1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خودمانی من...

شروع موضوع توسط shakila_nanaz ‏Sep 3, 2014 در انجمن خاطرات

  1. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    یکی از فانتزی‌هام اینه که از خدمت جیم بزنم و بشم سرباز فراری! بعد لب مرز ترکیه یه تیر بزنن تو ساق پام نامردا. بعد لنگان‌لنگان از اونجا دور شم و به‌علت خون‌ریزی زیاد بغل یه خیابون از هوش برم. بعد چشامو وا کنم ببینم یه خانم دکتر ایرانی‌ منو برده خونه‌شون و داره با پدرش ازم پرستاری می‌کنه. بعد من الکی تو خواب‌وبیداری هذیون بگم که نشون بدم یه قهرمان هستم. بعد اونم یه دل نه صد دل عاشقم بشه. بعد که حالم خوب شد، مرمی گلوله‌ای که از پام در اومده رو بهش بدم و بگم منتظرم بمون؛ خیلی زود برمی‌گردم... بعد برم سر کوچه شیرینی بگیرم و برگردم:smile:
     
    simid و meshkat1371 از این پست تشکر کرده اند.
  2. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    مادربزرگم یه خونه‌ی کلنگی دارن که دستشوییش تو حیاطه؛ یه دستشویی فوق‌لوکس! پنج‌تا پله می‌خوره می‌ره پایین! فاصله‌ی بین پله‌هاش هم بیش‌تر از جاهای دیگه‌ایه که تا حالا دیدین! وقتی رسیدی رو پله‌ی دوم تازه دستت می‌رسه کلید لامپش رو بزنی! این کار مخصوصا توی تاریکی شب یه‌خرده مهارت و درک فضایی می‌خواد!

    داخل دستشویی هم یه اکوسیستم جانوری فوق‌‌العاده پیچیده وجود داره که گونه‌های مختلف حیات به‌شکل کاملا مسالمت‌آمیز کنار هم‌دیگه زندگی می‌کنن... گونه‌های جانوری حاضر در این اکوسیستم (به‌ترتیب حروف الفبا!) عبارتند از:

    1- پشه: سه‌گونه‌ی متمایز پشه تا کنون در این زیست‌بوم شناسایی شده که افراد بومی این‌نام‌ها رو روشون گذاشتن: «پشه‌ی نیش‌زن»، «پشه‌ی بال‌گشنیزی!» و «پشه‌ی خاک‌برسر!». مورد آخر همیشه در حال جفت‌گیریه؛ نمی‌دونم دیدین یا نه:smile:

    2- خرمگس: به‌ندرت رؤیت شده؛ صرفا برای ثبت در تاریخ عرض کردم.

    3- سوسک: یکی از دلایلی که خونه‌ی مادربزرگم زیاد مهمون نمی‌آد احتمالا سوسک‌های دستشوییش هستن! حق دارن مهمونا!! سوسک‌های قهوه‌ای بزرگ با چشم‌ها و شاخک‌های این‌قدری که حتی دیده شده حشره‌کش‌ها رو به‌عنوان دسر مصرف می‌کنن! چندماه یه‌بار اگه خونه‌شون مهمونی که از سوسک می‌ترسه بیاد من هم اون‌جا باشم، مثل تخریب‌چی‌ها جلوتر می‌رم و سوسک‌های مسیر رو سوسک می‌کنم! رکوردم فعلا نفله کردن هم‌زمان 3 سوسک با یه‌ضربه‌ی دمپاییه!! :smile:

    4- عنکبوت: به‌هرحال سفره‌ای پهن شده و 2 گونه‌ی عنکبوت‌ کوچیک و بزرگ اون‌جا دارن روزی خودشون رو می‌خورن! این وسط جای خالی عنکبوت‌های متوسط‌الجثه شدیدا احساس می‌شه!

    5- کرم‌خاکی: سوراخ‌های زیر پله‌ها مأمنی امن برای کرم‌های خاکیه؛ این کرم‌ها با ایجاد حفرات هوایی و اکسیژن‌رسانی به پله‌ها نقش به‌سزایی در استقرار گونه‌های جدید جانوری ایفا می‌کنن:smile:

    6- مورچه: مرگ حقّه! مثل سایر مخلوقات، پشه یه روز می‌میره؛ خرمگس، سوسک، عنکبوت و کرم‌خاکی هم همین‌طور... و من بارها دیدم مورچه‌ها دست‌جمعی زیر تابوت میت رو می‌گیرن تا مراسم تشییع‌جنازه آبرومندانه برگزار بشه:smile:
     
    simid و meshkat1371 از این پست تشکر کرده اند.
  3. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    امروز ظهر امتحان کارآموزی عملی داشتیم. عملی بود ولی امتحانش کتبی برگزار شد. مثل بقیه‌ی امتحان‌هایی که این ترم داشتم، درس‌خوندن‌و رسماً از ساعت 10 شب امتحان شروع کردم. 12 خوابیدم و صبح ادامه‌شو خوندم... کلی از مباحث‌و نخونده حذف کردم؛ رفتم سر جلسه... برگه‌ها توزیع شد. پنج‌شش برگه‌ای سؤال بود. عین بلبل (و بلکه قشنگ‌تر!) شروع کردم به نوشتن؛ تقریباً همه‌ی سؤال‌‌ها رو درست جواب دادم... سرخوشانه آماده شدم برگه‌مو تحویل بدم که دانشجوی جلویی‌م آروم برگه‌شو آورد بالا و ازم پرسید این جوابش چی می‌شه...؟! دستش کاملاً رو برگه بود و اصلاً رو اون‌جایی که انگشت گذاشته بود دید نداشتم! گفتم من که نمی‌بینم کجا رو می‌گی...! همین!! یهو مراقبه انگار که دزد گرفته باشه گفت آقای دکتر این دو تا تقلب کردن! استاد هم بدون معطلی دو تا خط خوشگل کشیدن پای برگه‌هامون و فرستادن برای صورتجلسه!

    مــــــن: ebcbdeb685a8736a682d416dbe01bccf.
    جلویی: f5710201bbbe602b3beec842b61be9e9.
    استـاد: 4315a287c21ac58f46be7aa53ed360a0.
    مراقـب: 827874b39d5178d3da80d570febcc6a0.

    نمردیم و مزه‌ی تقلب هم چشیدیم! پنج دقیقه‌ای بدون برگه، رو صندلی داشتم به این فکر می‌کردم که من دقیقاً چی کاره بیدم؟! القصه! بعد از امتحان با «جلویی» رفتیم پیش استاد. من سکوت کردم! جلویی شروع کرد به رفع اتهام و استاد گفتن تا فردا هم در گوش من حرف بزنی نظرم عوض نمی‌شه. باز از جلویی اصرار و از استاد انکار! من هم‌چنان زبان در دهان گرفته‌بودم:smile: یهو جلویی شروع کرد به پرخاشگری و تند صحبت کردن با استاد! استاد هم گفتن حالا که این‌طوره اصلاً کوتاه نمی‌آم! برو که افتادی!! جلویی هم کوله‌شو انداخت رو شونه‌شو رفت...! اون‌جا بود که سر از جیب مراقبت بیرون آوردم و گفتم استاد، من چی؟! گفتن تو انگار پسر خوبی هستی! معلومه که از کارت پشیمونی...! گفتم ای جان!!! :smile: گفتن با من بودی؟ گفتم نه! :smile:
     
    simid و meshkat1371 از این پست تشکر کرده اند.
  4. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    مادربزرگ پدری‌مون یه خونه دارن برِ خیابون اصلی؛ پنجره‌ی خونه که باز شه صدا به صدا نمی‌رسه دیگه! بچه‌تر که بودیم یکی از تفریحات سالم‌مون این بود که با بچه‌های هم‌سن‌وسال‌مون وای‌می‌ستادیم پشت پنجره و هر کسی یه عدد می‌گفت! مثلاً من می‌گفتم 47! ماشین‌هایی که رد می‌شدن‌و می‌شمردیم و 47میش، ماشین آینده‌ی من می‌شد! یه وقت‌هایی موتور و وانت و ماشین‌موتوری‌های سه‌چرخه‌ی شهرداری به پست آدم می‌خورد که موجبات شعف بقیه رو فراهم می‌کرد:smile: سقف آرزوهامون ماتیز بود اون موقع! به شانس هر کس که می‌افتاد تا یه روز بقیه رو تحویل نمی‌گرفت! :smile:
     
    simid و meshkat1371 از این پست تشکر کرده اند.
  5. meshkat1371

    meshkat1371 بانوی آبی آبان و آسمانツ

    950
    4,575
    15,141
    خاطره ی جالبی بود.من مورد سوم رو ندیدم
     
    shakila_nanaz از این پست تشکر کرده است.
  6. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    شبی که قسمت آخر سریال پایتخت پخش می‌شد خونه‌ی یکی از اقوام تو یکی از شهرستانا بودیم؛ من که به‌علت چند شب کار تو داروخونه خیلی از قسمت‌هاشو از دست داده بودم دوست داشتم حداقل ببینم آخرش چی می‌شه... جاتون خالی! داستان رسید به اوج حساسیت، مسابقات نیمه‌نهایی کشتی نقی معمولی بود که در عین ناباوری، پسر صابخونه گفت ساعت دهه، حریم سلطان شروع شده و زد کانال دو!!

    ما: ce314db8657aa5c97881edfc11bd6de2.

    پسر صابخونه: 96d9026ead1d445f88dd5227ab038d5b.

    خرّم: 0687fc2fd06b2bba212a97a7edd95769.

    باز خوب بود تو یکی از اتاقاشون یه تلویزیون دیگه بود! خیلی برفکی بود تصویر! از رو صداش ولی می‌شد حدس زد چه خبره:smile: یه دو سه دقیقه‌ای که گذشت یهو لامپ بالاسرمون یه جرقه‌ی غول‌آسا زد و فیوز پرید! جالبه خونه‌شون چندتا فیوز برق داشت، یعنی برق اتاق ما قطع شد ولی تو هال هنوز بساط به راه بود:smile:
     
    simid و meshkat1371 از این پست تشکر کرده اند.
  7. meshkat1371

    meshkat1371 بانوی آبی آبان و آسمانツ

    950
    4,575
    15,141
    چه خوب.خوش به حالت
     
    shakila_nanaz از این پست تشکر کرده است.
  8. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    :smile::smile:
     
    meshkat1371 از این پست تشکر کرده است.
  9. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    :17::17::17:
     
    meshkat1371 از این پست تشکر کرده است.
  10. meshkat1371

    meshkat1371 بانوی آبی آبان و آسمانツ

    950
    4,575
    15,141
    چه دانشجوی جالبی هستی
     
    shakila_nanaz از این پست تشکر کرده است.