1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دفتر شعر مریم حیدرزاده

شروع موضوع توسط ײַҊIⱤѦⱢײַ ‏Dec 15, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. دلخوشی های بی خودی

    چند تا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه؟
    یه فال حافظ بگیریم تا ببینیم اون چی میگه؟
    باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم
    می خوام برم دو بسته شمع نذر امام زاده کنم
    چی کار کنم میخوام برم نماز حاجت بخونم
    یعنی تا اوضاع جور بشه منتظر تو بمونم؟
    راستی یه ساله تو خونه زخم زبون زیاد شده
    اسمتو دیگه نمیگم واژه ی اون زیاد شده
    همش می گن اون که می گفت دیوونته، عاشقته
    بمیری ام سراغتو نمی گیره بگه چته
    تم میگی من چیکار کنم، عجیب توی دوراهی ام
    نه توی خشکی ام نه آب، درست مثل یه ماهی ام
    یه ماهی خیلی کوچیک، میون آزادی و تور
    که دلخوشیش بی خودیه، مث یه آرزوی دور
    ببین روزا و لحظه ها بدجوری اذیت میکنن
    آدما درباره ی تو یه جوری صحبت می کنن
    میگن که بعد این همه عاقل شم و رهات کنم
    میگن تو قلبمی ولی، باید یه جور جدات کنم
    خوب میدونی گوش نمیدم به پند و حرفای کسی
    ولی تو چی باید تا کی به داد دردم نرسی؟
    تحملم حدی داره، اونم دیگه تموم شده
    عمرمو زندگیم چه حیف، چقدر برات حروم شده
    دیشب نشستم تا سحر، دیدم اونا بد نمیگن
    به جای صبر و طاقتم، چه کار کردی واسه من؟
    نه رفتی و نه اومدی، نه عشقی و نه دیدنی
    نه حتی از جانب تو، حرف به هم رسیدنی
    اون دوره ها تموم شده، دوره ی مثل گل یاس
    خودت عجب قد کشیدی، منو شکستی ناسپاس
    چقدر بده اون که اومد اول گل دادن من
    میخواد با یه تبر بشه باعث افتادن من
    تو همینو دلت میخواس، حالا دیدی شکستنو؟
    چرا میخواستی بشکنی رویاهای ترد منو؟
    درسته دنیا بی وفاس، اما بدون خدا داره
    کلی مجازات واسه ی آدم بی وفا داره
    اگر که راست گفته باشن آدمای دور و برم
    دلم میخواد برم یه جا، لحظه ی مرگو بخرم
    شنیدن حرفای دیگه داره دیوونم میکنه
    آدم آخه برای کی؟ انقد دل بسوزونه
    علتشو نفهمیدم می خواستی عاشقت بشم
    بعدش که مطمئن شدی هرگز دیگه نیای پیشم
    از همون اولم آره یه کم عجیب غریب بودی
    تو ماجرای تلخ من یه وسوسه یه سیب بودی
    تو اومدی دلو رو از راهی که داشت به در کنی
    بعدش بذاری بری و بدون اون سفر کنی
    من دیوونه رو بگو، منتظر توام هنوز
    حقمه که بهم بگن بازم بشین بازم بسوز
    رنگین کمون زیباست ولی تو حسرت یه رنگیه
    دلت رو بسپر دست کوه، چون جنس اونم سنگینه
    من اینو اقرار میکنم تا خواستی آزارم بدی
    اما اینم بهت میکم از چشای من افتادی
    دیگه اگه خورجین تو پر از گل و ناه باشه
    اگه مث اون اولا خوب بشی و با حوصله
    نم شنوی که من دیگه به پرسشت بگم بله
    تو این دوسال یا بد بودی یا خشن و مریض بودی
    تو اوج اذیتم ولی، بازم برام عزیز بودی
    اما حالا تصمیممو گرفتم و سخته برام
    نوشتنش سخته، ولی دیگه شما رو نمیخوام
    خدا کمک میکنه که یه جور فراموشت کنم
    من قطره قطره آب میشم تا تو رو خاموشت کنم
    عکسا و یادگاریات نه اونا رو پس نمیدم
    دیگه برام تجربه شد دلو به هیچ کس نمیدم
    میشینم و با رویاهام یه وقتا خلوت می کنم
    دلم گرفت به عروسک، گاهی محبت میکنم
    اون حرفامو گوش میکنه تو هر زمون و فرصتی
    بدون هیچ توقعی، بدون هیچ خیانتی
    خب دیگه حرفی ندارم هیچی به جز خداحافظی
    اونم بذار پای یه جور، رسم قدیم کاغذی
    کسی که تا قیامتم هرگز نمیبخشه تو رو
    انقد نشستی تا خودش آخر بهت بگه برو
    بیستم مرداد وسط تابستون یه سال گرم
    هیچی تو قلبت نداری، حتی یه کم حیا و شرم...
    :(
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  2. نرو زیبا

    نرو زیبا رفتنت واسه دلم ضرر داره
    اونورا آدم بد فراوونه، خطر داره
    سایه روشن چشات داد میزنه میخوای بری
    شب ناز مژه هات علامت سفر داره
    نرو زیبا همیشه وحشت من از این بوده
    که یکی یه جایی به چشمای تو نظر داره
    تو مراقب تموم لحظه هامی، میدونی
    نباشی هرکی تو دستاش، دو سه تا تبر داره
    منم این دیارو، ایم آدما رو دوس ندارم
    ولی هر چی که باشه دنا داره، خزر داره
    نرو زیبا، لااقل به خاطر دخترکی
    که یه دل از همه عاشقا دیوونه تر داره
    تو بمون حتی اگه مال کس دیگه بشی
    بودنت رو خط به خط زندگیم اثر داره
    نرو زیبا بسمه هر چی که پیشم نبودی
    به خدا این دخترک یه قلب در به در داره
    می ری اونجا چه کنی دل منو بسوزونی؟
    یکی مشکل توا، عاشقی دردسر داره
    نرو زیبا به خدا از این دیوونه تر میشم
    واسه اون چشمای تو تفاوتی اگر داره
    تو نمیدونی چه قدر دوست دارم همین
    خدا شاید از این عاشقی خبر داره
    نرو زیبا هستی مریم عاشقت اینه
    یه دل و یه زیبا و یه دنیا چشم تر داره
    تو نباشی میمیرم، اما چی گفتم مردنم
    واسه ی تو و خیالات فرقی ام مگه داره؟
    زندگی سازیه که ما همه کوکش میکنیم
    زیر داره، بالا داره، پایین داره، زبر داره
    گاهی تلخه مث جام شوکرانه رفتنت
    گاهی ام مثل خیال موندنت شکر داره
    بال پرواز ندارم اما بری باهات میام
    دل واسه بودن با تو، هزار تا بال و پر داره
    اینو گفتم که نری، باز ولی با خودت بگی
    جایی نیس این دختره دست از سر ما برداره
    :cry:
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  3. گه تو مال من بودي
    اگه تو مال من بودي ماه از چشات طلوع مي كرد
    پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع مي كرد
    اگه تو مال من بودي كلاغ به خونش مي رسيد
    مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش مي رسيد
    اگه تو مال من بودي همه خبردار مي شدن
    ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار مي شدن
    اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم
    پاييز مي فهميد كه ماها زبونشو خوب بلديم
    اگه تو مال من بودي انقد غريب نمي شدم
    من چي مي خواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم
    اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود
    دل من اون آواره اي كه شبا مي گرده نبود
    اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت
    تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت
    اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت مي شد
    قصه ي عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت مي شد
    اگه تو مال من بودي مي بردمت يه جاي دور
    يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور
    اگه تو مال من بودي ، مي ذاشتمت روي چشام
    بارون مي خواستي مي باريد ، ابر سفيد گريه هام
    اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت
    شمعي كه پروانه داره ، اشك غم انگيز نمي ريخت
    اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت
    آدما دارا مي شدن ، دنيا ديگه فقير نداشت
    اگه تو مال من بودي خيال نمي كنم باشي
    پس مي رم و مي كشمت پيش خودم تو نقاشي
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  4. ازم گرفت

    سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت
    صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت
    تا می خواستم به چشمای روشنت نگاه کنم
    مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت
    تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم
    اثرش زیاد بود و خنده هاتو ازم گرفت
    تو با من حرف میزدی نگات یه جای دیگه بود
    خدا لعنتش کنه، اون نگاتو ازم گرفت
    لحظه هات یه وقتایی مال دو تامون می شدن
    اون حسود، اون دو سه تا لحظه هاتو ازم گرفت
    خیلی وقته سختمه دیگه تنفس بکنم
    یه جور عجیبی انگار هواتو ازم گرفت
    خدا دوس نداشت بیام پیشت کنار تو باشم
    باورت نمیشه حس دعاتو ازم گرفت
    دست روزگار چقدر با من و آرزو بده
    لحن فیروزه ای مریماتو ازم گرفت
    سلامت، خداحافظیت عزیزمای نقره ایت
    حرف آخر به امون خداتو ازم گرفت
    تو حواس واسم نذاشتی چه کنم از دست تو
    اشتباهم بهترین جمله هاتو ازم گرفت
    نمیخواد بپرسی چی، خودم دارم بهت میگم
    تویه خط خوردگی دنیا، صداتو ازم گرفت
    یه کم از برگشتن قشنگ تو وقتی گذشت
    یکی اومد و یه ذره وفاتو ازم گرفت
    هفتم اردیبهشت نزدیکای تولدت
    جمعه که قد تموم زندگیم دلم گرفت
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  5. تو می خوای

    تو میخوای ناز چشاتو بخرم
    قیمت عشقتو بالا ببرم
    تو میخوای یه روز بیای سراغ من
    تو میای پس زیر وعده هات نزن
    تو میخوای فردا رو با هم بسازیم
    تو میخوای یه باغچه مریم بسازیم
    تو میخوای ساز منو کوک کنی
    تو میخوای دنیا رو مشکوک کنی
    تو میخوای زیادی عاشقت بشم
    تو میخوای پاییز که شد بیای پیشم
    تو میخوای بریم پیش ستاره ها
    تو میخوای بهم بگی خیلی چیزا
    تو میخوای چشمام تو رو نگه داره
    تو میخوای هر چی بگی بگم آره
    تو میخوای فانوس لحظه هام باشی
    تو میخوای تا آخرش باهام باشی
    تو میخوای شب تا سحر صدام کنی
    تو میخوای خوابم بودم نگام کنی
    تو میخوای عروس رویاهام کنی
    تو میخوای پری دریاهام کنی
    تو میخوای اسممو فریاد کنی
    اسمتو شبیه فرهاد کنی
    تو میخوای با همه کس قهر کنم
    خودمو شهره ی یک شهر کنم
    تو میخوای سفر نرم بدون تو
    تو میخوای همش بگم به جون تو
    تو میخوای شبا برام قصه بگی
    تو میخوای تموم شه فصل تشنگی
    تو میخوای با هم باشیم کنار هم
    پاییز و زمستون و بهار هم
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  6. دیوونتم، دیوونتم، دیوونه

    شب شده سکته دوباره خونه
    میگرده دل دنبال یک بهونه
    میگرده باز گنجه ی خاطراتو
    پی یه حرف ناب و عاشقونه
    عکس تو رو باز میذاره روبه روش
    که تا ته شب واسه تو بخونه
    دلم تو التهابه که چه جوری
    قدر چشای نازتو بدونه
    تو عصری که قحطی عطر یاسه
    اما به جاش دوست دارم گرونه
    کافیه اسمتو یه جا ببینم
    تا حس شعرم بزنه جوونه
    من نمیتونم بگم اندازه شو
    اینو فقط شاید خدا بدونه
    محاله که عشق ما رو ندونن
    برو سوال کن از گلای پونه
    اگه بخوان خیلی کم از تو بگن
    میگن همون که خیلی مهربونه؟
    بی خبری تو ولی از حال من
    میندازم اینو گردن زمونه
    چقدر حسودیم میشه وقتی همه
    بهم میگن دل تو پیش اونه؟
    من خودمو باز میزنم به اون راه
    میگم بیارید واسه من نشونه
    اما تا کی فریب بدم دلم رو
    اون داره کلی آدرسو نشونه
    مهم ولی تویی که اسم نازت
    با من یه جایی پشت آسمونه
    اونا نمی دونن ستاره هامون
    دو تاس ولی توی یه کهکشونه
    اینو بخون تا دوباره بدونی
    دیوونتم،دیوونتم،دیوونه
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  7. روزای خیلی طلایی یادته

    روز ترس از جدایی یادته

    روز تمرین اشاره یادته

    شب چیدنه ستاره یادته

    شعرای کتاب درسی یادته

    یادته گفتی میترسی یادته

    عکسمون تو قاب عکسو یادته

    بله بدون مکث و یادته

    دستمون تو دست هم بود یادته

    غصه هامون کم کم بود یادته

    چشم نازت ماله من بود یادته

    دیدنه من قدغن بود یادته

    روزگار قهر و اشتی یادته

    هیچکس و جز من نداشتی یادته

    رویاهای اسمونی یادته

    قول دادی پیشم بمونی یادته

    روزای بی غم و غصه یادته

    ببینم اول قصه یادته

    عصر ابراز علاقه یادته

    خبر خوش کلاغه یادته

    دست گرمت تو زمستون یادته

    شونه من زیر بارون یادته

    واسه ی خنده اجازه یادته

    اونایی که میگفتی رازه یادته

    یادته فالای حافظ تو حیاط

    یادته قسم به جون شاخه نبات

    گل سر خارو نچیدیم یادته

    یه روزی همو ندیدیم یادته

    شرطامون سر صداقت یادته

    توومجازات خیانت یادته

    پنهونی سر قرارا یادته

    تاخیرا توی بهارا یادته

    گوش ندادیم به نصیحت یادته

    گشتنه دنباله فرصت یادته

    دونه دادن به کبوتر یادته

    خاطرات توی دفتر یادته

    دستاتو میخوام بگیرم یادته

    راستی تو بی تو میمیرم یادته

    فال با نیته رسیدن یادته

    طعم قهوه روچشیدن یادته

    واسه فال قهوه رو خوردن یادته

    روزی صدبار بی تو مردن یادته

    یادته دعای زیر طاقیا

    کنار بوته های اقاقیا

    زیر اون درخت گیلاس یادته

    با دوتا شاخه گل یاس یادته

    یادته گفتن راز به قاصدک

    یادته چقدر بهم گفتیم کمک

    فکر بودن توی قایق یادته

    تو به من گفتی شقایق یادته

    پیش هم بودیم نزاشتن یادته

    اونا مارو دوست نداشتن یادته

    فال حافظ شب یلدا یادته

    اسمم و گزاشتی شیدا یادته

    نامه بدون امضا یادته

    اسم مستعار رویا یادته

    چیزی خواستیم از خدامون یادته

    مستجاب نشد دعامون یادته

    چشمون زذن حسودا یادته

    چشامون شد مثل رودا یادته

    چشم من به چشمت افتاد یادته

    کاری که دسته دلم داد یادته....
    ♡♡♡
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  8. وقتی که عاشقم شدی

    وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
    تو آسمون آرزوت هزار تا بادکنک بود
    تنگ بلوری دلت درست مث دل من
    کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود
    وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
    توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
    چه روزا که با هم دیگه مسابقه میذاشتیم
    که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود!
    تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
    راستش دلم خونه ی تردید و هراس وشک بود
    دیگه نه از تو خبر بود، نه از آرزوهات
    قحطی مژده و روزای خوش قاصدک بود
    یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
    اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
    تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
    عاشقیمون یه بازی شاید، یه الک دولک بود
    نه باورم نمیشه که تو اینو گفته باشی
    کسی که تا دیروز برام تو کل دنبا تک بود
    قصه ی با تو بودن و میشه فقط یه جور گفت
    کسی که رو زخمای قلب من مث نمک بود
    :cry:
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  9. حالا که رفتم و گشتم

    وقتی از تو دل بریدم
    جز خودت چیزی ندیدم
    پی هر کسی که رفتم
    آخرش به تو رسیدم
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی توی دنیا
    نمیشه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا
    انگار آسمون نمی خواس
    ببینه ماها رو با هم
    یادته لحظه ی آخر
    زیر اون بارون نم نم
    گل سرختو گرفتی
    دادی دستم گل مریم
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی تو دنیا
    نمیشه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا
    دس من نبود نه از تو
    بلکه از خودم گذشتم
    با یه خورجین پر غربت
    پی سر پناه می گشتم
    همه چیم ولی تو بودی
    جنگلم کوهم و دشتم
    عشقتو خواستم بذارم
    لای خاطرات دفتر
    اما یاد تو نمی گذاشت
    میومد دوباره از سر
    توی یک غروب جمعه
    اصل مطلبو نوشتم
    پی هیچ کس نمی گردم
    چون تویی اول و آخر
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی تو دنیا
    نمی شه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا
    دریاها هنوز کبودن
    بعضیا هنوز حسودن
    هم واسه تو می نویسم
    هم اونایی که نبودن
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی تو دنیا
    نمیشه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا
    اسمتو، عشقتو رفته
    تو رگ و تو خون و ریشه
    یادته خواستی بمونم
    ناله کردم که نمیشه
    حالا عمریه اسیرم
    توی دام زرد غربت
    اما اسمشه که نیستی
    با منی همش همیشه
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی تو دنیا
    نمیشه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا
    من که تقصیری نداشتم
    تلخه قانون جدایی
    من و تو سرش نمیشه
    میزنه چه تیشه هایی
    من که چشمام توی غربت
    هنوزم پیت می گرده
    ولی حق داری بگی که
    اینا حرفه، بی وفایی
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی تو دنیا
    نمیشه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا
    جرم ما چی بود عزیزم
    که ما رو قربونی کردن
    خودشون رهان و آزاد
    ماها رو زندونی کردن
    دل سنگشون نمی خواس
    عاشق همدیگه باشیم
    حالا که رفتم و گشتم
    می بینم تکی تو دنیا
    نمیشه تو رو عوض کرد
    حتی با شبای رویا...
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  10. خسته شدم

    دیگه از دست تو ترانه هات خسته شدم
    دیگه از شنیدن رنگ صدات خسته شدم
    چه جوری بگم هنوز خیلی دوست دارم ولی
    انگار از بیشتر از این بودن باهات خسته شدم
    منی که عمرم و زندگیم تو چشمای تو بود
    باورت نمیشه که از رنگ چشات خسته شدم
    انقدر نگام کردی که دیگه زد به سرم
    از اون آتیش خوابیده تو نگات خسته شدم
    تو به من می گی بی انصافی و حق داری بگی
    با کدوم بهونه بنویسم برات خسته شدم
    انقد آب و هوا برام عوض کردی که من
    آخر از دست همون آب و هوات خسته شدم
    گفتم این کار و نکن کردی و رفتی و ببین
    دیدی آخر از تموم اون کارا ت خسته شدم
    حرفات انگار دیگه روی دل من نمی شینه
    انقدر عوض شدی که من به جات خسته شدم
    شب و روزات مث روز و شبای قدیم نبود
    از دست تفاوت روز و شبات خسته شدم
    دیگه فرقی نداره پیشت باشم یا نباشم
    تو یه بی تفاوتی، من از فضات خسته شدم
    دوس داری بری، برو، دلت می خواد باشی بمون
    من که از تمام حرفات و تصمیمات خسته شدم
    یه روزی غریبه ای، یه روز آشنا، من از
    بازی زشت غریب آشنات خسته شدم
    تو چی فکر کردی خیال کردی من عاشق می مونم
    من از این فکرای غرق ادعات خسته شدم
    واسه تو حتی دیگه شبا دعا نمیکنم
    راستشو بخوای دیگه من از دعات خسته شدم
    من شکایت تو رو به کی کنم؟ برم کجا؟
    به جون خودت قسم نه، به خدات خسته شدم
    چه قدر ببخشمت من دیگه چیزی ندارم
    به خدا از دس این همه خطات خسته شدم
    روزی صد تا غم و غصه توی قلبم میذاری
    منم آدمم از این درد و بلات خسته شدم
    انقدر واست می میرم واسه من تب می کنی؟
    حق دارم از این دل بی اعتنات خسته شدم
    تو خودت منو نخواستی، من گناهی ندارم
    از دس اون چشای دور از وفات خسته شدم
    شعر اینجوری نوشتم کسی با خبر نشه
    مثلا من از تو و خاطره هات خسته شدم
    کی می دونه تو پشیمون شدی و نوشتی که
    حتی از دیدن عکس و هدیه هات خسته شدم
    ای خدا، اینو فقط من و تو اون می دونیم
    نشونم بده یه جور راه نجات، خسته شدم
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.