1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

رئیس!

شروع موضوع توسط sara ‏Feb 1, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,347
    907
    یه روز مسئول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
    یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه
    جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم…
    منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!
    من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !
    پوووف! منشی ناپدید میشه ...
    ! بعد مسئول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من
    من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
    پوووف! مسئول فروش هم ناپدید میشه…
    بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه…
    مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

    نتیجه اخلاقی : اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !
     
    Seyed Mahdi، rezaco2196، ya30 joon و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128