1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

داریوش اقبالی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Feb 12, 2015 در انجمن بیوگرافی هنرمندان ایرانی

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    b7a1719a78910f1e95be048d7bf76a2a.

    داریوش در ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ (۴ فوریه ۱۹۵۱) در تهران به دنیا آمد. پدرش, محمود اقبالی, از ملاکان آذربایجان بود. او دوران کودکی خود را در شهر میانه, زادگاه پدر و ماردش, گذراند, در همان دوران کودکی تنها خواهرش را, گیتی, که ۵ سال بیش نداشت, از دست داد و این حادثه موجب تیرگی هایی در رابطه پدر و مادرش شد.
     
    Mariツ، AIDA_SKATER، کیانا . . . و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451

    اولین بار صحنه را در ۹ سالگی, در مدرسه شهر آرا, به مناسبت جشنی تجربه کرد, بعد ها با خواندن ترانه برای دوستان و نزدیکانش با تاییدها و تشویق های صادقانه مواجه شد تا بعدها با اجرای چند ترانه در جشن های خانوادگی حتی از گروهی از افراد ناشناس و غیر وابسته, در عرصه هنر خوانندگی, مورد تایید قرار گرفت تا داریوش بیش از پیش روی به خوانندگی آورد.
    سال ها بعد داریوش برای اولین بار از طریق فرستنده تلویزیون آموزشی آن زمان, به همگان معرفی شد تا دریچه ای تازه به درون یک دنیای رویایی و پر جازبه به روی وی گشاده شود.

    بعد ها فرست های جدیدی برای عرص وجود در یک زمینه ی وسیعتر فراهم گردید. برنامه پرطرفدار زنگوله ها که در ردیف محبوب ترین برناه های تلوزیونی در آن زمان محسوب میگردید, به دلیل علاقه و توجه بیش از حد نسل جوان, زمینه ی مساعدی برای هنرنمایی گروهی از خوانان مستعد و علاقه مند به کارهای هنری در رشته ی موزیک فراهم آورده بود.
    داریوش به اتفاق کیوان و مرحوم افشین مقدم, در سال ۱۳۴۹, گروه سه نفری خوانندگان جوان را متداول کردند. موفقیت این گروه به حدی رسیده بود که حتی برای اجرای برنامه در کاباره ها از آنان دعوت به عمل می آمد و بدینگونه پس از پخش صدا و تصویر آنان در رادیو و تلویزیون, بخصوص برنامه ی ۶/۸ , گام تازه ای بری پیوستن به گروه خوانندگان حرفه ای, پیش گماشتند. و این در موقعیتی بود که داریوش اسم و رسمی به عنوان یک خواننده تازه نفس بدست آورده بود.

    بهانه های استقلال طلبی و فعالیت فردی و تمایل به کسب عنوان و اشتهار به عنوان یک خواننده ی منفرد, دلایل جدایی از گروه سه نفره به دنبال داشت.( لازم به ذکر است که کیوان و افشین همواره به عنوان گروه ۲ نفره به فعالیت خود ادامه دادند.)

    پس از جدایی از گروه ۳ نفره که به سبک ۶/۸ می خوانندند, داریوش شروع به خواندن ترانه های ملایم تر کرد, که در این میان ترانه ی به من نگو دوست دارم متولد شد و به شکلی بی سابقه و دور از میزان تصور و انتظار, میان مردم گل کرد و پس از آن داریوش به عنوان یک خوانده ی جوان, موفق به کسب هویت شد!

    ترانه های بعدی داریوش تماما به سبکی کاملا غمگین و گاهی اعتراض آمیز درآمد, و پی آمدهای نا گواری را از جمله زندانی شدن وی به دلیل خواندن ترانه های سیاسی به دنبال داشت.

    داریوش بدون شک محبوب ترین خواننده ی مرد قبل از انقلاب بود, و این محبوبیت هم به اسید و اسید پاشی از سوی معشوقه وی کشید. او با وجود محبوبیتش آنطور که باید و شاید در تلویزیون فعالیت نداشت, به گفته خود او که اعتقاد داشت پخش مکرر ترانه ها از رادیو و تلویزیون موجب اکراه میشود. نکته ی جالب اینجاست که داریوش در هیچ یک از شوهای خود به دوربین نگاه نمیکند.

    داریوش علاوه بر هنر خوانندگی اشتیاق زیادی هم به بازیگری در فیلم های سینمایی داشت. او در اوج مشهوریتش در دو فیلم یاران (۱۳۵۳), ساخته محمد دلجو و امیرمجاهد با اجرای زیبای ترانه ی یاران با صدای زیبای فریدون فروغی برای این فیلم، و فریاد زیر آب (١٣٥٦) به همراه فرزانه تائیدی و شهره و به کارگردانی سیروس الوند ایفای نقش کرد, و در این فیلم دو ترانه فریاد زیر آب و اجازه را نیز به عنوان موزیک متن این فیلم, مورد اجرا قرار داد. داریوش ترانه ی زندونی,که جزو ترانه های سیاسی او به شمار میآید, را برای فیلم گذر اکبر و زهره را برای فیلم رهایی خواند.

    داریوش تحصیلات راهنمایی را در مدرسه فارابی کرج گذراند . یکی از معلمانش که آذری زبان بود، برنامه هایی در سالن های ورزشی ترتیب می داد که داریوش در آن سالن ها ایفای نقش می کرد مدتی بعد داریوش به تهران آمد و در دبیرستان مدائن تحصیلاتش را ادامه داد، چندی نگذشت که به خاطر انشای خیلی صادقانه اش از مدرسه اخراج شد . بعد این موضوع به دبیرستان آزادگان نارمک رفت . داریوش 2 سال از تحصیلاتش را در دبیرستان شاپور شهر سنندج گذراند و هنوز هم یادگاری داریوش بر روی یکی از درخت های سنندج موجود است بعد از اتمام درس، کارخوانندگی را به صورت حرفه ای آغاز کرد اولین ترانه ای داریوش که در 17 سالگی اجرا شد ترانه پیمان شکسته بود که ساخته خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود، درسال 1349 زمانیکه داریوش 19 ساله شد به طور رسمی کار خوانندگی را با ترانه همیشه جاوید به من نگو دوست دارم آغاز کرد مساله ای که همیشه داریوش را در کنسرت هایش رنج می داد، رفتار پلیس ها و بادی گاردهای برگزار کننده کنسرت ها با هوادارانش بود که این بی مهری ها باعث شده بود تا عشق حاکم بر سالن های کنسرت داریوش کم رنگ شود .

    داریوش توسط آقای حسن خیاط باشی راهی تلویزیون شد و با آقای فرشید رمزی که در آن زمان کارگردان تلویزیون بود شروع به همکاری کرد . از آنجایی که در آن زمان مملکت پارتی بازی بود، داریوش را به خاطر یه سری مسائل از تلویزیون اخراج کردند، در آن موقع شاید تنها یکی دو آهنگ از داریوش پخش شده بود . بعد از آن با ایرج جنتی عطائی آشنا شد و با او به راهش ادامه داد . بعد از ایرج با هنرمندانی چون حسن شماعی زاده (آهنگساز چشم من، دستای تو و ...) ،بابک بیات (آهنگسازخونه ،بن بست و ...)، بابک افشار ( آهنگساز آلبوم نفرین نامه ) و اردلان سرفراز کار خویش را ادامه داد . داریوش با کیوان و افشین گروه شش و هشت را تشکیل دادند، ترانه های (شیطنت، چه خوبه آدم همیشه و یاد اون روزهای شاد) مربوط به این گروه می باشد .

    داریوش در سال 1351 زمانی که 22 ساله بود به خاطر خوندن ترانه های (بوی گندم، بن بست، جنگل، علی کنکوری و خونه) باعث بر انگیخته شدن خشم نظام شاهنشاهی شد و به زندان قصر افتاد ساواک برای مدتی بدجوری پاپیچش شد و در سن 23 سالگی دوباره به زندان اوین افتاد برای داریوش قابل قبول نبود که به خاطر یک سری آهنگ و ترانه باید مورد باز پرسی قرار گیرد . داریوش به خاطر خوندن این ترانه ها 2 سال و 2 ماه در زندان بود که 6 ماه را در سلول انفرادی سپری کرد .

    داریوش علت محبوبیت خود را چنین بیان میکند : سعی کردم خودم باشم، صادق باشم، سعی کردم با مردم رو راست باشم، و این همان رازی است که می تواند هرکس را در قلب های مردم جای دهد .

    پاشیدن اسید روی داریوش هنرمند محبوب ایران : مدتی تیتر اصلی روزنامه ها و مجلات شده بود داریوش در این باره چنین می گوید یادمه روی صحنه بودم و داشتم ترانه ی نفرین نامه رو می خوندم که یک دفعه احساس کردم که صورتم گرم شده بعد که متوجه شدم دیدم زنی با یک لیوان آبجو خوری روی صورتم اسید پاشیده خوشبختانه در مجاورت با هوا خاصیت اسید کم شده و آسیب جدی بر من وارد نشد، نمی دونم این عشق بود، نفرت بود، چی بود که این زن رو مجبور به این کار کرد .

    در کارنامه هنری 36 ساله او بیش از 200 ترانه ثبت شده و ایفای نقش در 2 فیلم یاران و فریاد زیر آب تجربه سینمایی او می باشد . جهان عرب با سبک غنی او آشناست، از این رو جایزه افتخاری فستیوال ویدیو کلیپ در بحرین به او اهدا گردید. داریوش در شب مراسم از صلح و آزادی و امنیت در کشورهای منطقه، مخصوصاً وطنش، پیام داد با این آرزو که مستبدین و دیکتاتورها از تاریخ پند بگیرند.

    سال 2000 سال رویش داریوش : داریوش کارش را ادامه داد تا اینکه از 2000 گفت سال 2000 سالی که همه از همهمه های یکی شدن به من شدن روی می آوردند . ترانه سال 2000 که در آن زمان برای مردم غیر باور و همه زیر لب می گفتند: داریوش از چه میگوید...؟ از سقوط، از فرار، از شکفتن فلز آری غیر باور بود در زمانی که اوج محبت بود از سال 2000 بگویی، آری به شب های پر از قصه رسیدیم به سال 2000 وقتی که سال میلادی داشت ورق می خورد، بودند کسانی که ترانه 2000 را زمزمه میکردند آن لحظه بر داریوش چه گذشت ...؟ اما بر خلاف تصور سال2000میلادی برای داریوش شروعی دوباره بود، بهتر بگویم تولدی دوباره داریوش در این سال توانست از دست اعتیاد خلاص شود، بیماری که چندین سال دامن گیر او بود اعتیاد بیماری که امروزه دامن گیر جامعه ما شده، در مورد اعتیاد سخن گفتن زیاد است از سال 2000 داریوش دامنه ی فعالیت خود را وسیع تر نموده و به حمایت از هموطنان دردمندش، که از بیماری اعتیاد رنج می بردند، سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را، همراه یاران دیگرش تأسیس نمو د. با پایه گذاری بنیاد آینه و عضویت در سازمان عفو بین الملل، فعالیت های اجتماعی او گسترده تر گردید . او در این راستا می کوشد تا با پیام بهبودی و ارائه آگاهی، پیشگیریی و مبارزه با همه آسیب های اجتماعی، بخصوص بیماری اعتیاد، فضایی سالم برای هموطنان در آتش نشسته سرزمینش بوجود آورد . اما هنر مندانی چون اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی، فرید زولاند و ... از داریوش گفته اند که شنیدن حرفهای آنان خالی از لطف نیست .

    داریوش از زبان اردلان سرفراز : در مورد داریوش من یک کتاب 35 ساله میدونم، ولی مختصر می کنم حرفم را جدای کیفیت های تکنیکی صدای داریوش که باید اساتید موسیقی در موردش سخن بگویند، در مورد داریوش فقط این را می توانم بگویم که داریوش صدای زخمیه سرزمین ماست . داریوش صدایی بوده که در طول 35 سال پا به پا و همگام ترانه ی متعهد و بیدار ایران قدم برداشته و به قول دوست شاعرم، آقای فرهاد شیوانی (به صدایی می خواهم برسم که گلویش نی خونین شکایت باشد) که داریوش آن صدایی است که به اعتقاد من و دیگر همکارانم که نقشی در ترانه بیدار و ترانه متعهد و ترانه مولف دارند در سرزمین من بار عاطفی این ترانه ها را داریوش به بهترین وجه به دوش کشیده و به مردمی که مخاطبین اصلی هر هنر متعهد هستند رسانده و به سعادت کارهای داریوش یک به یک اگر مرور کنیم در کنار ما پای مردانه ایستاده و این از نظرکیفیت های یک صدای متعهد . در انتها می خواستم بگویم که داریوش واقعیت ترانه راستین و متعهد و ترانه بیدار ایران هست، از آغاز تا به امروز، ترانه ی ماندنی یعنی آیینه ی رو در روی اجتماع و سرزمین من، نشانگر تمام کمی و کاستیها .

    داریوش از زبان فرید زولاند : من افتخار این را دارم که در حدود 35 سال است با داریوش کار می کنم و در طی این مدت بهترین کارهای خود را که البته با صدای داریوش و اشعار زخم دار آقایان اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی و شهیار قنبری می باشد را ساخته ام . داریوش به نظر من کسی هست که اعتبار مو سیقی ماست، اعتبار ترانه هست، ترانه بیدار، داریوش کسی هست که با صداش حقیقت را به رخ می کشد، درد او درد مردم هست و درد ترانه سرا و آهنگساز را خوب می داند و به صورت درست و به صورتی که لازمه به مردم ارائه میدهد . داریوش کسی هست که ترانه را از صورت گل و بلبل و از صورت کوچه و بازاری به صورت جدی و اجتماعی در می آورد و مسائل اجتماعی و سیاسی را بیان می کند و داریوش به نظر من بهترین پیام دهنده ترانه است. و من خودم از نظر احساسی و کاری وقتی که برای داریوش کار می کنم، صدای او، رفاقت او، صداقت او، در وجود و احساس من وجود داره و صداش در گوشم می خونه و برایش آهنگی رو می سازم که در وجود من به وسیله ی صدای او نواخته می شود و این را هم می دونم که این پیام به طور صحیح به دست مردم و گوش مردم می رسه .

    اما مسئله ای که همه را حیرت زده کرد درخشش داریوش در سینماست، داریوش با بازی در دو فیلم فریاد زیر آب و یاران توانست در دنیای هنرپیشگی نیز خود را محک بزند آن هم چه محکی...! در فیلم فریاد زیر آب که شاید بتوانم بگویم بارها و بارها این فیلم را دیده ام ولی هر بار دیدن آن تازگی خاصی برای من داشته و توانسته است ارتباط جدیدتری با من برقرار کند نیازی به خلاصه گویی داستان فیلم نیست چون می دانم برای یک بار هم که شده، این فیلم ها را دیده اید و می توانم حدس بزنم که پرده به پرده ی این فیلم را حفظ هستید. اما مسئله ای که به واقعیت گرایی فیلم کمک می کند تطبیقی از دنیای امروزی و دنیای لیلی و مجنونی سناریو است که در این فیلم دردهای جامعه به کنار رفته و عشق به میان می آید . داریوش علاوه بر ایفای نقش در این دو فیلم در بسیاری از فیلم ها با صدای خود توانسته است به فروش بیشتر آن فیلم کمک کند، که باز هم هنر داریوش است که من و تو را به پای گیشه بلیط فروشی می کشاند .


    داریوش در طی فعالیت هنری خود, قبل از انقلاب, بیش از ۳۰۰ ترانه در بیش از ۳۰ صفحه و کاست مستقل خود به موسیقی ایران عرضه کرد, و حضور کاملا فعالی نیز بعد از انقلاب داشته, و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد. دور از انساف نیست که اشاره ای داشته باشیم به تلاشی که داریوش برای جوانان ایرانی مبتلا به اعتیاد و کمک های مالی به نیازمندان داشته و دارد.
     
    orhan80، Mariツ، Goln@r و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. orhan80

    orhan80

    120
    1,286
    3,865
    مرسی چون من دوتاداداش بزرگترازخودم داشتم که عاشق دایوش بودن منم باصدای دایوش بزرگ شدم وعاشق ترانه هاشم شب هجرت دایوشم که یه چیزدیگس
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.