1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داغ چشمان تو تا روز قیامت با من

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 21, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    ای پر از عاطفه در قحط محبت با من

    کاش میشد بگشایی سر صحبت با من



    هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا

    درد تنهایی و بی برگی و غربت با من



    از خروشانی امواج نگاهت دیریست

    باد نگشوده لبش را به حکایت با من



    خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال

    آسمان دور شد از روی حسادت با من



    بعد از این شور غزل های شکوفا با تو

    بعد از این مرثیه و غربت وحسرت با من



    گر چه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند

    داغ چشمان تو تا روز قیامت با من
     
    ♥سایه♥، elaheh و sajjad.y از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    باران که می آید

    حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد

    تپش های قلبم به شماره می افتد

    دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد

    دلم سخت می گیرد

    چشمم سخت می گرید

    باران که می آید

    لحظه هایم سالها زنده اند

    پیچک یاد از ساقه های دلتنگی بالا میرود

    میرود تا اوج ،میرود تا خاطره های همیشه

    باران که می آید

    من غرق ترانه ی سکوت می شوم

    حسی تازه در رگهایم می جوشد

    و قطره قطره از چشمانم نوای تنهایی می بارد

    باران که می آید

    دلم سخت می گیرد

    چشمم سخت می گرید

    و حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد..
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟
    تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟
    تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟
    یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟
    بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟
    خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار...!!!
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  4. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    اشک باید ریخت
    زار باید زد
    عشق یعنی این
    خودپرستی را بارها
    دار باید زد
    شب پر از راز است
    راز ها را باز باید خواند
    نبری از یادت
    شب مهتابی را
    نفس خسته ی بی خوابی را
    نبری از یادت
    گرمی دست مرا ای دوست
    رنگ چشمان مرا ای زیبا رو
    باز هم نیکوست
    من تو را در قفس سینه ی خود می خواهم
    من تو را می خواهم
    نبری از یادت
    آن شب تنهایی
    آن شب ملتهب رویایی
    دست من در طلب ماه به رخسارت خورد
    دستی اما دل من را افسرد
    من به چشمان تو جان بخشیدم
    نی که در چشمان تو جان را دیدم
    نبری از یادت
    التماس دل غمگین مرا
    نبری از یادت
    من تو را می خواهم
    باز بی چون و چرا می خواهم...
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  5. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    به سادگی یک لبخند
    گم می شوم
    در نگاه های بی بهانه ات
    وتمام پیکرم
    در حسرت لحظه ای می سوزد
    که با عاشقانه ترین نگاه
    مرابه اوج صمیمیت یک هم آغوشی عارفانه
    می کشانی
    کاش می دانستی
    این روزها چقدر
    بی تاب بی قراری های پرالتهاب
    با هم بودنم
    و کاش می توانستی
    با یک بوسه
    تمام دل نگرانی هارا
    از چشمانم پاک کنی
    این دلتنگی ها دارد بیچاره ام می کند
    و هیچ کس جز تو نمی داند
    دلتنگی دستان و چشمانم
    چه وسعتی دارد
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  6. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    روزی می رسد که رگبار تابستانه را اگر دست بدهد بی حسرت قدم بزنم.
    باران را بی حسرت بو کنم.
    یک روز فراموشت می کنم.
    دیر شده. می دانم.
    خواهم توانست بی تو زندگی کنم.
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  7. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    و نگاه تو تنها نگاهی است که مرا به بند می کشد
    و هیچ بهانه ای برای آزادی باقی نمی ماند.
    این معمای عجیبی است چرا که این طلسم را حتی عکسهای تو نیز در خود دارند.
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  8. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    بروخوبم به سلامت ، تو به من دینی نداری
    برو با خیال راحت ، چرا اینقدر بی قراری ؟
    برو پیش عشق تازه ت ، نگران من نباش
    تو چشام نگاه نکن ، نمک رو زخم من نپاش
    نمی خوام توی نگاهت ببینم نفرتو راحت
    یا تحملم کنی و واسه تو بشم یه عادت
    اگه دیگه چشمای من تو دلت جایی نداره
    اگه حرفام روی لب هات گل لبخند نمی کاره
    برو تا بازم بخندی ، من به لبخند تو زنده م
    وقتی تو پیشم نباشی ، به خیالت دل می بندم
    اگه واسه قصه ی ما شعر عاشقونه ای نیست
    یا اگه برای موندن دیگه هیچ بهونه ای نیست
    اگه فکر میکنی دیگه ، این من و تو ما نمیشه
    برو خوبم ، به سلامت ، خوب و خوش باشی همیشه
    تو که تقصیر نداری ، تنهایی تقدیر منه
    غم و گریه و جدایی ، همه تقصیر منه
    برو خوبم ، به سلامت تو به من دینی نداری
    برو با خیال راحت.........:cry:
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.