1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان خوشبخت ترین ادم

شروع موضوع توسط anti love ‏Mar 21, 2013 در انجمن مطالب جالب

  1. anti love

    anti love از بس لج کردیم با همه دنیا هسیم لش ترین آدم دنیا

    2,096
    6,475
    1,009
    پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند …
    تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.
    تنها یکی از مردان دانا گفت : که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند، اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.
    شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
    آن که ثروت داشت، بیمار بود.
    : آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
    خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند. آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد
    که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
    « شکر خدا که کارم را تمام کرده ام. سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»
    پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
    پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.
     
    SHAPARAK، mojt@ba، Shiva و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,482
    33,495
    thumbsup
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  3. anti love

    anti love از بس لج کردیم با همه دنیا هسیم لش ترین آدم دنیا

    2,096
    6,475
    1,009

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    به مادر خود گفت:مادر داری به کجا می روی؟
    مادر گفت:عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است
    به شهر ما آمده است.این طلایی ترین فرصتی است که می توانم
    او را ببینم وبا او حرف بزنم،خیلی زود برمیگردم.
    اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه محشری می شود.
    و در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی کرد….
    حدود نیم ساعت بعد مادرش با

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    به خانه برگشت.
    پسر به مادرش گفت:مادر چرا چهره ی پریشانی داری؟
    آیا بازیگر محبوبت را ملاقات کردی؟…

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    با لحنی از خستگی و عصبانیت گفت:من و جمعیت زیادی از مردم بسیار منتظر ماندیم اما به ما خبر رساندند که او نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.ای کاش خدا شهرت و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود.کودک پس از شنیدن حرف های مادر به اتاق خود رفت و لباس های خود رابیرون آورد و گفت:مادر آماده شو با هم به جایی برویم من می توانم این آرزوی تو را برآورده کنم.

    اما مادر اعتنایی نکرد و گفت:این شوخی ها چیست او بیش از نیم ساعت است که این

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    را ترک کرده است.حرف های تو چه معنی ای میدهد؟

    پسر ملتمسانه گفت:مادرم خواهش می کنم به من اعتماد کن،فقط با من بیا.مادر نیز علیرغم میل باطنی خود درخواست فرزند خود را پذیرفت زیرا او را بسیار دوست می داشت.بنابراین آن دو به بیرون از خانه رفتند.
    سایت فانی ها : پس از چندی قدم زدن پسر به مادرش گفت:رسیدیم.در حالی که به

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ی بزرگ شهر اشاره می کرد.مادر که از این کار فرزندش بسیار دلخور شده بود با صدایی پر از خشم گفت:من به تو گفتم که الان وقت شوخی نیست.این رفتار تو اصلا زیبا نبود.

    کودک جواب داد:مادر تو در سخنان خود دقیقا این جمله را گفتی که ای کاش

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    شهرتی و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود پس آیا افتخاری از این بزرگ تر است که با کسی که این شهرت و محبوبیت را داده است نه آن کسی که آن را دریافت کرده است حرف بزنی؟

    آیا سخن گفتن با خدا لذت بخش تر از آن نیست که با آن بازیگر محبوب حرف بزنی؟وقتی خدا همیشه در دسترس ماست پس چه نیاز به بنده ی خدا.مادر هیچ نگفت و خاموش ماند.
     
    SHAPARAK، mojt@ba و Sonya از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,482
    33,495
    مرسي:22:
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  5. anti love

    anti love از بس لج کردیم با همه دنیا هسیم لش ترین آدم دنیا

    2,096
    6,475
    1,009
    خواهش..
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  6. mojt@ba

    mojt@ba داداش کریس

    3,108
    6,715
    488
    عالی بود سمیرا خانم لذت بردم :inlove:
     
    anti love و SHAPARAK از این پست تشکر کرده اند.