1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دفتر شعر مریم حیدرزاده

شروع موضوع توسط ײַҊIⱤѦⱢײַ ‏Dec 15, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطر خواشن
    همشون هنر دارن ، یا شاعرن یا نقاشن
    یا که پشت پنجرش با گریه گیتار می زنن
    یا که مجنون می شنو تو کوچه ها جار می زنن
    دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست
    سر بودم از خیلیا و لایقم نمی دونست
    دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن
    همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن
    دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه
    شمشاد همسایمون پیش قدش یه سوزنه
    دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله
    کمترین شعری که تو می شنوی از اون غزله
    دست گذاشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
    خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
    دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
    مردشن ، دیوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن
    دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادین
    همه جورشو داره ، هم عجیبن ، هم عادین
    دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده نه سیاه
    ظاهرش گندمیه ، به چشمم اما کیمیا
    دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
    کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
    دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه
    سرنوشت هر کسی که می خواد اونو ، باختنه
    دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
    من تو پاییزم و اون اهل یه جا ، تو بهاره
    دست گذاشتم رو یکی که شعرمو گوش می کنه
    آخرین بیت و می خونه و فراموش می کنه
    دست گذاشتم رو یکی که کهکشون ، قایقشه
    انقدر دوسش دارن ، هر کی خوبه ، عاشقشه
    دست گذاشتن رو یکی که خندشم نفس داره
    تو تمام نقشه های خوب دنیا دس داره
    دست گذاشتم رو یکی که دست گذاشته رو همه
    ولی هر کسی رو که تو نشون بدی ، می گه کمه
    دست گذاشتم رو یکی ، ما رو چه به فرشته ها
    برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها
    دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره
    اینا رو دلم می گه ، می گه و بعدش می میره
    دست گذاشتن رو کسی آسونه اما ساده نیست
    توی اینجور بازیا ، خوب همیشه اراده نیست
    می نویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم
    ولی نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم
    دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
    تا مث تو قصه ها ، از یادم اونو ببرم
    ولی دست ، عاقلتر مونده روی همین یکی
    چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الکی
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  2. بچه بودم نه دیگه منتظر زنگ بودم
    نه دیگه واسه تو مثل تو دلتنگ بودم
    بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد
    دل کوچیکم فقط غصه بازی رو می
    خورد
    بچه بودم چه قدر صاف و روون می خندیدم
    خوبیش این بود که ازت نمی خوامت نمی شنیدم
    بچه بودم همه ام مثل خودم بچه بودن
    نرم و ساده مث خاکای توی باغچه بودن
    بچه بودم خبر از تو خبر از دروغ نبود
    سر فکرای پریشون انقدر شلوغ نبود
    بچه بودم همه
    چی درست می شد ، سخت نبود
    هیچکی اندازه ی من اونروزا خوشبخت نبود
    بچه بودم دلمو هنوز کسی نبرده بود
    هنوزم خدا اونو دست خودم سپرده بود
    بچه بودم قدرمو زمونه بیشتر ی دونست
    کوچمون حالا منو از تو که بهتر می دونست
    بچه بودم کسی بیخود منو اذیت نمی کرد
    مث تو میون بازیا خیانت نمی کرد
    بچه بودم کسی مثل تو باهام بد نمی شد
    بی توجه از کنار رؤیاهام رد نمی شد
    بچه بودم نبود اون کسی که بهم راس نمی گفت
    مث تو هیچکی بهم هر چی دلش خواس نمی گفت
    بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم
    از دس چشمای تو ، تو حسرت دق
    نبودم
    بچه بودم بدون هیچ غصه ای رفتم شمال
    لب دریا خونه های ماسه های ، بوی بلال
    بچه بودم توی قایق بی تو خیلی خوش گذشت
    دنیا رو کاش می دادم سالای رفته بر می گشت
    بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود
    لا به لای دفترام ، جز دو تا برگ یاس نبود
    بچه بودم
    عکس تو باعث دردسر نشد
    جز تو هیچکی باعث رفتن به سفر نشد
    بچه بودم انقدر از سادگیا دور نبودم
    واسه گوش دادن به تو ، انقدر مجبور نبودم
    بچه بودم کسی مثل تو منو رنج نداد
    برد و باخت تلخ ما مزه شطرنج نداد
    بچه بودم دلم از هیچکسی ناراضی نبود
    فکر و
    ذکرم پیش هیچ چیزی به جز بازی نبود
    بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت
    غصه مون هر چی که بود یه دنیا راه چاره داشت
    بچه بودم و قهر و آشتیم روی هم لحظه نبود
    اخم و دردم واسه حرفی که نمی ارزه نبود
    بچه بودم بیشتر از این زمونا در می زدن
    اونروزا بزرگترا
    بیشتر به هم سر می زدن
    بچه بودم قلبای تو دفترم حقیقی بود
    روی دفتر خاطراتم عکس جوجه تیغی بود
    بچه بودم چقدر شعرای خوب بلد بودم
    کندن اسما رو رو درخت و چوب بلد بودم
    بچه بودم چشم تو در به درم نکرده بود
    اونروزا فکر و خیالت ، خبرم نکرده بود
    بچه بودم روزای هفته شبیه هم نبود
    حواسم پهلوی اینکه چی بهت بگم نبود
    بچه بودم شادی پر بود تو دل بادکنکم
    آخر اون روزا کسی بود که بیاد به کمکم
    بچه بودم غروبا بوی غریبی نمی داد
    کسی هدیه به کسی ساعت جیبی نمی داد
    بچه بودم اگه مثل حالا مجنون می شدم
    از بزرگ شدن واسه ابد پشیمون می شدم
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  3. تازگیا سفر می ری
    جاهای پر خطر می ری
    بی سر صدا بدون من
    تا ساحل خزر می ری
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا امون می دی
    گل شدی ، دس تکون می دی
    یه جوری به غریبه ها
    اداهاتو نشون می دی
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا ، دوری چقدر
    ساکت و مغروری چقد
    چه کم باهام حرف می زنی
    راس راسی مجبوری چقدر
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا طلا شدی
    کم شدی ، کیمیا شدی
    دیگه صدام نمی کنی
    عین غریبه ها شدی
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا باهام بدی
    گفتی میام ، نیومدی
    نگفته بودی انقدر
    بازی با قلب و بلدی
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا سرده نگات
    دیگه نمی لرزه صدات
    برقی که دنبالش بودم
    رفته دیگه از تو چشات
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا را نمی یای
    سر قرارا نمی یای
    زمستونا نیومدی
    حالا بهارا نمی یای
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا کم شدی ، کم
    یه عالمه دوری ازم
    نمی شه پیدات بکنم
    حتی واسه دوست دارم
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا خیال کنم
    باید ازت سوال کنم
    خیال داشتن تو رو
    تو رویاهام محال کنم
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا ، کم می یارم
    به جای بارون ، می بارم
    یه جوری فرصت بده که
    بگم چه قدر دوست دارم
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا چه ناز شدی
    عجیبی ، عین راز شدی
    شعر و ترانتم خوبه
    کلی ترانه ساز شدی
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا چه بی حواس
    عاشق داری از چپ و راس
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا خیلی زیاد
    همش تو رو یادم می یاد
    می ترسم از فکرای تو
    بلاهایی سرم بیاد
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا عجیب شدی
    تنها که نه ، غریب شدی
    به ما که می رسی یه کم
    نجیب بودی ، نجیب شدی
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا حرف شماس
    همش می گی دست خداس
    اما بذار بهت بگم
    حسابت از همه جداس
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    تازگیا تو سال نو
    بدجور می میرم واسه تو
    چون می دونی دوست دارم
    ناز نکن از پیشم نرو
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    نامه رسید به آخرا
    باید سپردت به خدا
    فقط یه قولی بده که
    دلت بمونه پیش ما
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    امضای نامه اولی
    سرخه و خیلی مخملی
    با عطر کلی گل سرخ
    با چشم یه کم عسلی
    بی وفا انصافت کجاس
    رفتن و نازت مال ماس
    بمون که ثابت بکنی
    حسابت از همه جداس
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  4. یک حقیقت تلخ

    یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره
    یه نفر یه لقمه نون واسه فردا نداره
    یه نفر میشینه و اسکناساشو می شمره
    می خواد امتحان منه که تا داره یا نداره
    یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش
    اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
    بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره
    انتخابم میکنه، پولشو اما نداره
    یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
    اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
    یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
    اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
    یکی بعد مدرسه توپ چل تیکه میخواد
    مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
    یه نفر تولدش مهمونیه، همه میان
    یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
    یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
    یکی داره میمیره خرج مداوا نداره
    یکی انشاشو میده توی خونه صحیح کنن
    یکی از بر شده دردو، دیگه انشا نداره
    یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
    یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
    تو کلاس، صحبت چیزی میشه که همه دارن
    یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
    یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
    یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
    یکی از واحدای بالای برجشون میگه
    یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
    یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره
    یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
    یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
    یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
    یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
    یکی از که نخورده شب و روز نا نداره
    یکی از بس که شومینه گرمه می افته از نفس
    یکی هم برای گرمای دستاش ها نداره
    دخترک میگه خدا چرا ما... مادرش میگه
    عوضش دخترکم، اون خونه لیلا نداره
    یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
    هیچ روزیش فرقی با روز مبادا نداره
    یکی آزمایش نوشتن واسش، اما نمیره
    میگه نزدیکای ما آزمایشگاه نداره
    بچه ای که تو چراغ قرمز می فروشه گل و
    مگه درس و مشق و شور وشوق و رویا نداره
    یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
    پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
    یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
    دارا خیلی چیزا داره اما سارا نداره
    راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه میگم
    ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره؟
    بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
    یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
    همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
    این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
    خدا به هر کسی هر چی دلش میخواد بده
    همه چی دست اونه، ربطی به شعرا نداره
    آدما از یه اومدن، همه میرن یه جا
    اونجا فرقی میون فقیر و دارا نداره
    کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
    با نمیشه، با نمیخوام، با نشد، با نداره
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  5. هیج کسی زیبا نمیشه

    انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمیشه
    پی چاره ام با حرفای الفبا نمیشه
    من که هیچ، ساعتمم دیوونته دروغ که نیست
    تو از اون روزی که رفتی خوابیده، پا نمیشه
    هی میگم کاشکی یه روز معجزه شه با همدیگه
    دو سه ساعتی بریم کنار دریا،نمیشه
    آسمون دلش گرفته، مث اخمای تو ا ...
    یه گره افتاده رو پیشونیشو ، وا نمیشه
    نامتم باهام لجه، می خوام بذارمش کنار
    انقدر بد باهام، هر چی کنم تا نمیشه
    مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم؟
    که دیگه یه ذره خندتم واسه ما نمیشه
    سرخیا مال تو، هر چی زرده بفرس واسه من
    ماهی مثل تو که پنهون لای ابرا نمیشه
    دیدی خواستن میون من و تو رو ابری کنن؟
    تو نگفتی بهشون برید، چه حرفا، نمیشه؟
    مگه از من چه شنیدی که یهو دلت شکست
    دل عاشق بیشتر از یه دفه رسوا نمیشه
    چه شبایی که نشستم تا سحر به این امید
    که به هر کسی به جز من بگی نه، یا نمیشه
    روزی که خواستی بیای پیشم مث دیوونه ها
    از همه می پرسیدم پس چرا فردا نمیشه
    اینه رسمش؟ تا یه چیزی شنیدی باورت بشه؟
    این جوری که قصمون عبرت دنیا نمیشه
    یعنی حق با شعر یه شاعر اون روزاش که گفت؟
    بو مجنون واسه تو هیچ کسی لیلا نمیشه
    خوابتو دیدم و پرسیدم ازت کجا بودی؟
    گفتی طولانیه قصه، توی رویا نمیشه
    یادته؟ تماس گرفتم که ببینم چی شده؟
    گفتی بعدا، جایی ام، صحبتش اینجا نمیشه
    دفترم عادتشه، فقط تو روش خط بکشی
    خودتم خوب می دونی بدون امضا نمیشه
    تو رو باید تو تمام کتابا، نه کمته
    حرف تو خلاصه نیست، پس توی انشا نمیشه
    چشاتو نمیشه گفت چه رنگیه بس که گلی
    هیچ چشی، چش نزنم، انقد زیبا نمیشه
    راستی تو منو یادت رفته، آره؟
    من همونم که بدون تو شباش به غیر یلدا نمیشه
    با خودت قرار گذاشتی دیگه اسممو نگی
    جمله هات تموم میشه، با نمی خوام، با نمیشه
    باشه هر چی تو بگی قبول، فقط اینو بدون
    حکم قتلمم بدی، هیچ کسی زیبا نمیشه
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  6. حسرت داشتن تو

    مثل اون وقتا هنوز دلم واست لک میزنه
    حسرت داشتن تو،پیر شده، عینک میزنه
    صورتم سرخ شده بود ، اما حالا کبود شده
    جدایی یه عمر داره توی اون چک میزنه
    اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست
    منو می بینه یه وقت، دوباره چشمک میزنه
    یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر؟
    هنوزم کامپیوتر داره برام تک میزنه
    حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم
    مث تو کی آدمو جای عروسک میزنه؟
    دیشب از خواب پریدم خوب شد، آخه دیدم یکی
    داره به ماشین تو، هی گل میخک میزنه
    تو که تنها نبودی، یکی پیشت نشسته بود
    بگذریم این دل من همیشه با شک میزنه
    اونی که بهم می گفت دوست دارم، دوسم نداشت
    دیده بودم واسه دختره سوتک میزنه
    باورت میشه هنوز عاشقتم اون روز خوب
    دل هنوز واست «تولدت مبارک» میزنه
    تو زیاد دوسم نداشتی، خوب مقصر نبودی
    کی میاد امضا زیر قول یه کودک میزنه؟
    نه که بچه ها بدن، پاک و زلال قلبشون
    ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک میزنه
    فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله
    میره آسمون، خودش رو جای لک لک میزنه
    دختر همسایمون، نمی دونه دوسش داری
    داره دوره قاب عکست گل و پولک میزنه
    نه که فکر کنی به تو نظر داره ، می کشمش
    مثلا داره رو زخمام گل پیچک میزنه
    کارش این نیست، طفلکی شب تا سپیده می شینه
    گل و بوته و شکوفه روی قلک میزنه
    راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو میگم
    نمی گم گوشای رویام دیگه سمعک می زنه
    جز واسه نوار تو که توش صدای نازته
    به نفس هام طعم عطر سیب قندک میزنه
    نامه مو جواب نده، دوسم نداشته باش ولی
    نذا اصلا نزنه قلبی که اندک میزنه
    پیش هیچ کسی نرو، حلقه دس کسی نکن
    چون گناهه، من هنوز دلم برات لک میزنه






    هعییییییییی:(
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  7. گدای معمولی

    فکر میکنی چشات چیه؟ دو تا بلای معمولی
    چه جوریه مگه صدات؟ یه جور صدای معمولی
    فکر میکنی تو چی داری که امثال من ندارن؟
    فقط یه جور ناز و ادا و عشوه های معمولی
    وقتی ازت حرف میزنم دیگه نمی لرزه تنم
    تو هم یکی مث همه، تو آدمای معمولی
    اما نه طفلکی اونا، از خیلی هاشون بدتری
    یه عاشق دمدمی و، یه بی وفای معمولی
    اون قدیما یادم میاد گفته بودم موهات طلاست
    نمی شه زیرش بزنم، یه جور طلای معمولی
    بیا فقط یه بار، فقط یه بار کلاتو قاضی کن
    منم مث اونا بودم؟ اون عاشقای معمولی؟
    هر چی بودم ذلت رو زد شعرا و عاشقونه هام
    رفتی سراغ کسی با مو و چشای معمولی
    من نمیگم آدم باید عاشق چشم و ابرو شه
    دردیه که خوب نمیشه با یه دوای معمولی
    کاش ولی لایقت باشه اونکه شبات مال اونه
    فقط میخوام دعا کنم یه جور دعای معمولی
    تو که شبات روز شدن و روزمو رنگ شب زدی
    کاش لااقل بچه بودم با اون شبای معمولی
    کاش جای موندن توی عشق، تو مشق شب مونده بودم
    تو مشکل سفیدی اون کاغذای معمولی
    ما بدجوری بهم زدیم حسرت به دل موندم هنوز
    بیرون بریم با هم یه روز، حتی یه جای معمولی
    راستش میخواستم اولاش نقشی واست بازی کنم
    نقش یه دختر خوش بی اعتنای معمولی
    دیدی نقاب من چه زود، افتاد و من همون شدم؟
    بازم همون دخترک بی ادعای معمولی
    راستی میگ شعرای اون از مال من قشنگ تره؟
    چی داره که من ندارم، یه جور ادای معمولی
    فکر میکنم که راه به راه، بهت میگه دوست داره
    منو شکست نکردن، همین کارای معمولی
    خوب میدونم من تو دلم برات می مردم ولیکن
    زیاد واست جالب نبود همین گفتنای معمولی
    چه فایده هر چیزی بود تموم شد و دیگه گذشت
    اینم یه نامه کمتر از نوشته های معمولی
    نمی دونم تو می خونیش یا که نگاش نمیکنی
    به خاطر تازگی، اون وعدهن های معمولی
    همونا که اول میدن، به جز تو هیچکس به خدا
    یه حرف ساده ی دروغ، یه بخدای معمولی
    اگه که خوندیشم بگو، این مال یه غریبه بود
    یه لطف اگر داری بگو، یه آشنای معمولی
    اما اگه دیدی که نه زیادی اذیت میکنه
    بیا سراغ دختری با رویاهای معمولی
    منم می بخشمت آخه چاره ای جز این ندارم
    مث همیشه قهرا و باز آشتیای معمولی
    اگه نخواستی نامه رو، تو رو خدا پس نفرست
    رو عادت همیشگیت، با اون یه تای معمولی
    خواستم یه جور سادگیمو فقط بهت نشون بدم
    نامه تمیزه ولی با مداد سیای معمولی
    من خیلیم بد نبودم، سعی می کنم بد نباشم
    خب بعضی وقتا بد میشم، از اون بدای معمولی
    دیگه مزاحم نمیشم تو کاری با من نداری؟
    تکیه کلام خودته، این جمله های معمولی
    فقط یه چیزی دوست دارم به یه سوال جواب بدی
    غیر از تموم پرسشا و، سوالای معمولی
    پشت چراغ چشم تو گل بفروشم تو میخری؟
    بهم نگاه کن به چش یه جور گدای معممولی

    :16:
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  8. من دیوونه رو باش که....

    من دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی
    تمام مشکلم اینه که حرفامو نمی فهمی
    منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی تو بی احساسی
    دروغ بود اینکه می گفتی تو هم محو گل یاسی
    من دیوونه رو باش که شکستم با شکست تو
    تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو
    من دیوونه رو باش که واسه تو گریه می کردم
    تو رو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم
    من دیوونه رو باش که به پای چشم تو سوختم
    ولی بعد یه کم بازی تو با من بد شدی کم کم
    من دیوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم
    باهات موندم، باهات سوختم، واست سوختم، واست مردم
    من دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم
    همش یک گل تو باغچم بود اونم آخر واست چیدم
    من دیوونه رو باش که به خوبیم عادتت دادم
    شکستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم
    من دیوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم
    خوشی رو تو خودم کشتم، ولی با چشم تو موندم
    من دیوونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو
    چه قد تلخ بدون تو، چقدر سخته برام با تو
    من دیوونه رو باش که خیال کردم تو مجنونی
    تو حتی اسم مجنونم، نه آوردی، نه می دونی
    من دیوونه رو باش که قد دنیا دوست دارم
    نه اما من دوست داشتم حالا که از تو بیزارم
    من دیوونه رو باش که واست خوندم چه قد ساده
    تو حرف عاشقونم رو شنیدی، حاضر آماده
    من دیوونه رو باش که نشستم منتظر، رسوا
    زید تو زیر قولاتو، گذاشتی باز منو تنها
    منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمی خواستی
    چه قدر دیوونه ای راستی، چه قدر دیوونه ام راستی
    منو باش که با یه آهنگ میخواستم مهربونتر شم
    زدی تیر و توی ذوقم نذاشتی حوصله بازم
    من دیوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم
    چقدر دیوونه تر چون باز، تو رو اینجا خطاب کردم
    من دیوونه رو باش که، درسته خیلی دیوونم
    جهنم می رم اما نه، کنار تو نمی مونم
    اینم یه نامه ابری، به امضای یه دیوونه
    فقط بیچاره اون کس که، یه عمر با تو می مونه
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  9. خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
    صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
    خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
    بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
    خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
    می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
    خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
    هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
    خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
    نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
    خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
    بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
    خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
    نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
    خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
    تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
    خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
    بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
    خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
    وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
    خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
    از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
    خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
    اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
    خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
    بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
    خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
    کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
    خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
    چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
    خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
    اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
    خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
    چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
    خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
    اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
    خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
    دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
    خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
    که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
    خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
    تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
    خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
    از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
    خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
    ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره...
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.
  10. منو ببخش

    زیبا من چیا بگم عاشقی باورت بشه؟
    تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه
    چشمای ناز تو که باز میشه، آفتاب میزنه
    تازه وقتی تو بگی صورتشو آب میزنه
    من بگم دوستت دارم با چه رقم یا عددی
    تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی
    مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا
    عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا
    با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو میره
    ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو میره
    زیبا چشم تو اگر با رویاهام قهر کنه
    آسمون دلش میخواد شهر و پر از ابر کنه
    چه قدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ
    چه قدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ
    گفتی فاصلس میون من و رویاهام با تو
    باشه اما نمیدم هرگز به هیچکسی جاتو
    زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود
    دل من واسه سفر منتظر بهانه بود
    زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه میشم
    ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم
    زیبا تو فرشته ای، اهل یه جایی تو بهشت
    نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت
    از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا
    جام چه قدر مشخصه، تو نقشه ی دیوونه ها
    زیبا آتیش میزنه دل منو اخمای تو
    نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو
    زیبا ناز کن که چشات، ناز خریدنی داره
    اون چشات گلی ستاره های چیدنی داره
    مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس
    عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس
    گفتی فاصله س میون فکرمو، حقیقت
    کاشکه داشتم یه ذره فقط یه کم لیاقت
    تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف
    تو یه کم گفتی و بعدش دوباره سکوت وبرف
    جای برفا روی کاغذ میشه نقطه چین گذاشت
    حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت
    عمریه موندم توی مصراع اول چشات
    فقط این فعلو بلدم که می میرم برات
    اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه
    عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه
    اگه باورت نشد بذار زمان نشون میده
    جواب سوالای سختو همیشه اون میده
    تو دوسم نداشته باش، بازم قشنگه عالمت
    کسی که میدونه اما مینویسه مریمت
    زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش
    دنیا باید بدونن فرشته ای ، پس بدرخش
     
    sargoli و Stone Heart از این پست تشکر کرده اند.