1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خویشاوند خدا

شروع موضوع توسط BahAr_b ‏Jun 28, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. BahAr_b

    BahAr_b

    855
    4,973
    808
    [​IMG]
    در هوای سرد زمستان پسر شش ساله ای جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود. او کفش به پا نداشت و لباس هایش پاره پاره بود.
    زن جوانی از آنجا می گذشت. همین که چشمش به پسرک افتاد، آرزو و اشتیاق را در چشم های او خواند. دست کودک را گرفت و داخل مغازه برد و برایش یک جفت کفش و یک دست لباس گرمکن خرید.
    آنها بیرون آمدند و زن جوان به پسرک گفت: «حالا به خانه برگرد.»
    پسرک سرش را بالا آورد، نگاهی به او کرد و پرسید: «خانم، شما خدا هستید؟»
    زن جوان لبخندی زد و گفت: «نه پسرم، من فقط یکی از بندگان او هستم.»
    پسرک گفت: «مطمئن بودم که با او نسبتی دارید.»
     
    Kimiya از این پست تشکر کرده است.