1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان کوتاه سمعک

شروع موضوع توسط reza.coldash ‏Sep 2, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…
    به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
    به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
    دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو…

    « ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »

    آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.

    سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:

    « عزیزم ، شام چی داریم؟ »

    جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:

    « عزیزم شام چی داریم؟ »

    و همسرش گفت:

    « مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: « خوراک مرغ » !!
     
    farhad و barfi از این پست تشکر کرده اند.
  2. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,517
    50,713
    29,767
    وای.....................خیلی احساسی بود.........مرسی........
     
    reza.coldash از این پست تشکر کرده است.