1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان زیبای “قـهـوه”

شروع موضوع توسط *امين* ‏Aug 28, 2014 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    دوستی که به اسپانیا سفر کرده بود ، خاطره ی جالبی را تعریف کرد :

    می گفت در یکی از روستاهای اسپانیا وارد قهوه خانه ای شدم و

    برای خود و همراهم قهوه سفارش دادم.

    در حالی که پشت میز منتظر سفارشمان بودیم ، در کمال تعجب

    دیدیم که بعضی از مشتریان جلوی پیشخوان آمده و

    در حالی که خودشان تنها بودند ، سفارش دوتا چای

    و یا دوتا قهوه می دادند و می گفتند :

    یکی برای خودم و یکی برای دیوار!

    از نوع سفارش در حیرت ماندیم. متوجه شدیم که بعد از

    همچین سفارشی پیشخدمت یک برگه کوچک که روی آن

    چای یا قهوه نوشته است ، به دیوار پشت سرمان می چسباند

    و جالب اینکه دیوار پشت سر ما پر از این برگه ها بود.


    در ذهنمان هزاران فکر به وجود آمد که دلیل این کار چیست

    و این حرکت یعنی چه؟

    در افکار خود غوطه ور بودیم که…


    آدم فقیر و ژنده پوشی وارد قهوه خانه شد و

    سفارش یک قهوه داد ، اما با این جمله :

    ببخشید ، بی زحمت یک قهوه از حساب دیوار!

    و پیشخدمت یکی از کاغذها را که روی آن قهوه نوشته بود

    از روی دیوار برداشت و پاره کرد و یک قهوه به

    آن مرد فقیر داد ، بدون آنکه از آن مرد پولی بگیرد…
     
    ѕαмα و sara_jo0n از این پست تشکر کرده اند.
  2. sargoli

    sargoli ѕαяα & вєняαɗ

    8,534
    26,554
    119,886
    جالب بود مرسی!
     
  3. ѕαмα

    ѕαмα "سیستِمــــ تَذکــر سایــتــ " 凸 (︶︵︶) 凸

    4,937
    23,836
    82,714