1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

درد و دل های یه دختر با تجربه ...

شروع موضوع توسط barfi ‏Jun 9, 2015 در انجمن درد دل

  1. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,768
    29,935
    ســــــــــــــــلام
    دنـــــــــــیا و آدماش دارن روز به روز تغیرات بیشتری رو به خودشون میبینن
    میخوام از 4 سال تجربه برات حرف بزنم
    از 4 سالی که زود اما نسبـــــــــــا تلخ گذشت ... پر از استرس و ترس غصه و اندوه !!!!
    اولـــــــــــاش فقط راجبه درس صحبت میشد و کلی راهنمایی میگرفتم راجبه المپـــــــــــیاد
    المپیادی که شده بود همه فکرو ذکرم ... تمام هدفـــــــــــم !!!!
    یادمه دقیقا تولد 14 سالگیم بود
    گذشت و گذشت و بعد از یکسال شدم آبجی نداشتـــــــــــش !!!!
    تمام درد و دلا و رنج های روزانش شب تا شب تو یاهو مسنجـــــــــــر بهم میگفت و آخرش با شب بخیر نصفه ی داداشی تموم میشد
    وقتی تولد 15 سالگیمو جشن گرفتم تازه فهمیدم چقدر بهش وابسته شدم تو این یکسال گذشته ... !!!
    میخواســـــــــــتم بهش بگم اما نــــــــــــــــــــــه ... نگفتم و تا تابستون صبر کردم (تولد من اسفند ماهه )
    تابستون شد و برفی خانم باز نـــــــــــت گردیای 24 ساعتشون استارت خورد !!!!
    تو همین نت گردیا با انجمنی به اسمه هفتادیا آشنا شدم اولـــــــــــاش واس تفریح میومدم اما کم کـــــــــــم که دوستام رو هم دعوت کرد دیگه واس دوستام میومدم انجمن !!!!
    مرداد بود و تولد بیست سالگیش ... دانشگاه بود زنگ زدم بهش تبریک بگممممم ... گفتم و کلی هم تشکر کرد بعد از کلی مقدمه چینی چند تا قـــــــــــول ازم گرفت و بعد بقول خودش یه حقیقتی رو بهــــــــــم گفت !
    قولاش :
    هیچوقت و تحتـــــــــــه هیچ شرایطی بخاطر من گریه نکن !!!!
    هیچوقت و تحته هیچ شرایطی خانوادت بخاطر من نرنجون !!!!
    از حرفم برداشت بدی نکــــــــــــــــــــــن !!!!
    و ....
    گفت بعد 1/5 سال آشنایی فهمیده که دیگه نمیتونه هیچوقت ازم دل بکنه و فکر میکنه عاشقـــــــــــم شده !
    این دقیقا همون حسی بودکه منم از تولدم به بعد بهـــــــــــش داشتم اما پنهونش میکردم !!!
    تلفن قطع شد و تا شب دیگه حرف نزدیم ... شب کلی چت کردیم حدود 10 ساعت متوالی حرف زدیم
    نه حرفای عاشقانه هــــــــــــــــــــــا .... حرفای معمولی اما نیمخواستیم قطع شه این حرف زدن !!!
    روز به روز ساعت به ساعت وابسته تر میشدیم ... کله دوستا و فامیلش میدونستن که دیگه عشقه این پسر کیه ؟!
    هیچوقت اونشبی رو که واسه اولین بار عکســـــــــــمونشون باباش داد یادم نمیره !!! بابا محســـــــــــن هم گفت نه خوشممم اومد مثه بابات خوش سلیقه ای یادش بخیر ...
    با همه کارام کنار میومد الا رفتنم به هفتادیا
    همش میگفت این انجمن رو نـــــــــــرو اما من نمیتونستم از اینجا و آدماش دل بکنم باز میومدم !!!
    یکسال رابطه عاشقانه گذشت و باز تولد 16 سالگیم رسید !!!!
    اما من دیگه اون عاشق سابق نبودم ! با اینکه میدونستم چقدر داغونش میکنه اما راحت با چند تا پسر حرف میزدم !
    یه اشتباه خیلی بزرگ شب بعد از تولدم کردم که همون باعث دعواهام با سامــــــــــــــــــــــان شد و بعد اخراجم !
    ارسلان خیلی خوشحال بود از اخراجم اما اون نمیدونست که من بهش بد کردم !
    راستش من نمیخواستم بدکنم هنوزم دلیل اون کارمو نمیفهمم ... رســـــــــــول از ریز به ریز کارای من خبر داشت (رسول چرا اینجوری شد ؟ ) نمیخوام هیچوقت اشتباهمو توجیح کنم اما واقعا اون موقع همچی دست به دست هم داد که من بد باشم ! همه چی و همه کـــــــــــس !!!
    شد تابستون باز و من بعد یکسال هنوز معشوقه اون پسر بودم تا یبار خودم گفتم برو ایمیلم عکسه فولانی رو ببین!!
    باورتون میشه یکسال پسووردمو داشت اما یکبارم نرفته بود بسکه بهم اعتماد داشت ! تمام زیبایی های دنیا از نظر اون توی من خلاصه میشد !!!
    رفت و اتفاقی چیزایی رو دید که من هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر برای اون بد تلقی بشن !
    شبه فوقولاده بدی بود اما نه برای من ! بلکه واسه اون ... !
    آخه ز زد شب بخیر گفتیم و بعد گفتم من مخوابم تو برو ببین !!!
    فرداش که بیدار شدم تو خواب و بیداری گوشی برداشتم اس صبح بخیـــــــــــر بدم که دیدم 17 تا اس و 189 تا میس کـــــــــــال !!! از 12 شب شروع شده بود تا 5 صبح !!!
    همینجور اس ها رو میخوندم اشکـــــــــــام هر هـــــــــــرمیریخت !
    تو یکی از اس هاش نوشته بود تورو خدا بیدار شدی نه زنگ بزن نه اس بده فقط تنهام بزار تا ابـــــــــــد !!!
    اما من بلافاصله زنگ زدم که توجیحش کنم اما نتونستم فقط اشک میریخت میگفت چـــــــــــرا ؟!
    یک هفته کارمون این بود ... تلفنی تا صدا همو میشنیدیم جفتی میزدیم زیر گـــــــــــریه ... !
    از اون تابستون تا تولد 17 سالگیم ده بار از نـــــــــــو شروع کردیم اما دیگه هیچوقت نشدیم اون عشقه سابق و سر کوچکترین موضوعی عصبانی میشد !!!!
    بعد اون اتفاق بود که فهمیدم من عاشق نبودم ... اما با ارزش ترین عشقه دنیارو با دستایه خودم نابود کردم !
    بعد تولد 17 سالگیم تا همین الان که 18 سالمه باز شدیم همون دوسته مجازی که فقط دردایه همو گوش میدیم !
    خیلی سخـــــــــــت بود اما بالاخره جفتمون تونستـــــــــــیم خودمون پیدا کنیم !
    شما فقط دارین یچیزی رو میخونینما تک تک اون لحظه هارو حس کردیم با تمام درداش !!!
    خیلی زجر کشیدم تا تونستم تو سنی که باید بچگی میکردم خودمو پیدا کنم !!!
    عذاب وجدان نابود کردن یه پسر ... افسوس از داشتن همچین عشقی ... و ...
    خدارو شکر الان حالش خوبه خوبه !!! و امسال دانشگاهش تموم میشه و احتمالا میره از ایران اگه سربازیش مشکلـــــــــــی پیدا نکنه !!!
    منم خوبم !!! قبلنا منتظر هر بهونه ای بودم اشکام بریزه اما الان دو ماهه دیگه یه قطره هم نزاشتم بیاد !!!
    منو اون غیر ممکن رو ممکن کردیم اما خیلیا نمیتونن !!!
    و اخری خیلی بدتر دارن ... پس توروخدا تو رابطه هاتون خیلی بیشتر دقت کنین !!! خیلی خیلی بیشتر ...
    احساست پاکتون و وقتتون خیلی با ارزشه !!!
    اون پسر دیگه به هیچ دختری اعتماد نداره چون از دختری که تمام زندگیش بود رکب خورد !!!
    تو این دوسال که داشتم خودمو پیدا میکردم آدمای زیادی بهم کمک کردن و از همشون ممنونم !!!
    بیشتر از همه رسول :32: و بعدش ویشتاسب و ونداد (مهدی خونمون )
    رسول از جونو دل واسه من مایه گذاشت حتی با اون پسر هم حرف زد ... ممنونم ازت رسول !!!
    من حاله خوبه الانمو مدیونه شماهام !!!!
    من دختری بودم که تو زندگیم حتی یک ثانیه هم تصور نمیکردم همچین شرایطی برام پیش بیا اما اومد ...
    پس خیلی خیلی حواستون رو جمع کنید ...
    چون احساسی که نابودشدنابود شده دیگه !!!
    و شک نداشته باشین روزای خوب رو همیشه و با همه نمیشه رقم زد ... باز امکان عاشق شدن هست اما هیچی عشقه اول نمیشه !!! عشقه اولتون رو صرف هرکسی نکنید که بشید بازیچه دستش !!!!
    من ناخواته یپسر رو بازی دادم اما بعد فهمیدم بیشتر از هرکسی دوسش داشتم ... اما دیر
    نزارید دیر شه ... که پشیمونیش خیلی دردناکه !!!
    تواین دوسال خیلی سعی کردم یپسر شبیه ارسلان پببینم اما نشد ... همینه که میگم دیگه هیچی تکرار نمیشه ...
    و اون احساسی که زودتر از موعد صرف شه از بین میره و مثه آبیه که ریخته شده !!!
    لحظات عاشقانتون با کسی که نمیدونین ماله شما هستیا نه درست نکنین که وقتی به اون شخص خاص که متعلق به شماست رسیدین سرد باشین و دیگه احساسی نداشته باشین !
    دلتون واسه جا دادن همسرتون جایی نداشته باشه چون پر از خاطرات فرد های قبلی باشه !
    جوری نباشین که شب ازدواجتون وقتی به بغل دستیتون نیگاه میکنین آه کس دیگه ای رو بکشین !
    اما اگه به قبل برمیگشتم هیچ رابطه عاشقانه ای رو شروع نمیکردم جز با مردی که واقعا همسرم خواهد بود اونم تو سنی که بزرگ شدم نه تو بچگی و زیر بیست سال ....
    دیدین که چی شد ... دختری که تمام فکرش المپیاد بود تمام فکرش شد اینکه خودشو ثابت کنه که خیانت نکرده ...
    ممنون که خوندی ... پایان
     
    آخرین ویرایش: ‏Jun 9, 2015
    گل یخ، Shiva، Admin و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,768
    29,935
    آخرین ویرایش: ‏Jun 9, 2015
    setareh، Mary.bg و M.G.Captain از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,768
    29,935
    گل یخ، setareh، Mary.bg و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,768
    29,935
     
    آخرین ویرایش: ‏Jun 9, 2015
    setareh، Mary.bg و M.G.Captain از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Goln@r

    Goln@r هیچ....

    2,983
    5,827
    12,663
    من هم اینجوری شدم...
    نابود کردم؛
    نمی خواستم
    ولی خودم کردم
     
    گل یخ، setareh، nagi و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. missi
     
    barfi و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  7. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,409
    88,281
    :cry:
     
    گل یخ و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  8. rasoolr

    rasoolr

    523
    1,615
    1,517
    لاکن طوری تعریف نکنید که فکر کنند طوری شده است :16:

    آدم از اشتباهات گذشته درس میگیره یه دختر خام و خونگرم که دل توجه کسی رو میخواست و زود فریب بقیه میخورد رو نباید اینجا تنها میذاشت
    میتونست 2 نفری با یه اکانت بیاین...
     
    گل یخ و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  9. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,768
    29,935
    حوصله اینجارو نداشت چون به شدت ویار داشت به یکی از کاربراش :35: دلیلشم هیچوقت نفهمیدم خخخ
    رسول تو کلا ازش بدت میومد مگه نه ؟ :16:
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  10. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,768
    29,935
    :136:
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.