1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خخخ خ

شروع موضوع توسط بوق ‏Feb 8, 2014 در انجمن مطالب طنز

  1. تو بیمارستان نشسته بودیم،یه پسر بچه اومد کنارم گفت:
    آقا شما میدونید چجوری گوش رو شستشو میدند؟
    گفتم:عمو جان کاری نداره که...گوشتو میبرند،بعد یک ساعت میزارنش تو وایتکس...بعدش با نخ و سوزن دوباره میدوزندش :279:
    همین که بغض کرد و اشک تو چشاش حدقه زد و آماده ی گریه کردن شد...سریع خودم رو از صحنه ی جنایت دور کردم که خدایی نکرده پدر بچه سر نرسه :279:
    حالا نه اینکه فکر کنید روانی ام....نــه!!
    من فقط مریضم :279: بخاطر همین رفته بودم بیمارستان :279:
     

    موضوعات مشابه

    fariba.913، آیلار-77 و setareh از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. چندوقت پیش خونه داییم اینا بودیم .این دایی ما تا تونست از پسرش که همسن منه تعریف کرد پسره هم که انگار تیتاپ بهش داده بودن کیف میکرد ونگاه معنی دار واسه من پرتاب میکرد.
    منم واسه اینکه بابام شروع کنه ازمن تعریف کنه یه سیب پوست کندم گفتم باباجون بفرما یهو جلوی همه گفت من خودم دست دارم بلدم سیب پوست بکنم هیچی دیگه..الان 4ماهه دارم دنبال پدر مادر واقعیم میگردم
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  3. عاقا ی روز تنها خونه بودم،از بچگی خیلی فضول بودم،داشتم نگاه در و دیوار میکردم!!خلاصه گفتم باید کاری کنم؛چشمم خورد به درجه پنکه و بعد نگاه سقف کردم؛با خودم گفتم باید کاری کنم،عاقا سیما درجه پنکه رو دراوردم وصل کردم به چراغ؛پنکه رو روشن کردم درجه هم تا آخر زیاد و چراغ هم که روشن،بابام اومد خونه گفت این درجه پنکه چرا انقد زیاده؟؟؟من بزور جلو خندمو گرفتم،بهش گفتم گرمم بود یادم رفت کمش کنم؛بابام درجه رو کم کرد ولی لامپ اتاق نورش کم شد؛چندبار اینکارو کرد؛بابام با حالت ترس و تعجب صلوات و بسم الله میگفت،من تو اتاق دیگه غش کرده بودم از خنده؛بعدش از ترس درجه رو تا آخر برد بالا که شاید درست شه,عاقا لامپ اتاق میترکه؛من بلند خندیدم,گفت میدونستم کاره توه؛افتاد دنبالم گفت من از دستت چکار کنم،بهش گفتم مگه چمه؟؟؟گفت صبر کن بهت بگم،منم الفرااااااااااار،
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  4. [​IMG]

    کیا این کارو انجام می دادن؟
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  5. اینایی که اخر پستاشون مینویسن:بکوب لایکو......شلیک کن لایکو.........داغون کن لایکو.........بزن لایک قشنگه رو..........میخواستم بگم خیلی آدمای مسخره و گدایی هستن که لایک گدایی میکنن.دنیا ارزش این کارارو نداره برادر من خواهر من بس کنید دیگه ترششو دراوردین. حالا هرکی با من موافقه بکوبه اون لایک قشنگه رو .خخخخخخخخخخ
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  6. مسابقه پیامکی ایرانسل (هر پیام ۷۵تومان) برنده: هر روز لپ تاپ

    سوال:

    ۱: اب خوبه؟ بله

    ۲: درخت چه رنگ است؟ سبز

    ۳: اهن سفت تره یا پنبه؟ اهن

    سوال آخر: شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد که بود و اون روز تو خلوت

    خودش به چی فکر میکرد!؟
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  7. ﻣﻦ ﺍﯾــــﻦ ﺟـــﺎ ﻣﺚ ﺷـــﺎﻃﺮ ﻧﻮﻭﻧﻮﺍ
    ﺗـــﻨﺪ ﺗﻨـــﺪ ﭘﺴﺖ
    ﻣﯿــﺰﺍﺭﻡ ﮐﺴــﯽ نظر نمیده :279:
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  8. دختره اومده تو مغازه می گه: آقا یه مانتو لوس می خوام، اینا هیچکدوم لوس نیستند!

    من: │

    مانتوها: │

    رییس هیئت مدیره صنف پوشاک: │

    طراحان مد در ایتالیا: │

    شما؟؟؟؟
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  9. ﺍﺯ ﻟﻘﻤﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻓﻨﺪﮎ ﺩﺍﺭﻯ ؟ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺑﻰﺍﺩﺑﺎﻥ …ﮔﻔﺘﻨﺪ !!! ﻧﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻓﻨﺪﮎ ﺩﺍﺭﯼ ؟ﻟﻘﻤﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ زد تو ﮔﻮﺵ ﯾﺎﺭﻭﺍﻭﻧﻢ ﯾﻪﺩﻭﻧﻪ ﺯﺩ ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﻟﻘﻤﺎﻥ !ﺧﻼﺻﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺖ ؛به هم فحش میدادنداصن لقمان یه فحشایی میداد که تازه فهمیدم اون سردسته بی ادبانه :279:
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  10. یه فرشته هم هست که تو جاهای سخت به جات تصمیم گیری میکنه.

    .
    اسمش فک کنم (( کُبرائیل )) باشه .
    دستم بش نرسه فقط !
    همینه که همش گند میزنه :279:
     
    آیلار-77 و setareh از این پست تشکر کرده اند.