1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دوستت دارم

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 21, 2012 در انجمن درد دل

  1. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    چه زود به خودش گرفته پرووووووووووووووووووووووووو:229:
     
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    گم ات نکردم

    گریه نکردم در نبودنت

    به شهادت دیدن این حقیقت شب ها تو را در خوابم دیدم و حتی برای ورود به رویا یت

    بالشم را پشت و رو نکردم

    اگر دست می یافتم به حسرت دستانت پیشه می ساختم جستجوی تو را

    نمی گویم بی تو بودن بسته است راه ها را

    نه

    یک بار نگاه کن به چشم هایم

    کلمه ای بیش ننوشته

    تاسف...............
     
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    :biggrin::biggrin::tongue::roflmao:roflmao
    :17::17:
    :35:
     
  4. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
  5. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    خیلی بد و نامردی . آخه یه ها ارزش این همه کتک خوردن داشت:cry:
     
  6. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    نفس می کشم نبودنت را
    نیستی
    هوای بوی تنت را کرده ام
    می دانی
    پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
    تو نیستی
    آسمان بی معنیست
    حتی آسمان پر ستاره
    و باران
    مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
    تو نیستی
    و من چتر می خواهم ...
    هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...
    خودم را به هزار راه میزنم
    به هزار کوچه
    به هزار در
    نکند یاد آغوشت بیفتم ...

    -------------------------------------
    وقتی دلت خسته شــد ،
    دیگر خنده معنایی ندارد
    فـقـط می خندی تا دیگران ، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد !
    وقتی دلت خسته شــد ،
    دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند
    فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای !
    وقتی دلت خسته شــد ،
    دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن
     
  7. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    دل من تنها بود
    دل من هرزه نبود
    دل من عادت داشت
    که بماند یک جا
    به کجا؟
    معلوم است
    به در خانه ی تو
    دل من عادت داشت
    که بماند آن جا
    پشت یک پرده تور
    که تو هرروز آن را
    به کناری بزنی
    دل من ساکن دیوارو دری
    که تو هرروز از آن می گذری
    دل من ساکن دستان تو بود
    دل من گوشه یک باغچه بود
    که تو هرروز به آن می نگری
    دل من رادیدی؟
    ساکن کفش تو بود
    یادت هست؟
     
  8. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    پرسید که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟
    خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است...
    خندید به سادگیم آینه و گفت احساس پاک تورا زنجیر کرده است! گفتم ار عشق من چنین سخن مگوی گفت : خوابی سالها دیر کرده است...
    در ایینه به خود نگاه میکنم آه عشق او عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است .
     
  9. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    هر چی میكنم دلتنگی ها
    دستشون رو از شونه ی من نمی كشن
    هر چی كنم دلتنگی ها
    سایشون رو از خونه ی من نمی كشن
    تنها میرم بامن میان
    افكارمو داغون میكنن
    هرشب كه من خواب ببینم
    خوابم رو پریشون میكنن
    دست از سر من بردارید
    بذارین راحت بمونم
    دلم می خواد تو هر خوابم
    با شادیهایم بمونم

    [​IMG]


    تو نیستی که ببینی، چگونه ، دور از تو

    به روی هر چه درین خانه ست

    غبار سربی اندوه، بال گسترده ست

    تو نیستی که ببینی، دل رمیده ی من

    به جزء تو ، یاد همه چیز را رها کرده ست.




    شاید این دست نوشته ها مرهمی بر دلم باشن اما انگار دلم آرام نمیشه دیگه نمیتونم اینطوری دلمو آروم کنم اما باز سعی خودمو خواهم کرد.