1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Dec 24, 2014 در انجمن اخبار سینما

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    c10a6d163d4b1bb33cb878ef35bc2b99.

    در سینمای ایران دو فیلم «یک تکه نان» و «خانه ای روی آب» پررنگ تر از بقیه آثار کتاب آسمانی، قرآن را وارد معادلات داستانی شان کرده اند. فیلم اول فضای واقعگرایانه ای دارد و اتفاقاتش (معجزه، شفا، سیر و سلوک عرفانی، کرامت و...) برای مردمی که با آموزه های دینی رشد کرده اند، آشناست.


    فیلم دوم اما بر پایه نمادها و استعاره ها بنا شده و از همان ابتدا با نمایش تصادف یک فرشته فضای وهم آلودش را معرفی می کند. در فیلم «خانه ای روی آب» پسرک قاری قرآن هر جا حضور دارد رستگاری و روشنایی را نوید می دهد.


    او سر راه پزشکی قرار می گیرد که به قول خودش در باتلاق فساد و گناه غرق شده است. در همه صحنه هایی که پسرک را می بینیم، نوری سفیدرنگ در اطراف او قابل مشاهده است که این نور دلالت بر روح پاک و متعالی او دارد.


    کلاف های کاموا که طرحی از تار عنکبوت می سازند، احتمالا اشاره ای به آیه ۴۱ سوره عنکبوت (سست ترین خانه ای که می توان ساخت خانه عنکبوت است) و توأمان زندگی در حال فروپاشی دکترسپیدبخت دارند. در سکانسی دیگر مردان سیاه پوش می خواهند به دکتر نزدیک شوند، ولی پسرک با تلاوت آیاتی از سوره بقره آنها را فراری می دهد. این صحنه بشدت یادآور این بیت از شعر حافظ است که «دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند.»


    در فیلم یک تکه نان برخلاف خانه ای روی آب از شخصیت های چرک و پلید خبری نیست و آدم های دوست داشتنی فیلم در انجام کارهای پسندیده با یکدیگر رقابت می کنند. کمال تبریزی فیلم «یک تکه نان» را چند سال پس از ساخت مارمولک جلوی دروبین برد و این فاصله زمانی کم این تصور غلط را به وجود آورد که او می خواهد با اثر سفارشی دل شاکیان و ناراضی ها را به دست آورد. اتفاقا کارگردان در یک تکه نان بر همان حرفی که پیشتر در «مارمولک» و «لیلی با من است»، گفته بود، پافشاری می کند. او می خواست انسان ها را به ایجاد رابطه ای بی واسطه با خداوند تشویق کند. مثل آن سکانس از فیلم لیلی با من است که صادق (پرویز پرستویی) در نهایت استیصال از پنجره به بیرون نگاه می کند و تا چشمش به کلمه «الله» مسجد می خورد به یاد خدا افتاده و به آسمان نگاه می کند. قیس نمونه تکامل یافته صادق است که در نهایت خلوص و ایمان با پروردگار راز و نیاز می کند و مثل سهراب سپهری حضور لطیف معبودش را در جای جای طبیعت احساس می کند. (و خدایی که در این نزدیکی است / لای این شب بوها، پای آن کاج بلند)


    در فیلم یک تکه نان سه شخصیت محوری در سه قالب متفاوت با کتاب آسمانی قرآن ارتباط برقرار می کنند؛ کربلایی، عزیز و قیس که در کنار هم گروهی از انسان های جامعه را نمایندگی می کنند؛ هریک به گونه ای بخشی از آیات قرآن را در حافظه شان به ثبت رسانده اند. دو قطب متضاد فیلمنامه کربلایی و قیس هستند که فرد اولی با رنج و مرارت بسیار موفق به حفظ قرآن شده و فرد بی سواد در اتفاقی معجزه گونه همه قرآن را روانه حافظه اش کرده است. پیرزنی که ادعای مواجهه با معجزه را دارد و همه مشتاق به دیدنش هستند در میانه این دو شخصیت قرار می گیرد. او ملاقاتی معنوی با قیس داشته و معجزه وار بخشی از قرآن (سوره مریم) را از بر کرده است. تبریزی ارتباط با قرآن را به همین سه شخصیت محدود می کند و مردم عادی را سرگرم زندگی روزمره نشان می دهد.


    پافشاری «کربلایی کاظم» بر حفظ ظواهر و نوع کنش هایش بیانگر مشی «مصلحت اندیش» او در دین ورزی است. کربلایی احتمالا نماد همان «زاهد ظاهرپرستی» است که «حافظ» بارها درباره اش سخن گفته است.


    «قیس» دقیقا در مقابل «کربلایی کاظم» قرار می گیرد و با ایمان و معرفت بیشتری خدا را عبادت می کند. عشق الهی در درون «قیس» چنان اشتیاق و جوششی پدید آورده است که با تمام وجود به سجده می رود.
     
    sargoli، soraia و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.