1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خدا رو دید

شروع موضوع توسط *امين* ‏Nov 26, 2012 در انجمن مذهبی

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت :


    ))خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ ((


    خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت .


    پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد.


    رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت.


    سپس نشست و منتظر ماند.


    چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد .


    پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود .


    پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد


    پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.


    نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد.


    این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد .


    پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت


    نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد .


    این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد .


    پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد.


    شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید .


    پیرزن با ناراحتی گفت:


    ))خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی اومد ؟((


    خدا جواب داد :


    )) بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی............
     
    SHAPARAK، fardin0688، sajjad.y و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    عالی بود تشکر
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.