1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان کوتاه (لیلی و مجنون)

شروع موضوع توسط MOHAMMAD ‏Sep 3, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. MOHAMMAD

    MOHAMMAD

    701
    1,840
    363
    روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد
    پس نامه ای به او نوشت و گفت
    “اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”
    مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .
    نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید …
    از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت
    مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت :
    “ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت”
    در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟!
    و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه !
    آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
    دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده!
    و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!
    و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت
    پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری !
    مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه :
    تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !
    تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی!
     
    fifi، کلوچه خانوم، nama و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,537
    50,785
    29,989
    مرسی.......بسی خواندنی بود.....
     
    کلوچه خانوم، nanaz asali و marzieh از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    قشنگ بود اما كاش تو انجمن فرهنگ و هنر در قسمت داستان ورمان اين كار قشنگا مي گذاشتي اما بازم ممنون
     
    کلوچه خانوم و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  4. Merjhoi

    Merjhoi خاص بودن افراد خاص رو افراد خاصی میفهمن...؛) عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,425
    12,238
    7,324
  5. nama

    nama

    1,808
    2,577
    355
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    :laugh::laugh::laugh:
    عاشقای این زمونه همون گردو بازی کنن خیلی بهتره