیست از ته دلت بگو عاشقی…
    اگر می خواهی عشقت پاک و مقدس بماند بی ریا عاشق شو…
    نیازی به ابراز احساسات با کلمه های احساسی نیست…
    تنها باید نسبت به عشقت و دوست داشتنت پایدار باشی تا بتوانی به آنچه که می خواهی برسی…
    تنها از ته دل عاشق باش…!!!
     
    behnam7503، ★ سونامی ★ و ★SARINA★ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مسافری از بهشت

    خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای؟
    این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است ؟
    این چه ماهی است که در روزها هم در آسمان است و نور میدهد؟
    این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟
    این چه پروانه ای است که اینقدر رنگارنگ و زیباست؟
    این چه ستاره ای است که در بین تمام ستاره ها درخشان تر است؟
    خدایا این چه عشقی است که جانم دیوانه او شده؟
    چقدر مهربان است مهر و محبت در وجود اوست.
    هدیه خداوند برای من از بهشت است ، فرشته ای که مسافر بهشت است.
    خدا برایم این مسافر را از بهشت فرستاده تا برای همیشه این مسافردر قلبم بماند.او بهشت را دیده و می داند چقدر زیباست!
    خدایا این مسافر کیست که اینقدر قلبش از محبت می تپد و او کیست که اینقدر از چشمانش مروارید می ریزد ، از دستانش گرما احساس می شود ، و از نگاهش عشق خوانده میشود؟
    او کیست که آمده در قلبم و غوغا به پا کرده و مرا دیوانه خودش کرده؟
    او از سرزمین رویایی آمده سرزمینی که همه آرزوی دیدن آن را دارند.
    او از بهشت آمده با کوله باری از امید و آرزو آمده.
    با ابرها همسفر بوده ابرهایی که رنگین کمان ریلهای آن بودند.
    من افتخار میکنم عاشق فرشته و مسافری از بهشت خداوند شده ام!
     
    ★ سونامی ★ و ★SARINA★ از این پست تشکر کرده اند.
  3. شب و درد و دل

    شب بود ، شبی که تصویری سیاهتر از گذشته ها داشت…
    شبی که مهتابش در پشت ابرهای سیاه به خواب رفته بود.
    شبی که گهگاهی ستاره های نادری در آسمان سیاه و ابری می درخشیدند .
    ستاره هایی که نوری نداشتند…
    شب سوت و کور شده بود ، بدون مهتاب ، بدون ستاره!
    ابرها به آرامی از کنار ماه می گذشتند…وقتی ابرهای سیاه بر روی ماه می نشستند احساس تنهایی و سیاهی در من بیشتر می شد…
    شب نمی گذشت ، بی پایان بود…کاش هر چه زودتر این شب بی پایان ، پایان داشت. سکوتی سرد در تنهایی و درد در قلب آسمان دلم احساس می شد…
    سیاهی شب…تنهایی مرد همیشه تنها !
    ستاره ها درد مرا نمی فهمند ، مهتاب خاموش مانده است، چون ابرهای سیاه روی آن را پوشانده اند…
    تنها امیدم به مهتاب بود اما…
    حالا به چه کسی بگویم درد دلم را در این شب غریبه!…
    ستاره ها هر کدام در آسمان برای یک دل هستندو برای هزار چشم چشمک می زنند …
    من دلم می خواهد درد دلم را برای کسی بگویم که یک دل و یکرنگ باشد اما!..
    پس همان بهتر که درد دلم درونم بماند و تبدیل به بغض شود و در آخر سر بغضم تبدیل به همان گریه شبانه شود…همان بهتر…
     
    behnam7503، ★ سونامی ★ و ★SARINA★ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ★SARINA★

    ★SARINA★ بانوی زمستان:d

    11,703
    27,122
    1,447
    مرسی:20
     
    میلاد 1، behnam7503 و ★ سونامی ★ از این ارسال تشکر کرده اند.