1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان کوتاه خوشبخت ترین ها در سقوط از طبقه دهم

شروع موضوع توسط mini.mini ‏Apr 29, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. mini.mini

    mini.mini ...

    874
    4,719
    4,290
    وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم .در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند!
    در طبقه نهم پیتر قوی جثه و پر زور را دیدم که گریه می کرد !
    در طبقه هشتم مِی داشت گریه می کرد چون نامزدش ترکش کرده بود .
    در طبقه هفتم دن را دیدم که داروی ضد افسردگی هر روزش را می خورد!
    در طبقه ششم هنگ بیکار را دیدم که هنوز هم روزی هفت روزنامه می خرد تا بلکه کاری پیدا کند!
    در طبقه پنجم هم آقای وانگ به ظاهر بسیار ثروتمند را دیدم که در خلوت حساب بدهکاری هایش را می رسید.
    در طبقه چهارم رز را دیدم که باز هم با نامزدش کتک کاری می کرد!
    در طبقه سوم پیر مردی را دیدم که چشم به راه است تا شاید کسی به دیدنش بیاید!
    در طبقه دوم لی لی را دیدم که به عکس شوهرش که از شش ماه قبل مفقود شده بود، زل زده است!
    قبل از پریدن فکر می کردم از همه بیچاره ترم.
    اما حالا می دانم که هر کس گرفتاری ها و نگرانی های خودش را دارد.
    بعد از دیدن همه فهمیدم که وضعم آنقدر ها هم بد نبود.
    حالا کسانی که همین الآن دیدم، دارند به من نگاه می کنند.
    فکر می کنم آنها بعد از دیدن من با خودشان فکر می کنند که وضعشان آنقدر ها هم بد نیست!
     
    Avin Devil، mania22، setareh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,366
    88,285
    لایک...
    مرسی... دوستم
     
    mania22 و mini.mini از این پست تشکر کرده اند.
  3. mini.mini

    mini.mini ...

    874
    4,719
    4,290
    خواهش عزیزم
     
    Avin Devil از این پست تشکر کرده است.