1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

درگیره با خودش والا...

شروع موضوع توسط ••ÐêMōn•• ‏Jun 20, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ گوشیو ﺑﺮﺩﺍﺷﺘم ﻣﯿﮕم : ﺍﻟﻮ!

    ﮔﻔﺖ : ﺳﻼﻡ ﺑﻌﺪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ
    ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻢ !
    ﮔﻔتم :ﺍﻭﮐﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﯾﮕﻪ |:
    ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻮ
    ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻤﻮﻣﺶ ﮐﻦ ﻟﻄﻔﺎ ، ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﻡ

    5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ :ﺷﻤﺎﺭﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻟﻄﻔﺎ |:
    7 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﯼ ؟؟؟
    9 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﺍﻟﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ؟؟؟؟
    11 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﮐﻮﺷﯽ؟
    13 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻻﻥ ﺷﻤﺎﺭﺗﻮ
    ﻣﯿﺪﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﻡ ﺣﺎﻟﺘﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ
    15ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﺧﺪﺍﯾﺶ اذﯾﺘﻢ ﻧﮑﻦ
    17ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻻﺗﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﻡ ﺑﮑﺸﺘﺖ !!
    19ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺫﯾﺖ ﮐﻦ
    21ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ : ﮐﺜﺜﺜﺜﺜﺜﺜﺜﺎﻓﻄﻄﻄﻂﻃﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻂ

    :279: :279:

    :35:))))

    اینم شانس من :279:|
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  2. داشتم از خیابون رد میشدم یه پورشه پانامرا زد بهم…
    اقا ما هم دیدیم یارو پولداره گفتیم یه فیلمی بازی کنیم یه ذره پول ازش بگیریم
    داد و جیغ که پام فنا رفتو کمک کنید دارم میمیرمو از این حرفا
    چشمتون روز بد نبینه ملت همه اولا رفتن ببینن ماشین یارو چیزیش شده یا نه که مرده به راننده گفت اقا خدارو شکر ماشین چیزیش نشده
    بعدشم دست بچشو گرفت گفت اگه میشه ما یه ۲تا عکس بندازیم با ماشینتون
    ۲تا دخترم اومدن با راننده حرف زدن
    یه ۲تا پسرم نشستن پشت فرمون واسه فیسبوک عکس انداختن یعنی کسی مارو آدم حساب نکردااااااا
    بی سروصدا بلند شدم ، خودمو تکوندم رفتم سمت افق
     
    alakimalaki، mateen، sara و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کی از فانتزیام اینه که یه دوس دخدرِ قد کوتاه داشته باشم بهش بگم عزیزم ... مهم نیست که قدت کوتاس ...
    مهم اینه که با نیم وجب قدت روزگارمو سیاه کردی
    :35:)))
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  4. یکی از فانتزیام اینه که یه امـتـحـانه خـفـن داشته باشم هـیـچـی هـم طـول تـرم نـخـونـده بـاشم یه چـنـد روز قـبـل از امـتحـان یـه ذره تـه ریـش بذارم و یـه کـم در حـد10نـمره درس بخـونـم و بـا پـیـرهـن مـشـکی برم سـر جـلـسـه, بـعـد از یـه ربـع اسـتـاد بیاد بـالای سـرم دسـتـش رو بذاره رو شـونـم و بهم بگـه چـرا تو بـرگـه ت چـیـزی نـنـوشـتـی؟؟؟چـرا مـشـکی پـوشـیدی؟؟؟ یـهـو مـنـم بـغـض بکنم خـیـره بشـم بـه بـرگـه و بـا صـدای خـسـتـه بگم اسـتـاد ....عـشـقـم....هـمـه زندگیم...نـفـسـم ...کـه قـرار بـود بـا هـم ازدواج کـنـیـم رفـت پـیـش خـدا... بـعـد سـرم رو بذارم رو مـیـز و شـروع کـنم گـریـه کـنم....(حـیف اسـتـادش زن بـود وگر نـه پـا مـیـشـدم بـغـلـش مـیـکـردم ^_^) بعدش یـهـو ببینم اسـتـاد هـم بـغـض کـرد و بـه سـرعـت نـور از صـحـنـه دور بشـه از پـلـه هـا بره پـایـیـن...خـلاصـه درحـد 8 ، 9 نـوشـتـه باشم و 2روز بـعـد جـوابـهـا بیاد رو سـایـت 19 شـده بـاشم و بـقـیـه امـتـحان هـا هـم با هـمـیـن روش برم جلو و مـعـدلـم بـالای 18 بشه^_^
    دیگه چون معدلم هم بالا شده نیازی به محو شدن تو افق نیست..!
    یکی از دوسـتـان پـرسـیدن اگـه اسـتـادتون زن بـود چـطوری دسـتـش رو گـذاشـت رو شـونـت؟؟؟ بـعله سـوال بـه جایـیه و نشان دهنده اینه که با دقت فانفزیه منو خوندی ولی عارضم خدمتتون که اسـتادمون از ایـن دسـتـکش سـفیدهـای رز مـاری دسـتـش داشت^_^
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  5. وارد کافه شدم ...
    روی صندلی کنار پنجره نشستم ...
    آفتاب کمرنگی فضا را روشن میکرد ...
    به کافه چي گفتم ... همان هميشگي . . .
    کافه چي نگاه سنگينش را به چشمانم انداخت وگفت ... زر نزن بابا اينجا 2روزه افتتاح شده :279:
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  6. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺯِﺭﺗﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺯﻣﯿﻦ!
    ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞِ
    .
    .
    .

    .
    .
    ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺷﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ
    ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻏﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ!
    :279:
     
    alakimalaki، mateen، sara و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  7. سردم شد، پاشدم کولر رو خاموش کردم!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    یادم افتاد خاموش کردن کولر، کار باباهاس!!
    شک کردم! یعنی من بابا شدم؟؟؟؟
    بعد زنگ زدم به دوس دخترم مبادا حامله شده باشه؛ گوشیشو جواب نداد،
    خلاصه خیلی نگران شدم در حد مرگ
    بعد که آروم شدم یادم اومد اصن دوس دختر ندارم :279:
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  8. پروانه اگر سوخت
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    به جهنم … ! می خواست دور شمع قرتی بازی در نیاره خاک بر سر … :279:
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  9. ﺩﺧﺘﺮﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻫﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻔﺖ ﻣﺎﻫﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ . ﺧﯿﺮ ﺳﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺸﯽ ﯾﺎ ﺑﺎﺑﺎ؟ ﺁﺑﺮﻭﻡ ﺭﻓﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ!
     
    alakimalaki، mateen، zhigol و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  10. ﯾﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖِ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻝ :
    ﭘﺴﺮﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﻦ ..
    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﯼ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﻦ !…:biggrin:
     
    alakimalaki، mateen، sara و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.