1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دفتر مشق حسن گم شده بود "

شروع موضوع توسط *امين* ‏Apr 14, 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    [​IMG]
    با خشونت هرگز...
    سخت آشفته و غمگين بودم…

    به خودم مي گفتم:

    بچه ها تنبل و بد اخلاقند

    دست کم مي گيرند

    درس و مشق خود را…

    بايد امروز يکي را بزنم، اخم کنم

    و نخندم اصلا

    تا بترسند از من

    و حسابي ببرند…

    خط کشي آوردم،

    در هوا چرخاندم...

    چشم ها در پي چوب، هر طرف مي غلطيد

    مشق ها را بگذاريد جلو، زود، معطل نکنيد!


    اولي کامل بود،

    دومي بدخط بود

    بر سرش داد زدم...

    سومي مي لرزيد...

    خوب، گير آوردم !!!

    صيد در دام افتاد

    و به چنگ آمد زود...

    دفتر مشق حسن گم شده بود

    اين طرف،

    آنطرف، نيمکتش را مي گشت

    تو کجايي بچه؟

    بله آقا، اينجا

    همچنان مي لرزيد...

    ” پاک تنبل شده اي بچه بد ”

    " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"

    ” ما نوشتيم آقا ”

    بازکن دستت را...

    خط کشم بالا رفت، خواستم بر کف دستش بزنم

    او تقلا مي کرد

    چون نگاهش کردم

    ناله سختي کرد...

    گوشه ي صورت او قرمز شد

    هق هقي کردو سپس ساکت شد...

    همچنان مي گرييد...

    مثل شخصي آرام، بي خروش و ناله

    ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد

    زير يک ميز،کنار ديوار،

    دفتري پيدا کرد…

    گفت: آقا ايناهاش،

    دفتر مشق حسن

    چون نگاهش کردم، عالي و خوش خط بود

    غرق در شرم و خجالت گشتم

    جاي آن چوب ستم، بر دلم آتش زده بود

    سرخي گونه او، به کبودي گرويد…



    صبح فردا ديدم

    که حسن با پدرش، و يکي مرد دگر

    سوي من مي آيند...

    خجل و دل نگران،

    منتظر ماندم من

    تا که حرفي بزنند

    شکوه اي يا گله اي،

    يا که دعوا شايد

    سخت در انديشه ي آنان بودم

    پدرش بعدِ سلام،

    گفت: ” لطفي بکنيد،

    و حسن را بسپاريد به ما ”

    گفتمش، چي شده آقا رحمان؟

    گفت: اين خنگ خدا

    وقتي از مدرسه بر مي گشته

    به زمين افتاده

    بچه ي سر به هوا،

    يا که دعوا کرده

    قصه اي ساخته است

    زير ابرو وکنار چشمش،

    متورم شده است

    درد سختي دارد،

    مي بريمش دکتر

    با اجازه آقا…


    چشمم افتاد به چشم کودک...

    غرق اندوه و تاثر گشتم

    منِ شرمنده معلم بودم

    ليک آن کودک خرد و کوچک

    اين چنين درس بزرگي مي داد

    بي کتاب و دفتر…


    من چه کوچک بودم

    او چه اندازه بزرگ


    به پدر نيز نگفت

    آن چه من از سر خشم، به سرش آوردم

    عيب کار از خود من بود و نمي دانستم

    من از آن روز معلم شده ام…

    او به من ياد بداد درس زيبايي را...

    که به هنگامه ي خشم

    نه به دل تصميمي

    نه به لب دستوري

    نه کنم تنبيهي

    يا چرا اصلا من

    عصباني باشم

    با محبت شايد،

    گرهي بگشايم

    با خشونت هرگز...

    با خشونت هرگز...

    با خشونت هرگز...
     
    مهربون، ❥ℳĀΣĐξĤ❥، Sonya و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. :221:
     
    behnam7503 و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  3. behnam7503

    behnam7503 ناظم انجمن

    3,895
    10,884
    1,729
    عالی مثل خودت:22:
     
    Sonya و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  4. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :55::55::55::55::55::55::55::55::55::55::55:
     
    ا مین و behnam7503 از این پست تشکر کرده اند.
  5. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :221:
     
    ا مین و behnam7503 از این پست تشکر کرده اند.
  6. behnam7503

    behnam7503 ناظم انجمن

    3,895
    10,884
    1,729
    عزیزی:22:
     
    ا مین و Sonya از این پست تشکر کرده اند.
  7. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :110:
     
    ا مین و behnam7503 از این پست تشکر کرده اند.
  8. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    اینجارو . چه نونی قرض میدن:whistling:
    :roflmao
     
    Sonya و behnam7503 از این پست تشکر کرده اند.
  9. behnam7503

    behnam7503 ناظم انجمن

    3,895
    10,884
    1,729
    داداش نون نگرفتی بیا خودم بهت قرض میدم چند تا میخوای :biggrin:
     
    Sonya و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  10. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :cautious::cautious::cautious:
     
    behnam7503 و ا مین از این پست تشکر کرده اند.