1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

دانشگاه.1.طنز

شروع موضوع توسط sajjad ‏Jul 30, 2012 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. sajjad

    sajjad

    1,334
    1,393
    286
    سال دوم دانشگاه توی یه روز زمستونی که خیلی هم برف اومده بود شیطنتمون گل کرد.اون روز هم استادمون نیومده بود.به چند تا از بچه ها گفتم گوله برفی درست کنید ببریم سر کلاس، اول من می دوم میرم پشت تیربون قایم میشم ، بعدش شما بیاین به بهونه اینکه می خواین منو بزنین هر چی گوله برف دارین بزنین تو سر دخترایی که نشستن منتظر استاد.
    خلاصه نقشه رو یکی دو بار مرور کردیم و گوله برفا آماده شد و منم با سرعت دویدم طرف کلاس ، بچه ها هم با سه چهار قدم فاصله پشت سر من.
    رسیدم دم کلاس ، تا درو باز کردم دیدم که استاد اومده و تازه رفته پشت تریبون می خواد حضور غیاب کنه.منم تنها کاری که تونستم بکنم این بود که روی اولین صندلی که خالی بود بشینم.
    چشمتون روز بد نبینه !!!!!!!!
    بچه ها ریختن تو کلاس با این ذهنیت که من پشت تریبونم هرچی گوله برف دستشون بود زدن تو سر و کله دخترا و یکیشونم که مثلا می خواست یه حالی هم به من بده سه چهار تا گوله حواله تریبون کلاس کرد اما ای دل غافل که به جای من استاد جان گوله برفی ها رو نوش جان کردند.
    صحنه جالبی بود!!!!! دخترا که شوکه شده بودن فقط جیغ می کشیدن ، استاد جان هم عین مجسمه خشکش زده بود و فقط نگاه می کرد.
    حالا دیگه شما تصور کن استاد بعدا با ما چی کار کرد ........
     
    erisa، nanaz asali، nama و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,499
    24,596
    62,600
  3. بابا ارزش داره
    ترم بعد پاس میشه :biggrin:
     
  4. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,499
    24,596
    62,600
    با یه استاد دیگه
    البته اگه کار به حراست نکشه
     
  5. :17:
     
  6. sajjad

    sajjad

    1,334
    1,393
    286
    یه بار سر کلاس استاتیک بودیم یه مگس رو دست استاد نشست استاد زد رو دستش و گفت:ماده بود.ته کلاس یه دختر لوس که همیشه تیکه مینداخت گفت:از کجا معلوم ماده بود؟استاد با لهجه ی قشنگ اصفهانی گفت:د اگه نر بود که رو تو می نشست.
     
    erisa، nanaz asali، کلوچه خانوم و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. sajjad

    sajjad

    1,334
    1,393
    286
    یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود.
    بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد.
    اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
    بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه...
    روزها از پی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “
    اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
    ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
    چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
    نتیجه اخلاقی این ماجرا
    .
    .
    .
    .پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.
     
    erisa، nanaz asali، کلوچه خانوم و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. nama

    nama

    1,808
    2,576
    354
  9. saber

    saber

    145
    107
    191
    چرا به دانشجو ها گیر دادن خدا رحم کنه:biggrin:
    هفته دانشجو مبارک:12::16: