1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

راز آفرینش

شروع موضوع توسط ®ŁáÐɏ §¡£Vë ‏Oct 18, 2014 در انجمن درد دل

  1. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....


    با تو رازی دارم !..


    اندکی پیشتر اَی ..


    اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!.


    زیر چشمی به خدا می نگریست !..


    محو لبخند غم آلود خدا ! دلش انگار گریست .


    نازنینم اَدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..


    یاد من باش ... که بس تنهایم !!.


    بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!


    به خدا گفت :


    من به اندازه ی ....


    من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...


    به اندازه عرش ..نه ....نه


    من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!


    اَدم ،.. کوله اش را بر داشت


    خسته و سخت قدم بر می داشت !...


    راهی ظلمت پر شور زمین ..


    طفلکی بنده غمگین اَدم!..


    در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط ...


    زیر لبهای خدا باز شنید ،...


    نازنینم اَدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...


    نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...


    که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!


    نازنینم اَدم .... نبری از یادم ؟؟!!!!..


    برگرفته از وبلاگ کلبه ی آرام من

    [​IMG]
     
    MahDiyaR Mjd از این پست تشکر کرده است.