1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دلتنگتم

شروع موضوع توسط Sara skelet ‏Mar 9, 2012 در انجمن درد دل

  1. عزيزم دلم گرفته
    دلم برايت تنگ شده
    دلتنگ گرفتنت دستهاي گرمت هستم
    دلتنگ بوسيدن گونه هايت هستم
    آنقدر دلتنگم كه اينك آرزو دارم حتي يك لحظه نيز از راه دور تو را ببينم
    عزيزم دلم گرفته ، دلتنگت هستم
    كاش هميشه در كنارم بودي تا دلتنگي به سراغم نمي آمد
    كاش هميشه در كنارت بودم تا هيچگاه دلم نميگرفت
    هيچگاه نفهميدي چقدر به وجودت ، به آن آغوش مهربانت نياز دارم
    هيچگاه نفهميدي چقدر تو را دوست دارم
    كاش به سر ميرسيد ثانيه هاي دلتنگي
    كاش اولين ثانيه در كنار تو بودن فرا ميرسيد و هيچگاه نيز به پايان نميرسيد
    به يادت هست روز ديدارمان خيره به چشمانم شده بودي ، من هم غرق در چشمان نازنين تو بودم
    اينك دلم براي چشمانت يك ذره شده ، تو هم دلت برايم تنگ شده0000؟
    هنوز مثل قبل مرا دوست داري؟ هنوز براي ديدنم لحظه شماري ميكني؟
    هنوز وقتي در كنارم نيستي بيقراري ميكني؟
    طاقت دوري تو را ندارم عشق من ، مگر من جز تو چه كسي را دارم ، تو را دارم كه دنياي مني
    خدايا اين دنياي زيبا را از من نگير
    دلم براي دنيايم تنگ شده دنياي من
    دلم گرفته اي دنياي من
    راستي خيلي ميترسم! ميترسم تو را از دست بدهم …
    ميترسم دوباره تنها شوم ، دوباره همسفر غمها شوم
    بيا در كنارم تا آرام شوم ، بيا در كنارم تا دوباره خوشحال شوم
    بيا در كنارم تا دوباره دنياي زيباي خودم را از نزديك ببينم
    عزيزم خيلي دلم برايت تنگ شده …
    ..



    هميشه باش كه بي تو عذاب ميكشم ، نميتوانم سختي هاي دنيا را
    بي تو روي دوش بكشم!
    هميشه باش كه بدجور نياز دارم به تو ،
    باز هم محبتي به قلبم كن كه زندگي ام را مديونم به تو
    تو آمدي و عشق را دوباره پيدا كردم ،
    آن عشق بي معنا برايم بامعنا شد و همين شد كه قلبم دوباره جان گرفت...
    بمان و ياري كن مرا ، تا پايان اين راه همراهي كن مرا،
    نگذار تنها بمانم ، نگذار در اين راه بي همسفر باقي بمانم
    بيا و در حق دلم عاشقي كن ، بيا و براي يك بار هم كه شده
    عشق را آنطور كه هست برايم معني كن
    بس كه دلم دست اين و آن افتاد كهنه شد ،
    عمري از احساسم گذشت و پير شد ،
    ديگر نه طاقت دوباره شكستن را دارم ، نه حس دوباره ساختن را....
    درك كن ، ميترسم ، بس كه دلم زير پاهاي بي محبت ديگران افتاد و له شد ،
    زندگي برايم يك داستان بدون عشق شد ....
    تو آمدي و باز هم فكرم درگير شد ،
    دلم به لرزه افتاد و لحظات با تو بودن نفسگير شد
    به خدا ديگر طاقت ندارم ، بس كه شكسته ام ديگر جايي براي غمهاي تازه ندارم ،
    بس كه خسته ام ،نفسي براي فرار از خستگي ندارم
    دل بسته ام به تو و نگاهي كن به من ،شك نكن به احساسات قلب من ....
    دستانم بگير و آرامم كن ، با قلب شكسته ام مدارا كن ،
    اينك كه با توام ، اينك كه دلم را به درياي دلت زدم و محو امواج توام ،

    مرا با دستهاي خودت غرق نكن....
    هميشه باش كه بي تو عذاب ميكشم ، امروز از ته دل با من باش،
    كه بي تو همان تنها و دلشكسته ديروز ميشوم
     

    موضوعات مشابه

    Admin از این پست تشکر کرده است.