1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خفتگان

شروع موضوع توسط *امين* ‏Nov 28, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    خفتگان نقش قالی ، دوش با من خلوتی كردند
    رنگشان پرواز كرده با گذشت سالیان دور
    و نگاه این یكیشان از نگاه آن دگر مهجور
    با من و دردی كهن ،‌ تجدید عهد صحبتی كردند
    من به رنگ رفته شان ، وز تار و پود مرده شان بیمار
    و نقوش در هم و افسرده شان ، غمبار
    خیره ماندم سخت و لختی حیرتی كردم
    دیدم ایشان هم ز حال و حیرت من حیرتی كردند
    من نمی گفتم كجا یند آن همه بافنده ی رنجور
    روز را با چند پاس از شب به خلط سینه ای
    در مزبل افتاده بنام سكه ای مزدور
    یا كجایند آن همه ریسنده و چوپان و گله ی خوش چرا
    در دشت و در دامن
    یا كجا گلها و ریحانهای رنگ افكن
    من نمی رفتم به راه دور
    به همین نزدیكها اندیشه می كردم
    همین شش سال و اندی پیش
    كه پدرم آزاد از تشویش بر این خفتگان می هشت
    گام خویش
    یاد از او كردم كه اینك سر كشیده زیر بال خاك و خاموشی
    پرده بسته بر حدیثش عنكبوت پیر و بی رحم فراموشی
    لاجرم زی شهر بند رازهای تیره ی هستی
    شطی از دشنام و نفرین را روان با قطره اشك عبرتی كردم
    دیدم ایشان نیز
    سوی ن گفتی نگاه عبرتی كردند
    گفتم : ای گلها و ریحانهای رویات برمزار او
    ای بی آزرمان زیبا رو
    ای دهانهای مكنده ی هستی بی اعتبار او
    رنگ و نیرنگ شما آیا كدامین رنگسازی را بكار آید
    بیندش چشم و پسندد دل
    چون به سیر مرغزاری ، بوده روزی گورزار ، آید ؟
    خواندم این پیغام و خندیدم
    و ، به دل ،‌ ز انبوه پیغام آوران هم غیبتی كردم
    خفتگان نقش قالی همنوا با من
    می شنیدم كز خدا هم غیبتی كردند
     
    SHAPARAK و sajjad.y از این پست تشکر کرده اند.
  2. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    تشکر خوب بود
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.