1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خنده های کودکانه

شروع موضوع توسط Engineer ‏Aug 26, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Engineer

    Engineer اصلا یادت هست که نیستم.......!

    1,135
    5,457
    173
    [​IMG]
    شمارش
    دیوانه ای لب چاه نشسته بود و می گفت: هفت هفت هفت... شخصی به او رسید و گفت: برای چه هفت هفت می گویی؟ دیوانه مرد را به چاه انداخت و گفت: هشت هشت هشت...!


    سهم بیشتر
    دو نفر با هم شریکی شتری خریدند. دو سومش را یکی داد و یک سومش را دیگری. اتفاقاً سیل آمد و شتر را با بارش برد و اختلاف پیدا شد و پیش حاکم رفتند.

    حاکم به آن ها گفت: کدامیک سهم بیشتری دارید؟ مرد اول گفت: من. حاکم گفت: چون تو سهم بیشتری داری سهم تو بر شتر سنگینی کرده و شتر را غرق کرده پس باید سهم طرف دیگر را بدهی.

    سوال نیمه شب
    اولی: می شود یک سوال از شما بکنم؟

    دومی: نه! آخر مرد حسابی ساعت سه نصفه شب هم وقت سوال پرسیدن است!؟

    اولی: متشکرم. می خواستم بدانم ساعت چند است.

    پیانو
    پزشک: خوب من گچ دستت را باز می کنم تا دیگر ناراحتی نداشته باشی.
    بیمار: متشکرم دکترجان. حالا می توانم پیانو بزنم؟


    پزشک: بله جانم حتماً.
    بیمار: آخ جون. چون من تا حالا، پیانو زدن بلد نبودم.


    راه حل

    اولی: اگر تلویزیون روشن نشد، چی کار کنم؟


    دومی: هلش بده، بذار کانال دو!

    تیراندازی
    شخصی از تیراندازی پرسید: آقا! شما چکار می کنید که همیشه تیرتان به وسط دایره ی هدف می خورد؟ تیرانداز گفت: این که کاری ندارد، من اول تیر را می اندازم، بعد می روم دور آن یک دایره می کشم!

    آژانس!
    گدایی به مرد پولداری رسید و گفت: آقا لطفاً 200 تومان به من بدهید تا با اتوبوس به منزل بروم.

    پولدار گفت: می بخشید، من فقط 10000 تومانی دارم.

    گدا گفت: اشکالی ندارد، مجبورم با آژانس بروم!​
     
    Mahtab♡ از این پست تشکر کرده است.