1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دهه ی(10-70) تی ها

شروع موضوع توسط ILMAH_68 ‏Dec 30, 2013 در انجمن تاریخ

  1. ILMAH_68

    ILMAH_68 خدایا شکرت

    2,142
    8,277
    2,351

    1. برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      پسره ۸ سالشه از باباش تبلت میخواد
      والا ما ۸ سالمون بود دستمونو گاز میگرفتیم
      که جاش بمونه شبیه ساعت مچی بشه
      به قدری کیف میکردیم انگار ساعت سواچ دستمونه

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


      جمعه یعنی تلویزیون سیاه سفید ۲۱ اینچ پارس ، گزارش هفتگی ، بوی نم ، مشق های ننوشته …
      این تعریف از جمعه هیچوقت از سرم بیرون نمیره !
      .
      یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که صبح دیر برسی مدرسه و ببینی هیچ کسی توی حیاط نیست …

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


      شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم وقتی معلممون میگفت “یه خودکار بدید به من” ؛ زیر دست و پا همدیگه رو له و لورده میکردیم تا زودتر برسیم و معلم خودکار ما رو بگیره …
      .
      ﻣﺎ ﻓﻘﯿﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﯿﻢ ﺗﻮﭖﭘﻼﺳﺘﯿﮑﯽ ﺩﻭﻻﯾﻪ ﮐﻨﯿﻢﻭﺍﻣﯿﺴﺎﺩﯾﻢ ﯾﻪ ﺗﻮﭘﯽ ﺳﻮﻻﺥ بشه و ﭘﺎﺭﻩ ﺵ ﮐﻨﯿﻢ … ﺍﻭﻧﺎیی ﮐﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻥﺩﻭﺗﺎ ﺗﻮﭖ ﻧﻮﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻦ ﯾﮑﯿﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ !!!
      .

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      یادش بخیر بچه که بودیم از این فرفره کاغذیا درست میکردیم و میدویدیم تا بچرخه ؛ بعضی وقتا هم که دیوارو نمیدیدیم و با سر میرفتیم توی دیفال …
      .
      “بی سرو صدا ، وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید توو حیاط ؛ معلمتون نیومده”
      یکی از ناگهانی ترین و سورپرایز کننده ترین جملات دوران مدرسه …

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      .شما یادتون نمیاد اونوقتا شعر “قسم به اسم آزادی” از تلویزیون پخش میشد باهاش غلط غلوط میخوندیم تا میرسید به جای “همه به پیش … به یکصدا …”
      یه دفعه به تقلید از خواننده هاش اوج میگرفتیم و با شور داد میزدیم “جامدادی عزیز ما” !
      .
      یادش بخیر قدیما تلویزیون که کنترل نداشت یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه …

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      یادش بخیر ، اون قدیما وقتی چسب نواری کم میاوردیم از جلد کتابامون می کندیم …
      .
      مامانم که شیشه پاک کن میخرید ، لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم …
      این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !!!

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      یادش بخیر یه برگ از درخت میکندیم میذاشتیم رو دستمون با اون یکی دست محکم میزدیم روش میترکید کلی حال میکردیم !
      .
      یادتونه قدیما موقع پخش فوتبال میگفتن “کسانی که تلویزیون سیاه سفید دارن بازیکنای مثلا پرسپولیس رو به رنگ تیره میبینن” ؟؟؟

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      کیا یادشونه وقتایی که معلم میخواست سوال بپرسه پاک کنمونو مینداختیم زیر میز که بریم بیاریمش و تو تیررس نگاه معلم نباشیم ؟
      .
      بچه که بودیم هرجا خوابمون میبرد ، صبح توی تخت خودمون بیدار میشدیم …

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      ﺷﻤﺎ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺑﭽﻪ ﻛﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ، ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ میشمردیم ﺗﺎ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺑﺨﻮﺭﻳﻢ …
      ﻳﻪ ﺷﻴﺸﻪﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻟﻴﻮﺍﻥ ﻛﻪﺗﺎﺳﺮﺵ ﻳﺦ ﺑﺎﺷﻪ .
      .
      یادش بخیر اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن …
      .

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      بچگیا تفریحمون این بود که وقتی جوراب می پوشیدیم و پامو روی فرش می کشیدیم و به یه نفر دیگه دست میزدیم تا جرقه بزنه !!!
      .
      .
      یادش بخیر قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعد از ظهر شروع میشد ، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچه ها چه بلایی سرشون اومده ؟
      آخر برنامه هم نقاشی های فرستاده شده بود که همش رنگ پریده بود و معلوم نبود چی کشیدن … تازه نقاشی هارو یه نفر با دست میگرفت جلوی دوربین ، دستش هم هی میلرزید !
      آخرش هم : تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم ، گروه
      کودک و نوجوان …
      .
      .

      برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



      .
      دهه شصت یعنی :
      یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی
      یعنی صف کیلومتری نون
      یعنی آتاری و میکرو
      یعنی برنج کوپنی
      یعنی فخرفروختن با کتونی میخی
      یعنی تلویزیون سیاه و سفید
      یعنی آدامس خروس نشان
      یعنی کارت بازی با دمپایی
      یعنی کپسول بوتان و پرسی
      یعنی نوار کاست
      یعنی بوی نفتالین لای رختخواب
      یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه
      یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی
      یعنی نیمکت سه نفره
      پوشیدن لباس داداش بزرگه
      یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم
      یعنی بوی نم زیر زمین
      یعنی چوبین و برونکا
      یعنی تیله بازی
      یعنی اشکنه و خشیل
      قاشق زنی تو چهارشنبه سوری
      عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم
      یعنی صدای آژیر قرمز
      یعنی سریال اوشین
      دهه شصت یعنی من
      یعنی تو
      یعنی ما!
     
    !!HISS!!، sogi، MM75 و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. hamideh

    hamideh hamide-joOoOon

    225
    272
    621
    والا برادرزاده ی من تو 5سالگی یه کامپیوتر و یه تبلت و یه لبتاب داشت والااااااااااااااا
     
    mania20 و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  3. حاجی 7 خط

    حاجی 7 خط منتظرکدوم خوشی بمونم...دنیامگه چی داشته رو نکرده

    4,725
    16,107
    712
    :2:
     
    mania20، ILMAH_68 و •KOSAR• از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. mania20

    mania20 ديوونه كي مثل من باتو ميمونه ..

    257
    3,760
    346
    بسیار زیبا...
    ممنون:262::268:
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.