1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان تصادف (کوتاه و خواندنی)

شروع موضوع توسط ʍɛɦɖɨ_m ‏Jun 10, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. ʍɛɦɖɨ_m

    ʍɛɦɖɨ_m همراه انجمن

    384
    7,400
    13,503
    دوستی تعریف می کرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور

    شدم به بروجرد بروم...


    هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم...

    وسط پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم...

    به سمت راست گرفتم، موتوری هم به راست پیچید... چپ، موتوری هم چپ...

    خلاصه موتوری لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی

    موتور پرت شد توی رودخونه...


    وحشت زده و ترسیده، ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم

    پایین ببینم چه بر سرش اومد ، دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده...

    با محاسبات ساده پزشکی، با خودم گفتم حتما زنده نمونده...


    مایوس و ناراحت، دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم...

    در همین حال زیر چشمی هم نیگاش می کردم،...


    باحیرت دیدم چشماش را باز کرد... گفتم این حقیقت نداره...

    رو کردم بهش و گفتم سالمی...؟


    با عصبانیت گفت: "په **** مثل یابو رانندگی موکونی...؟ "


    با خودم گفتم این دلنشین ترین فحشی بود که شنیده بودم...

    گفتم آقا تو رو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده....


    یک دفه بلند شد گفت: شی پیچیده؟ شی موی تو؟ هوا سرد بید کاپشنمه از جلو

    پوشیدم سینم سرما نخوره!
     
    εℓεŋą-ε و nagi از این پست تشکر کرده اند.