1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان غمگین دوست دارم

شروع موضوع توسط میلاد 1 ‏May 27, 2013 در انجمن درد دل

  1. برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم

    قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...

    *
    وقتیکه 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم
    سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از
    این که منو از دست بدی وحشت داشتی
    *
    وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..
    صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی..پیشونیم رو بوسیدی و
    گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه

    *
    وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه
    راستی راستی دوستم داری
    .بعد از کارت زود بیا خونه
    *
    وقتی40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم
    تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان
    وقت اینه که بری
    تو درسهابه بچه مون کمک کنی

    *
    وقتیکه 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارمتو همونجور که

    بافتنی می بافتی
    بهم نکاه کردی و خندیدی

    *
    وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند

    زدی...

    *
    وقتیکه 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی
    صندلی راحتیموننشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50
    سال پیش برای من نوشته بودیرو می خوندم و دستامون تو دست هم
    بود


    *
    وقتیکه 80 سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری..نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شداون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری
    به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
    و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
    چون زمانی که از دستش بدی
    مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنیاون دیگر صدایت را نخواهد شنید