1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دختر زشت

شروع موضوع توسط *امين* ‏Jan 31, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
    میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟

    یک دفعه کلاس از خنده ترکید …

    بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند
    اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .
    او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
    او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .
    سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
    پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت
    برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !
    در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند
    روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
    همسرم جواب داد :
    من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .
    و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید .
    شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت


    ارنستو چه گوارا
     
    ★ سونامی ★، سرزمین ارزو، ya30 joon و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. خونده بودم ولی داستان جالب و زیباییه
    thumbsupthumbsupthumbsupthumbsupthumbsupthumbsupthumbsupthumbsupthumbsup
    زندگی کردن با حسادت خیلی سخته.
    مثل این می مونه که جهنم کوچیکت رو هی با خودت این طرف و اون طرف ببری.
     
    ★ سونامی ★ و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  3. بیاحالااگه ماتونستیم اینجورزندگی کنیم
     
    ★ سونامی ★ و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  4. خیلی قشنگ بود...
    ممنون...
     
    ★ سونامی ★ و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  5. چقد زیبا بود
    کاش همه ادما زیبایی ها رو میدیدن
    مرسی عالی بود بزن لایکو ب افتخار داش امین خودمون
     
    ★ سونامی ★ و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  6. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    ما مخلصیم . بالاخره کاریه که لزمون بر میاد :cool:
     
    سرزمین ارزو از این پست تشکر کرده است.
  7. خب دیگه حالا اینقد کلاس نذار چقدم زشت بود اه اه مطلب جالب بذار:35:
     
    ★ سونامی ★ از این پست تشکر کرده است.
  8. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    تو چیمیگی دختره ی زشت و بدترکیب
     
  9. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
    مرسی !!!!!
     
    ا مین از این پست تشکر کرده است.