1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خشم...

شروع موضوع توسط TODELYA ‏Dec 29, 2014 در انجمن مطالب جالب

  1. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اماهنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد.

    همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند. متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد. حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد. عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند. بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم. خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید،خطر و … است که به ما این اجازه را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت. سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد: ۱- ابراز کردن ۲- سرکوب کردن ۳- آرام کردن. ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید. سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود. از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند. در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد.
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  2. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    بی‌تردید نمی‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می شوند، از سر راه برداشت و یا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم.
    خشم خاطره آزردگی است.
    vخشمگین شدن دلیلی است برابر از ننمودن آزردگی خاطر در زمان وقوع
    vخود شما مسئول ابراز احساساتتان هستید , ولی توضیح خشم کار مشکلی است.
    vبیرون ریختن خشم بدون آزار دادن دیگران امری غیر ممکن به نظر می رسد. بهترین راه برای ابراز خشم باز
    نمودن دریچه های قلب است.
    vبرای خاموش نمودن خشم ابتدا باید آزردگی را شناخت. مشکل می توانید آزردگی خود را نشان دهید اگر
    ظاهرا خودتان را مقاوم جلوه دهید.
    vاگر بخواهید برای محافظت از خودتان احساستان را مخفی سازید , واقعیت وجودتان به تردید می افتد و
    ارتباطتان با خود واقعی قطع می شود. حتی اگر دردتان را ندیده بگیرید باز هم در رفتارتان آزردگی و خشم دیده
    می شود. شما نسبت به آزردگی حساس می شوید و رفتارتان با دیگران نا هموار می شود.
    vمحافظت دیگران با کنترل خشم خود باعث می شود که آنها از شما فرار کنند.
    vبعد از مدتی به احساس بد داشتن عادت می کنید و هنگامی که دیگران مشکل شما را بپرسند قادر به اعتراف
    نمودن نخواهید بود و آزردگی خاطر کوچک تبدیل به مشکلی بزرگ و کهنه تبدیل خواهد شد.
    vآنهایی که باعث آزردگی خاطر شما شده و بعد مانع می شوند که خشمتان را ابراز کنید بزرگترین لطمه روحی
    به شما می زنند.
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  3. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    vهر کسی بتواند خشمتان را درون بطری وجودتان مخفی سازد قادر به کنترل شما خواهد گشت.
    vباید خودتان را از خشم رها سازید تا بتوانید دوست داشته باشید.
    vهنگامی که عشق دست دوستی با خشم می دهد , عشق معنی واقعی خود را گم می کند.
    vاما هنگامی که خشم با عشق آمیخته می شود همچنان خشم معنی می دهد.
    vخشم خود را در زمان و مکان مناسب ابراز کنید تا همیشه بتوانید دوست داشته باشید.
    vتا زمانی که ازردگی روی لبهایتان ظاهر شود عشق همچنان شما را تعقیب می کند
    چگونه باید با خشمی که برای مدت مدیدی فرو خورده شده ، مواجه شد؟
    اولین قدم ، کسب آگاهی از علت خشم است.یکی از راه ها این است : نظری کلی بر احساسات ، موقعیت ها و افکار خود هنگام احساس خشم شدید درونی داشته باشید. بعضی از افراد به واسطه تربیت دوران کودکی مبنی بر فرو خوردن هیجانات ، علی الخصوص خشم خود، مشکل جدی در تجربه خشم دارند. شاید فرد از نقطه نظر رفتاری نیاز داشته باشد به متکا یا اشیاء دیگر ضربه بزند، بیان خشم توسط ضربه زدن به اشیاء هدف نهایی نیست بلکه از جمله گام های میانی به حساب می آید. باید حواستان جمع باشد که ناخواسته رفتار جدیدی از ناراحت شدن، توسط ضربه زدن به اشیاء به وجود نیاورید. سعی نکنید که تمامی خشم خود را یکباره بیرون بریزید. با افکار و موقعیت خود به بهترین نحو برخورد کنید. در این صورت شما می توانید در برابر افکار و موقعیت های خشمناک جایگاه و بنیانی محکم داشته باشید.
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  4. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    رابطه ی خشم و درد
    افراد ، خشم را به طرق متفاوتی در بدن خود تجربه می کنند. بعضی ها در هنگام خشم ، گویی دور گردنشان گرم می شود، تمام بدنشان به خارش می افتد و گاهی هم احساس ناراحتی در معده خود می کنند. اگر کسی به طور مداوم دارای دردهای بطنی باشد به یک پزشک متخصص مراجعه می کند؛ اما بعضی از افراد احتمال دارد که خشم را به صورت دردهای بطنی تجربه کنند.
    بخشش و خشم
    «بخشش» می تواند اولین قدم در کنترل و مدیریت خشم باشد و اغلب قوی ترین تکنیک در جهت بازیابی کنترل بر زندگی است.
    بخشش به معنای «چشم پوشی از اتفاقی که برای شما افتاده» نیست ، بلکه بدین معناست که شما به نوعی نمی گذارید کنترل شما به دست خشم و هیجان منفی بیفتد.
    از سوی دیگر بخشش به معنای ضعف شما نیست. این که سرچشمه زندگی را به دست بگیرید و اجازه ندهید که « گذشته» کنترل شما را به دست بگیرد نشان کاملی از قدرت است . دیگر این که بخشش بدین معنا نیستند که شما در سطح همان فردی هستید که شما را آزرده خاطر کرده است. در اینجا نظر شما را به نکته خاصی جلب می کنیم. بخشش و اطمینان به یک معنا نمی باشد. زمانی که فردی عمیقاً موجب آزار شما شود، شاید مدت زمان خاصی لازم باشد که شما مجدداً به سطح قبلی اطمینان دست یابید.
    اگر به فردی خسارتی وارد آید، آسیب و صدمه حادث شده است و ما هم قصد نداریم چیز اشتباهی را صحیح نشان دهیم. آنچه که ما می گوییم این است که نمی خواهیم به وسیله حوادث و رخدادها کنترل شویم و به زنجیره گذشته خود وصل شویم . بخشش یعنی گذشته را رها کردن تا بدین ترتیب بیشتر بتوانیم به دنبال زندگی خود برویم.
    طلب کمک در مواقع خشم شدید
    این مسئله مهم است که شما به هنگام عصبانیت برای خود یا دیگران خطر آفرین نباشید. اگر دچار چنین حالتی هستید با فردی مطمئن مشاوره کنید و افکار و احساسات خود را پیش او به راحتی بیان کنید. بهتر است که خود را مسئول بدانید. این امر به شما کمک می کند تا بر اعمال خودتان کنترل بیشتری داشته باشید.
    می توانید از گروه های مدیریت خشم و حتی روان درمانی جهت تعیین علل خشم شدید استفاده کنید و بر روی دیگر راه های مواجهه با خشم ( به جز صدمه رساندن به خود و دیگران ) کار کنید. اگر دیدید که باز هم تمایل به آسیب رساندن به خود و دیگران در شما ادامه دارد می توانید به یک روان پزشک مراجعه کنید.
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  5. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    خشم نسبت به افرادی که دوستشان داریم
    حقیقت دارد که تمامی ما کارهایی را انجام می دهیم که بهترین نتیجه را برایمان داشته باشد. شاید شما همسری داشته باشید که به هنگام عصبانیت فریاد می زند و ناسزا می گوید . در این صورت همسر شما از خشم کلامی به عنوان ابزاری استفاده می کند تا شرایط را تحت کنترل خود در آورد و شما را در بحث خاموش کند. واضح است که او یاد گرفته که داد و فریاد کردن مساوی است با سکوت و خاموشی طرف مقابل ، از این رو همین روش را ادامه می دهد.
    شما بهتر است هنگامی که او عصبانی نیست با وی صحبت کنید . در ضمن می توانید با مراجعه به مشاور و کسب کمک ، مهارت های ارتباطی بیشتری کسب کنید.
    متوقف ساختن خشم
    اولین قدم در شکستن یک عادت آن است که بدانیم مبتلا به عادت هستیم. ما اغلب بدین خاطر به سرعت عصبانی می شویم چون به شرایط استرس آفرین ، سریع پاسخ می دهیم.
    یکی از تکنیک های مؤثر در توقف خشم این است که هنگام آرامش ، به تجزیه و تحلیل برنامه های منطقی تر برای شرایط مشابه در آینده بپردازیم.
    یکی دیگر از تکنیک های مؤثر آن است که از قبل برای موقعیت هایی که استرس آفرین هستند خودمان را آماده کنیم. اگر می دانیم که رئیس ما به خاطر اشتباه ما سرمان داد خواهد کشید ، از قبل فکر می کنیم که چگونه آرام و دور از عصبانیت بمانیم. این برنامه ریزی شامل افکار ما، روش های مختلف رهاسازی و حتی بهترین راه فرار از موقعیت پر استرس در اسرع وقت است. طرح برنامه قبل از وقوع موقعیت به ما این امکان را می دهد که بر افکار خود تمرکز داشته باشیم و اجازه ندهیم که خشم چون گذشته تسلط خود را بر زندگی ما داشته باشد.
    تأثیر خشم بر تفکر و رفتار ما
    «خشم» هیجانی فوق العاده قوی است علی الخصوص زمانی که با دیگر احساسات ترکیب شود. از آنجایی که خشم موضوع قابل تمرکزی است ، تفکر ما را غبار آلود می کند و از این رو تأثیر خود را بر بدن ما می گذارد.
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  6. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    زمانی که ما عصبانی می شویم، در حقیقت این خشم نتیجه عاملی است که سریعاً افکار خاصی را از ذهن ما می گذراند. هنگامی که تهدید شویم و یا این که فوق العاده شرمنده ، عضلاتمان منقبض می شود، خون در عضلاتمان جریان می یابد و از اندام هایمان دور می شود ، چشم ها تنگ و باریک می شوند و قلبمان به سرعت می تپد. هنگامی که هیجان ، قدرت را به دست می گیرد، توجه کمی به تفکر منطقی معطوف می شود. ناگهان در موجی هیجانی غوطه ور می شویم که احساسات سکان دار آن هستند و افکار منطقی جای کمتری دارند.
    کنترل خشم خود
    به طور کلی ، عوامل مختلف زیادی در کنترل خشم وجود دارد. در ابتدا باید هر آنچه که عامل ایجاد کننده خشم ما محسوب می شود، از قبیل شرایط ، افراد ، عبارات و … را خنثی و باطل کنیم.می توانید فهرست کاملی از عوامل برانگیزاننده خشم خود تهیه کنید مثل:
    * غیرمنصفانه با من برخورد می شود.
    * گیر افتادن در ترافیک
    * گم کردن کلیدها
    * سرآسیمه شدن
    * خرابی ماشین
    * مورد توجه واقع نشدن
    * این که به شما بگویند چه کار کن و چه کار نکن
    * گم شدن
    * و …
    سپس فکر کنید که به این موقعیت ها چگونه پاسخ می دهید. از طریق فهرستی که تهیه کرده اید ببینید در این شرایط چه افکاری از ذهنتان عبور می کند؛ آنها را یادداشت کنید. به مثال زیر توجه کنید:
    * غیرمنصفانه با من برخورد کرده اند
    « او می خواهد که من شکست بخورم»
    * گیر افتادن در ترافیک
    «عجب آدم های احمقی راننده شده اند.»
    * کلیدها را گم کرده ام.
    « می دانم حتما کسی آنها را دزدیده است.»
    یک بار که فهرست خود را به اتمام رساندید، به عقب بر گردید و جهت و سمت و سوی خود را مورد بررسی قرار دهید. آیا شرایط را مورد شماتت قرار می دهید، آیا تمایل دارید که خودتان را مورد شماتت قرار دهید یا به گونه ای رفتار می کنید که باعث افزایش خشم شما می شود. ببینید بدن شما به این افکار چگونه پاسخ می دهد. آیا احساس می کنید که عصبانی و خشمگین شده اید؟ هرگاه که به شناسایی علایم فیزیکی خشم خود پرداختید نهایتاً ببینید که در شرایط خاص ، یعنی
    ۱٫ زمانی که شرایط از طریق شما به وجود می آید و
    ۲٫ هنگامی که شما علایم اولیه خشم را شناسایی می کنید،
    چگونه پاسخ می دهید. آنها را بنویسید و تمرین کنید و آماده استفاده بلافاصله و مناسب به هنگام نیاز باشید.
    به یاد داشته باشید که «خشم» سریع حرکت می کند و سریع کنترل اوضاع را به دست می گیرد. رمز کار این است که علایم اولیه را بشناسید. در اینجا فهرستی از راهکارهای عملی و کوتاه جهت کنترل خشم و فرونشاندن آن آورده شده است.
    * نفس عمیق کشید.
    * تا ده بشمارید.
    * از تمریناتِ رهاسازی بدن استفاده کنید.
    * کمی قدم بزنید .
    * با یکی از دوستان خود صحبت کنید.
    * در ذهن خود یک تابلوی «ایست» تصور کنید.
    * به خودتان عباراتی از این قبیل بگویید: « این مطلب آن اندازه که الان فکر می کنم بد نیست»
    « فکر می کنم اگر به آن توجهی نکنم بهتر می شوم»
    تمرین شما را بی نقص می کند. هرچه بیشتر بتوانید از این تکنیک ها استفاده کنید بهتر می توانید بر آنها تسلط پیدا کنید. به نظر شما بهتر نیست که ما به جای
    احساسات و هیجاناتمان با عقل و منطقمان حرکت کنیم ؟
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  7. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    کنترل خشم
    همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند.
    خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد.
    همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند.
    متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد.
    حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟
    خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد.
    طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد.
    عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند.
    فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند.
    بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم.
    خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید،خطر و … است که به ما این اجازه را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم.
    بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت.
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  8. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد:
    ۱- ابراز کردن
    ۲- سرکوب کردن
    ۳- آرام کردن.
    ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید.
    جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید.
    سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید.
    هدف از این روش، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود.
    از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند.
    آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند. در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است.
    در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.
    کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد.
    بی‌تردید نمی‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می شوند، از سر راه برداشت و یا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم .
    هدف از کنترل خشم کاهش احساسات هیجانی و برانگـیخـتگی جسمانی است که به موجـب خشم به وجود می آیند .
    هیچکس نمی تواند از عصبانیت خلاص شود یا از آن اجتناب کند زیرا همیشه پدیده ها یا افرادی هستند که ما را عصبانی می کنند ما تنها می توانیم یاد بگیریم که چگونه رفتارهای خود را کنترل و عصبانیتمان را کاهش دهیم و آن را به طریقۀ مثبت نشان دهیم .
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  9. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    امّا چرا برخی از افراد بیشتر ازدیگران عصبانی می شوند ؟
    طبق نظر یکی از روانشناسان ، بعضی از مردم نسبت به عامۀ مردم زودتر عصبانی می شوند و عصبانیتشان هم شدید تر است . همچنین افرادی وجود دارند که عصبانیتهای خود را به روش های غیر عادی که موجب جلب توجه دیگران شود نشان نمی دهند . مثلاً خشم را در درون خودشان می ریزند .
    این افراد بسیار تحریک پذیر و کج خلق اند . افرادی که به آسانی عصبانی می شوند ممکن است دشنام دهند ، اشیاء را پرت کنند , قهرکنند و انزوای اجتماعی را انتخاب نمایند یا اینکه دچار بیماری جسمی مثل : زخم معده ، کمر درد ، گردن درد شوند .
    پرسش مهمی که مطرح می شود این است که چرا این افراد این روش را پیش می گیرند ؟
    یک دلیل عوامل ارثی و مسائل فیزیولوژیکی است . شواهدی وجود دارد که نشان می دهد برخی از کودکان هنگام تولد نسبت به سایر کودکان تحریک پذیرتر ، زود رنج ترو کج خلق ترند .
    دومین علت اجتماعی – فرهنگی است . عصبانیت غالباً به عنوان یک رفتار منفی تلقی می شود ، زیرا یاد گرفته ایم که اضطراب ، افـسردگی و ترس را بیان کنیم اما عـصـبانیت را مخـفی کنیم و درنتیـجه ما یاد نگرفته ایم که چگونه آن را کنترل کنیم یا آن را در مسیر مناسب هدایت کنیم .
    همچنین تحقیقات نشان می دهد که پیشینۀ خانوادگی در این مسئاله نقش دارد . افرادی که به آسانی عصبانی می شوند متعلق به خانواده های آشفته و ازهم گسـیخته و فاقد مهـارتهـای ارتباطی و هیجانی هستند .
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  10. TODELYA

    TODELYA خداحافظ

    2,151
    9,917
    25,629
    ۲۰ گام جهت کنترل خشم وعصبانیت : اگر احساس می کنید فردی عصبانی هستید می توانید از روشهای زیر استفاده کنید .
    ۱- با نوشتن شرحی از شرایطی که باعث خشم و عصبانیت می شود بر افکار بدبینانۀ خود نظارت کنید .
    ۲- با نوشتن شرحی از شرایط خشم دریابید کجا و چرا به شما افکار پرخاش جویانه دست می دهد .
    ۳- خودتان را درجای دیگران قرار دهید .
    ۴- اگر هر روز تصور کنید امروز آخرین روز زندگی شماست سعی می کنید که سر هر موضوعی خشمگین نشوید .
    ۵- اگر خیلی عصبانی هستید چیزی نگویید .
    ۶- هنگام عصبانیت از کلمات نهایی مانند همیشه ، هرگز ، هیچوقت ، و ….بکار نبرید . مثلاً اگر همسرمان دیر به خانه آمد به او نگوئیم هیچوقت نشد به موقع بیایی .
    ۷- هنگاه عصبانیت نفس عمیق بکشید و مسیر تنفستان را تجسم کنید .
    ۸- به هنگام عصبانیت به آرامی یک کلمه یا عبارت آرام بخش را تکرار کنید مانند : آرامش ، آسان بگیر ،
    ۹- در صورتیکه به صورت عمیق نفس می کشید از تصویر ذهنی استفاده کنید . یک تجربۀ آرامش دهنده را تجربه کنید .
    ۱۰- در بارۀ راههای غیرخشونت آمیز برای رسیدن به اهداف تان تفکر کنید .
    ۱۱- همیشه که در مواقع بحرانی و بروز خشم با خود بگویید « من میتوانم خویشتن دار باشم»
    ۱۲- هربارکه قدرت کنترل برخشم خود را پیدا کردید خود را تحسین کنید . این تحسین باعث تقویت کنترل می شود .
    ۱۳- به کسی که شما را عصبانی کرده به چشم یک بیمار نگاه کنید .
    ۱۴- اگر کسی شما را ناراحت کرد به خودت بگو « او به بدی خودش عمل کرد پس چرا من به خوبی خودم عمل نکنم» .
    ۱۵- به هنگام احساس خشم و قبل از ابراز خشونت به یاد بیاورید که دفعات قبل از ابراز خشونت پشیمان شدید .
    ۱۶- انسانها را آنگونه که هستند بپذیرید تا کمتر عصبانی شوید ، انسانها را با تمام کم و کسری های اخلاقی شان بپذیرید .
    ۱۷- سعی کنید درصحنه هایی که امکان عصبانیت شما زیاد است وارد نشوید .
    ۱۸- در آستانه های تحریک عصبانیت به خودتان بگویید : او می خواهد مرا عصبانی کند ، من باید زرنگ تر از این باشم که عصبانی بشوم ، من باید با کنترل خودم نقشه های او را خنثی کنم .
    ۱۹- برخی از باورها و تفکرات غیرمنطقی که مولد خشم و عصبانیت هستند و باید کنار گذاشته شوند به شرح زیر است :
    اولین تفکر غیر منطقی : باید اعمال و رفتار ما همیشه مورد تأیید دیگران باشد .
    دومین تفکرغیر منطقی : همه چیز باید مطابق میل من باشد .
    سومین تفکر غیر منطقی : او باید همیشه مطیع من باشد .
    چهارمین تفکرغیر منطقی : او باید هم عقیده و هم سلیقۀ من باشد .
    ۲۰- هنگام عصبانیت چهار سؤال را ازخودتان بپرسید :
    ۱- آیا این مسأله آنقدر مهم است ؟
    ۲- آیا عصبانیتم مناسب است ؟
    ۳- آیا ارزش آن را دارد که عصبانی شوم ؟
    ۴- آیا راه دیگری غیر ازعصبانیت وجود دارد ؟ چنین ارزیابی به شما کمک می کند که عصبانیت تان را به تفکرات منطقی تبدیل کنید . سپس خواهید دید که عصبانیت تحت کنترل شماست .
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.