1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات

شروع موضوع توسط ayan88 ‏Aug 9, 2014 در انجمن خاطرات

  1. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    معلم ریاضیمون عصبانی شد به یکی از بچه ها گفت:انگار از پشت کوه اومدی پشته کوهی...منم پاشدم گفتم: آقا این یه چیزه دو طرفست..اینور کوهی ها به اونور کوهی ها میگن پشت کوهی..اونور کوهی ها به اینور کوهی ها...هیچی دیگه نمیدونم چرا بهم گفت برو بیرون!!!
     
    ×امیرمحمد × و mahde1995 از این پست تشکر کرده اند.
  2. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    رفته بودیم بیرون با مامانم، یکی از دوستای مامانمو که تا به حال منو ندیده بود رو دیدیم.بعد سلام واینا خانومه برگشت به من اشاره کرد و به مامانم گفت خواهرته؟.....مامانمم گفت نه دخترمه...
    الان به نظرتون خانومه از مامانم تعریف کرد، یا غیر مستقیم به من توهین کرد؟؟؟ عاغا اسید کیلویی چند میفروشین؟
     
    ×امیرمحمد × و mahde1995 از این پست تشکر کرده اند.
  3. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    دیروز رفتم کارت عابر بانک رو از مامانم بگيرم حالا مکالمات بين من و مامانم :
    مامان کارت من کجاست ؟
    مامانم :تو کيف کارت ها
    من : کيف کارت ها کجاست ؟
    مامانم : کنار کارت ملى و گواهينامم
    من:خوب گواهينامت کجاست ؟
    مامانم :تو کىف پولم
    من: خوب کيف پولت کجاست ؟
    مامانم :توکيف قهوه يمه ديگه
    من:خوب کيف قهوه ايت کجاست ؟
    مامانم: تو اتاقمه پسره ى ديوونه
    من پس از بيست دقيقه گشتن
    من : مامان پىداش نميکنم خودت بيا بده
    حالا مامانم اومده مستقيم رفته تو اتاق خوهرم اوورده داده ميگه بيا بگير دختره ی خنگ
     
    ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده است.
  4. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    همسایمون مبل خریده ،بچش داشت تو کوچه بازی میکرد ، که یدفعه باباش از پنجره سرشو آورد بیرون ، داد زد و گفت :
    واسه چی بیرون داری بازی میکنی بیا خونه بشین رو مبل!!!!
     
    ×امیرمحمد × و mahde1995 از این پست تشکر کرده اند.
  5. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    چند وقت پیش دعوت داشتیم عروسی...موقع شام گودزیلای فامیل (5 سالشه)اومد پیشم نشست...خلاصه دیدم همش با غصه نگا میکنه
    بش گفتم اجی بلا چت شده حالا؟
    میدونید چی گفت ؟نه جون من میدونید چی گفت؟
    گفت:روج لب داری؟گفتم :اره خووو
    گفتش :الان باهاته گفتم:اره تو کیفمه
    گودزیلا:اخیییش خیالم راحت شد...گفتم الانه غذا بخورم روجم پاک میشه...
    والا ما هم سن اینا بودیم ...اصن وللش ...ولی میگم بزارین بگم:ما هم سن اینا بودیم بستنی یخی قرمز میخوردیم که لبامون سرخ شه کمی شاد شیم هیییییییییح روزگار !
     
    ×امیرمحمد × و mahde1995 از این پست تشکر کرده اند.
  6. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    دیروز با آبجیم رفتم بیرون بعدازجلو ی کبابی رد شدیم دیدم ابجیم جلو دماغشو گرفته :
    من :چیه چرا دماغتو گرفتی بوش ک خوبه
    ابجیم : اخه بو هرچی بهم بخوره دوس دارم بخورم وگرنه حالم بد میشه
    یه صد متر رفتیم جلو تر چشتون روز بد نبینه بو فاضلاب میومد .
    گفتم آبجی جان نظرت راجبه این چیه بازم دوس داری بخوری خخخخخخخ
     
    ×امیرمحمد × و mahde1995 از این پست تشکر کرده اند.
  7. ayan88

    ayan88 dard amigh...

    146
    1,021
    299
    اقا بنده دیشب به اتفاق نامزدم رفته بودیم بیرون میخواستم یکم سربه سرش بزارم راجع به ارواح و جن و این چیزا حرف میزدم حسابی ترسید منم کلی کیف کردم .
    اقا یدفه ی گربه پرید جلومن و ترانه
    من یه جیغ بنفش کشیدم و با سرعت نور فرار کردم
    همینجوری که میدویدم برگشتم اونو نگاه کردم دیدم داره دویدن منو تماشا میکنه یعنی ضایع
     
    ×امیرمحمد × و mahde1995 از این پست تشکر کرده اند.