1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دلنوشته های یک عاشق.....

شروع موضوع توسط fatemeh99 ‏Feb 6, 2014 در انجمن درد دل

  1. هر کس به فکر تغییر جهان است ... اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست !
     
  2. در گمنامی هم مشترکیم ای شهید
    تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را
     
  3. با آنان که.به اعتبار نام انسان،
    ناداشته ابرویشان را یدک میکشند..
    ..مرا کاری نیست،
    با این بازار مکاره هفت رنگ و هزار رنگ که حتی به چشمانت،
    ثانیه ای فرصت نمیدهند که به سایه شان،

    ایمان بیاوری....
    .این مرثیه تلخ را،
    سالهاست در بستر درد هایم،
    از این پهلو به آن پهلو می‌کنم....
    .به گمانم وقت آن رسیده که در دنیا را ببندم.....
    .!!!اینجا هیچ کس نانش را با لقمه صداقت فرو نمیدهد...!!!! ...
     
  4. زاغک پهلو سپید ناز!
    آسوده تر بخوان.
    گل ها همه با باد
    رفته اند
    آهسته تر بخوان!

    پرنده های این باغ
    با بال برگ های خزان زده
    تا دورها
    پریده اند.
    زاغک پهلو سپید ناز! ...
     
  5. خودم را اهدا میکنم

    به تمامِ دخترانِ گل فروش

    که عروسک هایِ پارچه ای شان


    پشتِ چراغ های سبز ، زرد شد

    اما حیف

    فقط انها بلد نیستند

    با من بازی کنند ...!
     
  6. انگشتانم را فرو می برم در چشمانم

    این سد اگر فرو بریزد

    دنیا را آب خواهد برد...

    اصلا چه فزقی میکند

    وقتی تو غرقِ رویایِ هفتمین پادشاهی...!
     
  7. دلم واسه اول دبستانم تنگ شده...
    که وقتی تنها ...
    یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی...
    یه نفر میاد و بهت میگه ...
    با من دوست میشی؟
     
  8. درفضای نيمروز شهر ،
    جز دو خط روشن ممتد
    هر خط دیگر ، سواد نقطه ی گنگی است .
    در فضای نيمروز شهر ،
    جز زنی با بازوان روشن ممتد

    هیچکس روییدن
    خورشید را از خاور قلبش
    نخواهد دید .
    ای شما ،
    - تندیس خوبیها ! و پاکیها ! -
    ای شما ،
    - الگوی پرهیزی که مرز باور من نیست -
    در کدامین صبح آیا رویش خورشید را در قلب خود دیدید
     
  9. مادر بزرگ می گفت :
    "چاقو زیر بالشت بگذار
    شبهایی که ΄مردت خانه نیست ."
    حالا چاقو می شوم روزها و
    شب ها ΄مر΄دم را زیر سرم می گذارم و

    می خوابم
    غلت می زنم هزار پهلو
    هزار غلت پهلو به پهلو می شوم
    صدای نارس نوزاد همسایه
    توی گوشم زنگ می زند و
    توی دلم چنگ ...
    خوابم نمی برد
    نه
    زیر سرم بلند است ، اما
    چاقو دسته ی خودش را نمی برد! ...
     
  10. برای امروز زندگی‌ کن
    در حالیکه برای فردایی بهتر کار میکنی‌.