1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دلم تنهاست. . .

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 12, 2012 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    به پیش چشم من تا چشم یاری میکند ، دریاست .
    چراغ ساحل آسودگیها در افق پیداست .
    در این ساحل که من افتاده ام خاموش
    غمم دریاست ، دلم تنهاست ،
    وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست !
    خروش موج با من میکند نجوا:
    که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت....
    که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ....
    مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
    ز پا این بند خونین برکنم نیست
    امید آن که جان خسته ام را
    به آن نادیده ساحل افکنم نیست
    فریدون مشیری
    "که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت" .... این روزها در فلسفه دوست داشتن ها حیرانم . بقول دکتر شریعتی معروف : دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد ، کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری ....
    شاید باید همه چیز در من زیر و رو شود ؟؟ نه ... برای زیر و رو شدن خیلی دیر است ! باید کنار آمد ، متعادل شد و آرام از کنارش رد شد ، طوری که " نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان " .... شاید روزی روزگاری دیگر بتوان عاشقانه زیست ....شاید .... این روزها مادرانه عشق میورزم ، کاملا" مادرانه! تنها برایش شادمانی آرزو میکنم و اینکه براستی اگر آرزوی داشتن کسی را در سر دارد به بهترین نحو ممکن برایش عملی شود ....... همین
     
    ♥سایه♥، anti love، SHAPARAK و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    در کجای این فضای تنگ بی آواز
    من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟
    شهر را گویی نفس در سینه پنهان است
    شاخسار لحظه ها را برگی از برگی نمی جنبد
    آسمان در چار دیوار ملال خویش زندانی است
    روی این مرداب یک جنبنده پیدا نیست
    آفتاب از اینهمه دلمردگی ها رویگردان است
    بال پرواز زمان بسته است
    هر صدائی را زبان بسته است
    زندگی سر در گریبان است
    ای قناریهای شیرین کار
    آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار
    ای خروشان موجهای مست
    آفتاب قصه هاتان گرم
    چشمه ی آوازتان تا جاودان جوشان
    شعر من می میرد و هنگام مرگش نیست
    زیستن را در چنین آلودگیها زاد و برگش نیست
    ای تپشهای دل بی تاب من
    ای سرود بیگناهیها
    ای تمناهای سرکش
    ای غریو تشنگی ها
    در کجای این ملال آباد
    من سرودم را کنم فریاد؟
    در کجای این فضای تنگ بی آواز
    من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟
    فریدون مشیری
    پناهی نیست ، دنیا بر قلبم فشار می آورد ! در و دیوار اتاقم و تمام هستی
    خودم را به بدترین نحو ممکن سرزنش میکنم ، چرا اجازه دادم با احساساتم بازی شود ؟؟؟چرا ؟؟؟ باید زودتر از اینها به یاوه گویی های عده ای دختر حراف بهای بیشتری میدادم و ذره ای به صحت حرفهایشان فکر میکردم ! لابد تمام روزهایی که من ..... او .... به دنبال عاشقی خودش بوده !
     
    ♥سایه♥ و SHAPARAK از این پست تشکر کرده اند.
  3. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    عالی ممنون
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.