1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان کوتاه (لیلی و مجنون)

شروع موضوع توسط MOHAMMAD ‏Sep 3, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. MOHAMMAD

    MOHAMMAD

    701
    1,874
    451
    روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد
    پس نامه ای به او نوشت و گفت
    “اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”
    مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .
    نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید …
    از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت
    مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت :
    “ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت”
    در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟!
    و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه !
    آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
    دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده!
    و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!
    و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت
    پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری !
    مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه :
    تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !
    تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی!
     
    fifi، کلوچه خانوم، nama و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. barfi

    barfi ♡ ftmh ♡ همراه انجمن

    22,450
    60,953
    61,097
    مرسی.......بسی خواندنی بود.....
     
    کلوچه خانوم، nanaz asali و marzieh از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,987
    1,099
    قشنگ بود اما كاش تو انجمن فرهنگ و هنر در قسمت داستان ورمان اين كار قشنگا مي گذاشتي اما بازم ممنون
     
    کلوچه خانوم و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  4. Merjhoi

    Merjhoi اگرچه دل به کسی داد...جان ماست هنوز:(** عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,502
    13,926
    10,714
  5. nama

    nama

    1,808
    2,591
    420
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,130
    17,126
    1,482
    :laugh::laugh::laugh:
    عاشقای این زمونه همون گردو بازی کنن خیلی بهتره