1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان کوتاه دیوانه باهوش…

شروع موضوع توسط mini.mini ‏Apr 22, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. mini.mini

    mini.mini ...

    874
    4,719
    4,290
    مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همان جا به تعویض لاستیک بپردازد.


    هنگامیکه سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهرهها را برد.


    مرد حیران مانده بود که چه کار کند.


    تصمیم گرفت که ماشینش را همان جا رها کند و برای خرید مهره چرخ برود.


    در این حین، یکی از دیوانهها که از پشت نردههای حیاط تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:


    از ٣ چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی.

    آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست میگوید و بهتر است همین کار را بکند.


    پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.


    هنگامیکه خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت:


    خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.


    پس چرا توی تیمارستان انداختنت؟


    دیوانه لبخندی زد و گفت:

    من اینجام چون دیوانه ام. ولی احمق که نیستم
     
    Avin Devil، !!HISS!!، setareh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. stranger

    stranger خداحافظ

    2,997
    15,730
    35,486
    لاییییییییییککککککککککککککککککک
     
    Avin Devil و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  3. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    عاااااالی بود..ممنون...:smile:
     
    Avin Devil و stranger از این پست تشکر کرده اند.
  4. Avin Devil

    Avin Devil (:bye bye

    457
    4,867
    6,598
    بسیار عالی :22:
    ممنون
     
    S A R I N A و setareh از این پست تشکر کرده اند.