1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

راه‌ها و جاده‌ها در دوران هخامنشیان

شروع موضوع توسط Niloufar ‏Apr 16, 2015 در انجمن تاریخ

  1. داریوش بزرگ برای اداره بهتر كشور و سهولت در امر نظارت بر قلمرو پهناوری كه بوجود آورده بود. وسعتی كه تا آن زمان هیچ امپراطوری به آن دست نیافته بود. – به فكر بكارگیری شیوه ای جدید از سازماندهی و وضع قوانین و مقررات و همچنین ایجاد تسهیلات افتادو بدستور داریوش کبیردر سراسر شاهنشاهی جاده های بسیاری ساخته شد.

    نخستین اقدام لازم، ایجاد تسهیلات ارتباطی بود، بدستور داریوش برای آگاهی و اطلاع وی از جدیدترین رخدادها در سراسر قلمرو جاده هایی ساخته شد كه شوش را به سارد و بابل را به شوش متصل می نمود. همچنین از راه ها و جاده هایی كه در این زمان ساخته شد. داریوش برای تسریع در امر لشگركشی استفاده می نمود. كه مهمترین آنها به راه شاهی معروف بود.

    به فاصله هر 24 كیلومتر چاپارخانه ای ساختند كه در این چاپارخانه ها همیشه اسب های تازه نفس آماده بودند. پیك های دولتی با رسیدن به این چاپارخانه ها اسب های خود را عوض می كردند. و با اسبی تازه نفس با سرعت به راه خود ادامه می دادند. یا اینكه پیغام یا نامه به چاپار دیگری داده می شد. به همین صورت اینكار ادامه می یافت. تا نامه به مقصد می رسید.

    راهها و چاپارخانه ها

    هرودوت از خوبی راه و اسباب آسایشی که در میهمانخانه ها برای مسافرین مهیا بوده بسیار تمجید کرده و نظم و ترتیب آن را ستوده است لیکن درباره انشعاب های منطقه ای نظام راهداری هخامنشی توصیف هردوت بسیار ناقص است و یا لااقل در گزارشی که داده است افق جغرافیائی او از سمت شرق فقط محدود به شوش و بابل بوده است و ظاهرا هیچ اطلاعی از جاده هائی که به پارس میرسیده اند و به طریق اولی از راههائی که از فلات ایران و آسیای مرکزی عبور میکرده اند نداشته است. لوحه های پرسپولیس از این اعتبار برخوردارند که حتی اگر هنوز مجموعه اطلاعات مضبوط در آنها منتشر نشده است باز هم یک دیدگاه کلی از مرکز امپراتوری به مامیدهند.در این لوحه ها علاوه بر راه ارتباطی شوش به پرسپولیس که به دفعات مورد اشاره قرار گرفته راه باختریش ( 9 یا 10 بار ) هند ( 7 بار ) هرخواتیش و قندهار ( 11بار ) اریه ( 4 بار ) سگارتیه ( 2بار ) ماد ( یک بار ) بابل ( 1 یا 2 بار ) مصر( یک بار ) و سارد ( 3 بار ) تکرار شده اند. به این ترتیب معلوم میشود که سراسر خاک امپراتوری زیر پوشش جاده ها بوده است و با این توصیف مشخص است که جاده شاهی سارد به شوش را باید فقط به منزله جاده ای در میان راهها و جاده های دیگر شمرد.




    مسیر راه شاهی از سارد تا شوش

    نکته جالب در جاده سازی در ایران هخامنشی در این است که جاده را سنگفرش کرده و روی آن را قیر میپاشیدند زیرا در خوزستان نفت خام و قیر بدست می آمد این راه از نقاط مسکون و امن می گذرد. و همه جا در طول راه ایستگاه های شاهی (کاروان سراهای عالی) ساخته شده است. از لیدی (آناتولی غربی امروز) و«فریگیه»(قسمت داخلی آسیای صغیر) در طول نودوچهار فرسنگ و نیم بیست کاروانسرا وجود دارد. مسیر این شاهراه از کنار رود هالیس (ایالت شرقی آسیای صغیر) و از آن جا به مرز «کیلی کیدر »(رشته کوه تروس) صدو چهار فرسنگ راه بود که در طول آن 28 کاروانسرا ساخته شده بود.

    این راه از دامنه کوه تروس به «اربل» و از آن جا به «رود زاب» و از زاب به «تنگ ملاوی» می رسید و پس از گذشتن از روی «پل دختر» به شوش منتهی می گردید. راه شاهی از شوش به «رامهرمز» و سپس پس از گذشتن از «پل مورد» به پاسارگاد و تخت جمشید منتهی می گردید.

    همچنین از سارد پایتخت لیدی تا شوش پایتخت هخامنشی در کنار راه شاهی یکصد و یازده کاروان سرا ساخته شده بود. پیک های سریع السیر که در هر منزل اسب های خود را عوض می کردند فاصله شوش تا سارد را در ده روز می پیمودند. اسب های پیک ها برای آن که سم اسب سائیده نشود ، چون نعل آهنی هنوز درست نشده بود ، اختراع کفشکی برای چارپایان بارکش و چاپار به منظور حمایت از سم آن ها ایجاد شد.
     
  2. ایرانیان پل ساز

    پل سازی از قدیم مورد توجه ایرانیان بوده است و از زمان هخامنشیان پل های بزرگی در ایران ساخته شده است که هم اکنون بقابای آن در استان خوزستان موجود است. این پل ها و بندها به نبوغ و مهارت نیاکان ما اشاره دارد که چطور توانسته اند افسار این روخانه پرخروش را در دست بگیرند. این موضوع در استان خوزستان که لازم است سطح خاک را با آب رودخانه آبیاری کنند بسیار حاثز اهمیت است. سطح آب رودخانه کارون پایین تر از زمین های اطراف است و فناوری امروزی می گوید که برای بالا آوردن آب باید آن را پمپ کرد. اما در آن زمان که پمپی در کار نبود ایرانیان "بند" و "پل بند" را ابداع کردند تا بتوانند آب رودخانه را بالا بیاورند. بند را در رودخانه عمود بر جهت حرکت اب می ساختند و به این ترتیب جلوی عبور آب را می گرفتند آنوقت آب پشت آن ذخیره می شد و سطح آن به تدریج بالا می امد. در این زمان آب که از بند عبور می کرد آنگاه کانال ها و جویبارهایی آب را به زمین های اطراف هدایت می کردند. نکته جالب این سازه ها چندمنظوره بودن آنهاست. هم مقسم آب و هم پل بودند و هم اینکه آب شرب را تامین می کردند. در جزیره های وسط رودخانه در حوالی پل بند آثار آسیاب های کهن هنوز پابرجاست. این آسیاب ها زمانی مالکان خصوصی داشته اند که هم برای آرد گندم و هم برای صنعت نیل سازی بکار می رفتند.


    به علت نیازی که در این سرزمین به آبیاری وجود داشته و از آنجا که سطح بعضی از رودخانه ها پایین تر از زمین های پیرامون بوده است ، پلهایی که در ایران ساخته شده ساختمانهایی "چند منظوره" بوده اند و عمل سد را نیز انجام می داده اند.

    منظورهایی که برای آن از قدیم در ایران پل ساخته می شده به این ترتیب شامل استفاده پل برای عبور و مرور، رد کردن سیلابها، بالا بردن سطح آب رودخانه و نگهداری آب و گاهی نیز نیرودهی بوده است. افزون بر این هدفهای فنی، ساختمان پلها در ایران همواره با توجه ی خاص به جنبه های هنری و زیبایی پل نیز همراه بوده و این نقطه نظر در آثار بر جای مانده از بعضی از پلهای قدیمی به خوبی منعکس گشته است.

    یکی از نمونه های پلسازی و مدیریت دوران هخامنشی که داستان آن در تاریخ آمده ، ماجرای ساختن پل موقت بر روی رودخانه هلسیپونت بوده که داستان آن در تاریخ هرودت آمده است.