داستان کوتاه (لیلی و مجنون)

شروع موضوع توسط MOHAMMAD ‏Sep 3, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. MOHAMMAD

    ‏Aug 18, 2012
    701
    1,847
    376
    مرد
    روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد
    پس نامه ای به او نوشت و گفت
    “اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”
    مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .
    نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید …
    از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت
    مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت :
    “ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت”
    در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟!
    و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه !
    آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
    دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده!
    و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!
    و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت
    پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری !
    مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه :
    تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !
    تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی!
     
    fifi، کلوچه خانوم، nama و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. barfi

    barfi Romantic relationship with exam Entrance :|♡
    همراه انجمن

    ‏Aug 25, 2012
    21,813
    57,892
    50,112
    زن
    مرسی.......بسی خواندنی بود.....
     
    کلوچه خانوم، nanaz asali و marzieh از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
  4. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    ‏Jul 6, 2012
    4,286
    5,938
    998
    مرد
    قشنگ بود اما كاش تو انجمن فرهنگ و هنر در قسمت داستان ورمان اين كار قشنگا مي گذاشتي اما بازم ممنون
     
    کلوچه خانوم و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  5. Merjhoi

    Merjhoi Despicable Me
    عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    ‏Aug 29, 2012
    5,490
    13,593
    10,145
    مرد
    عالی
    بودش
     
  6. nama

    ‏Aug 27, 2012
    1,808
    2,587
    416
    مرد
    سپاس...
     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    :laugh::laugh::laugh:
    عاشقای این زمونه همون گردو بازی کنن خیلی بهتره