دوستی، تا ندارد

شروع موضوع توسط Nayereh ‏Jan 19, 2013 در انجمن درد دل

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    با یک شکلات شروع شد. من یک شکلات گذاشتم توی دستش. او هم یک شکلات گذاشت توی دستم. من بچه بودم، او هم بچه بود. سرم را بالا کردم، سرش را بالا کرد. دید که مرا می‌شناسد. خندیدم، گفت: دوستیم؟ گفتم: «دوست دوست»
    گفت: «تا کجا؟» گفتم: «دوستی که تا ندارد.» گفت: «تا مرگ خوبه» خندیدم و گفتم: «من که گفتم، تا ندارد» گفت: «باشد تا پس از مرگ» گفتم: «نه نه تا ندارد» گفت: «قبول تا آنجا که همه دوباره زنده می‌شوند، تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشد من و تو با هم دوستیم» خندیدم گفتم: تو برایش تا هرکجا که دلت می‌خواهد، یک تا بگذار. اما من اصلاً تا نمی‌گذارم.
    نگاهم کرد، او می‌خواست حتماً دوستی ما تا داشته باشد. دوستی بدون تا را نمی‌فهمد.
    گفت: «بیا برای دوستی مان یک نشانه بگذاریم»، گفتم: «باشد تو بگذار» گفت: «شکلات، هر بار که همدیگر را می‌بینیم یک شکلات مال تو یکی مال من، باشد؟» گفتم: «باشد»
    از آن به بعد، هر بار یک شکلات می‌گذاشتم توی دستش، او هم یک شکلات توی دست من. یعنی که دوستیم، دوست دوست. من تندی شکلاتم را باز می‌گردم و می‌گذاشتم توی دهانم. به من می‌گفت شکمو! تو دوست شکمویی هستی و شکلاتش را می‌گذاشت توی یک صندوق کوچولوی قشنگ.
    می‌گفتم: «بخورش» می‌گفت: «تمام می‌شود می‌خواهم تمام نشود، می‌خواهم نگهشان دارم تا موقعی که هستیم» و من می‌گفتم: «نه نه تا ندارد، دوستی که تا ندارد. صندوقش پر از شکلات شده بود. هیچ کدامش را نمی‌خورد، اما من همه‌اش را خورده بودم.
    یک ، دو ، چهار سال، هفت ، ده و بیست سال به سرعت برق و باد گذشت. او بزرگ شد و من هم، من همه شکلات‌ها را خورده‌ام او همه شکلات‌ها را نگه داشته است.
    امشب آمده است تا خداحافظی کند. می‌خواهد برود، برود آن دور دورها، می‌گوید زود بر می‌گردم، اما من می‌دانستم می‌رود و برنمی‌گردد.
    از همان اول می دانستم.
    دو شکلات گذاشتم کف دستش گفتم: این برای خوردن، این هم آخرین شکلات برای صندوق.
    او هر دو را خورد و خندیدیم
    دوستی او از همان اول تا داشت ...
     
    Shiva، setareh، ya30 joon و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Dark Shadow

    Dark Shadow Whisper

    ‏Aug 15, 2012
    792
    1,349
    316
    زن
    :cry::cry:
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  3. ••ÐêMōn••

    ‏Nov 5, 2012
    5,733
    18,249
    1,188
    زن
    setareh و Nayereh از این پست تشکر کرده اند.
  4. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  5. ••ÐêMōn••

    ‏Nov 5, 2012
    5,733
    18,249
    1,188
    زن
    :roflmao
     
    Nayereh و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  6. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    آها:35:
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  7. ya30 joon

    ‏Nov 7, 2012
    1,188
    3,054
    412
    زن
    زیبا بود ممنون !
     
    setareh و Nayereh از این پست تشکر کرده اند.
  8. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    :11:فدات
     
    setareh و ya30 joon از این پست تشکر کرده اند.
  9. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    ‏Nov 5, 2012
    10,645
    63,919
    89,488
    زن
    خیلی قشنگ وغم انگیزبود.ممنون:cry:
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  10. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    قربون تو... قابل توجه خود تو!!!:inlove: