1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

درد دل

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Dec 28, 2013 در انجمن درد دل

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    ما که اخر پروانه خواهیم شد بگذارهرچه می خواهد روزگار پیله کند.
    .
    .
    .
    .
    .
    دلتنگــــی پـیــچـیـــــــــده نـیـســتــــــــ . . . !

    یــــکـــــــدل . . . !

    یــکـــــــ آســـــمـــــان . . . !

    یــکـــ بــــــغـــــض . . . !

    و آرزو هـای تـــرکـــــــ خـــــــورده . . . !

    بــه هـمــیـــن ســـــــادگـــــــی
    او هنوز که هنوز است
    شال آبی به سر می اندازد....
    و من
    سیگار فیلتر قرمز میکشم
    چه شهر آورد بزرگیست
    بین من و او.....
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جاده ها‌
    لبریز از دلخستگی......
    بس که بغض عابران
    در جاده‌ها...
    جا مانده است.
    .
    .
    .
    .
    .
    دست فراموش نمی كند
    می دانی؟
    حافظه ی نوازش
    از جنس حرارت است...
    .
    .
    .
    .
    .
    دل
    از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا
    آدمـها وقتی دلیل ناراحتیشون
    را نمیتونن بیان کنند
    دلشون میگیره !!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    یک سوزن از ابروی تو
    با یک نخ از گیسوی تو
    آرام می دوزد به هم
    چشم مرا با روی تو
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    عاشقانه تر از این نیست
    که در واپسین لحظات باورم
    از بودن تو
    باور نکنم
    که رفته ای
    .
    .
    .
    .
    .
    کلمه ای نیست

    هیچ!

    میان «من و تو»

    این «واو» حرف بی ربطی است.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    مهر تو در ساحل روحم وزید
    چشم تو در گنجۀ عشقم خزید
    با تو وفا کردم و لبخند تو
    مار شد و کفتر جانم گزید
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هنوز هم دلم تنگ می شود

    برای محض حرف زدنت

    و برای تکیه کلامهایت

    که نمی دانستی

    فقط کلام تو نبود

    من هم به آنها …

    تکیه دادهبودم!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    در دل دردیست از تو پنهان که مپرس

    تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس

    با این همه حال و در چنین تنگدلی

    جا کرده محبت تو چندان که مپرس
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هر لحظه در کنارمنی عاشقانه تر
    با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر
    تکرار شو حوالی دستان خسته ام
    شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    دردت را گریستم
    گریه ات را مویه کردم
    و تنهاییات را
    یک تنه
    آغوش بودم

    چنین بود
    سرنوشت من
    “!سنگی ،سزای سگی-”
    سزد چنین سرنوشت
    !به روزگار سگی
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    دلم را که مرور میکنم
    تمام آن از آن توست
    فقط نقطه ای از آن خودم…….
    روی آن نقطه هم
    میخ میکوبم
    …و قاب عکس تو را می اویزم
    .
    .
    .
    .
    .
    نگاهتو معجزه است،
    سِحر غم به معجزت خراب می شود،
    تا عصای دیده بر من افکنی،
    خشک، نیل چشم من ز آب می شود
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    دیرگاهیست

    بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی

    عادت کرده ایم به زمین

    زمین جای گرم و نرمیست

    چه خیال اگر چشمهایمان را خواب

    چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    تو دوست داشتنی هستی
    اما
    دوست ِ داشتنی نیستی


    نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ...
    نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟...
    ولی بسیار مشتاقم، که از خاک گلویم سوتکی سازد...
    گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش ...
    و او یکریز و پی در پی،
    دم گرم خوشش را در گلویم سخت بفشارد...
    و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
    بدین سان بشکند در من، سکوت مرگبارم را ...

    فکر تنهایی این قلبمرا هیچ مکن ،


    روی پیشانی من چیزی نیست ،


    غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی ،


    گاهی دلم می خواهد
    وقتی بغض می کنم
    خدا از آسمان بیاید


    اشکهایم را پاک کند

    دستانم را بگیرد

    و آرام بگوید
    اینجا آدمها اذیتت می کنند ؟؟!!

    بیابرویم ...

    دلم گرفته ...

    دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز،

    نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش ،

    نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
    نه ...هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند

    و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابـــــد شنیده خواهد شد

    [​IMG]
    دیدی که سخت نیست تنها بدون من و صبح میشود

    شبها بدون من این نبض زندگی بی وقفه میزند

    فرقی نمیکند با من بدون من ...

    دیروز اگر چه سخت ...

    امروز هم گذشت ...

    طوری نمیشود فردا بدون من ...


    خدایا
    اجازه هست ناصبوری کنم؟
    به بزرگیت قسم از صبوري خسته ام...
    از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند و میماند...
    از اشك هايي كه شبها تنها بالشم و تو شاهد آن هستید
    و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم
    آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ،
    در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . .
    آرزوی پــرواز دارم مرا اجابت نما
    ای تنهــا امیدم

    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
    نمی دانم چه می خواهم خدایا... به دنبال چه می گردم...
    شب و روز چه می جوید... نگاه خسته من چرا
    افسرده است این قلب پرسوزگریزانم از این...
    مردم كه با من به ظاهر همدم و یكرنگ هستند...
    ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد...
    پیرایه بستند دل من ای دل دیوانه من كه...
    می سوزی از این بیگانگی ها مكن دیگر...
    ز دست غیر فریاد خدا را بس كن این دیوانگی ها...


    [​IMG]
    خداوندا
    میــــــــــــــــــــــــ دانم

    میــــــــــــــــــــــــ دانم بزرگـــــــــــــــــــــــــــــــــی

    میــــــــــــــــــــــــ دانم هیچم ولی
    تو خود گفتـــــــــی که در قلب شکســـــــــــــــــته خانه داری
    شکســـــــــــــــــته قلب من جانا به عهــــــــــــــــــــــــــد خود وفا کن



    گاهی دلگیری
    [​IMG]

    گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان
    می مانی...

    گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت
    می کنی ...

    گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

    گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری
    و حال هم که...

    گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای
    گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه
    کنی...

    گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

    گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...[​IMG]
    در آغوش خــــدا گریستم تــا نوازشم کند
    پـرسید : فرزندم پس آدمت کو ؟؟
    اشک هایم را پـاک کـــردم و گفــــتم : در آغوش حـــوای دیگریـست.
    خدایا تو با من بمان!!!!
    که محتاج ماندن خلقت نباشم!!!
    آمین!!!!


    یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش…
    کلافه کرده اند مرا بس که نق می زنند به جانم…

    [​IMG][​IMG]

    عطرهای خوب، شیشه خالی شان هم بعد سال ها هنوز بوی عطر میدهد
    درست مثل جای خالی تو…

    [​IMG]

    انگشتـت راهرجای نقشه خواستی بگذار

    فرقـی نمی کند تنـهـایی من عمـیق ترین جای جهان است...

    [​IMG]
    [​IMG]

    تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
    گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

    [​IMG]
    سال ها از پی هم می آیند و می روند
    خاطرات کمرنگ و مه آلود می شوند
    اما بهار تصویر امید دوباره دیدن تو را رنگ آمیزی می کند!!!


    اشک

    [​IMG]
    درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــد ن،

    مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،

    شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...!

    و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام...

    تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان....

    دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس.................
    نمیــــفروشــــــــم..!!!!


    این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند؛
    اما . . .
    من جلوی دهانش را می گیرم،
    وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!این روزها من . . .
    خدای سکوت شده ام؛
    خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،
    خط خطی نشود . . .!!!

    دختری تنهایم که در تنهایی های شبانه ی خود، صدای ضربان قلبی را میشنوم،
    صدایی که هیچ کس نمی تواند آن را بشنود
    آری،من در تنهایی هایم غرق شده ام وتنهانوری روشن است که میتواند مرا در این راه یاری دهد...
    من در مسیری گام بر میدارم که کلیدش نور امید است.من این مسیر را طی می کنم
    زیرا میدانم که فردایی روشن در انتظار من است.....
    [​IMG]
    این روزها چقدر ساکت شده ام


    راه گلویم بسته شده


    دارم تمام حرفهایم را از چشمانم بیرون میریزم


    چقدر حرفهایم خیس شدند


    انگار باران میبارد.....

    خدایا[​IMG]
    با دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل !

    دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....
    تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...
    اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده ....
    چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...
    خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....
    دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....
    صبر !....صبر را به من هدیه کن !
    خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....
    خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !
    خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !
    بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.
    دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...
    با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.

    زندگی غمناک است دوست من
    و ما با آن خو گرفته ایم
    و چه زود به هر چیزی خومیکنیم
    و این چه دردناک است !

    [​IMG]

    خدایا! چنان نزدیکی
    که نمی توانم ببینمت .
    صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،
    اما من آنرا نمی شنوم .
    مرا به اعماق درونم ببر
    تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم .
    مرا بیاموز
    پیوسته تو را بجویم
    و همواره به عنوان یگانه پناهم
    به تو رو کنم .

     

    موضوعات مشابه

    leili و میلاد 1 از این پست تشکر کرده اند.
  2. ممنون
     
    Majid r2 و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.