1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داستان آموزنده کریم خان زند با درویش ( داستان کریم واقعی)

شروع موضوع توسط M0RTEZA ‏Jan 16, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد.

    چشمش به شاه افتاد با دست اشاره‌ای به او کرد.


    کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند.


    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    خان گفت:
    این اشاره‌های تو برای چه بود؟


    درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟


    کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟


    درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.


    چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد…


    روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت.


    ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  2. :20
     
    M0RTEZA از این پست تشکر کرده است.