1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. یه روز بد خواستم با مخاطب خاطم کات کنم ..بهش گفتم بیا فلان جا کار مهم باهات دارم .اومد گفت چی کار داری مهدی؟
    گفتم :16:گه دوست ندارم میخوام باهات کات کنم (بدون هیچ مقدمه ای )
    گفت:من میدونستم
    بعد گریش گرفت دستاشو گذاشت رو چشمش اومد که بره یهو خورد تو درخت خورد تو این حالش خواست سریع بره که لیز خورد افتاد زمین ترررررکید ..مونده بودم بخندم یا ناراحت بشم ...بعد خواستم برم عذاب وجدان گرفتم برگشتم بردمش خونشون بعد فهمیدم نه داش مهدی نباید کات کنی .معزرت خواهی کردم ازش و قبول کرد .به قول علیرضاحقیقی :نشد که بشه
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$، M.G.Captain و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. دیشب داشتیم شام میخوردیم ، مامانم تو یه حرکت یه جفت جوراب گذاشت وسط سفره
    ما : 0‎_o ‎0‎_o ‎0‎_o ‎0‎_o
    مامان خانم به بابام : آقا امروز سالگرد ازدواجمونه ، با عشق تقدیم به شوهرم عزیزم
    بابام : خانمم ، سرور ،سالار، دستت گلت درد نکنه ، شرمندمون کردی ، آقا کامران الهام خانم عشقو میبنی ی ید ؟ عشق ینی این ، بچه سوسولا هار هار هار
    ولی خانم حالا چرا جورابا ساق کوتاس ؟
    مامان : اینارو واسه کامران خریده بودم بچم میگه جوراب سوسولی نمیپوشم دیگه تو بپوش
    بابام : 0‎_o‏ اهوم اهوم خب ، بحثو عوض کنیم مهم عشق و علاقه هستش و این که سالگرد ازدواجمون یادت مونده
    من : بابا پس تو چی واسه مامان خریدی کلک ؟
    بابام :شترققق (الان خوابوند پس کلم ) آخه گوساله تو حرف نزنی میگن لالی ؟
    مامانم :آقا نترس میدونستم تو یادت رفته واسه همین از طرف خودت برا خودم یه سرویس چینی خریدم عالی
    بابام : یا پیغمبر ، زن با من از این شوخیا نکن ،من قلبم خرابه ،راس میگی ؟
    مامانم : آره ، تازه پونصد تومن شد
    من : به به ، به به ، عشق واقعی ینی این ن ن ن ، بزن کف قشنگو به افتخار دو مرغ عشق خوجگل مجگل خودم خخخخ
    بابام : کامران ن ن ن
    هعی ی ی ی امشب هوای پارک چقد عالیه ^_^
     
    N@$@$، M.G.Captain و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. موقع کنکور که میرفتم کتابخونه
    بعد کلی وقت این متن رو روی دیوارش دیدم "اخطاریه: نوشتن روی میز،دیوار،صندلی و...
    تخریب اموال دولت وخسارت به بیت المال
    محسوب گردیده و پیگرد قانونی دارد."
    هیچی دیگه الأن موندم که برم
    خودمو معرفی کنم یا خودشون بیان دستگیرم کنن(شانس من کتابخونه دوربین داره!!)
    خلاصه خوبی بدی دیدید حلال کنید
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. امــروز سـوار تـاکـسـی شـدم گـفـتـم داداش کـرایـه مـن چـقـد مـیـشـه ???

    .
    .
    یـارو گـفـت نـمـی دونـم مـونده بـه مـرامـت....
    مـنـم درآوردم 500 تـومـن گذاشـتـم رو داشـبـورد
    یـارو گفـت: ر * دم تـو مـرامـت !!! ^_^
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. روز کنکور , مامانــم واسم صبحــونــه درست کـرد آورد تو تخــت بهــم داد. یَنـی اشک ِ شوق تو چشمــام جمع شـد. تو عمــرم آب پرتقــال توی تخــت نخــورده بودم. :16:
    اصلا جوری تحت تاثــیر قرار گرفتــم که خواســتم سرمــو بذارم روی زانــوش
    و عین ِ فیلم فارســی ها بگــم :
    - ننه ! ننــه من خــاک ِ پاتــم، آب پرتقالت تو حلقــم !
    فردا صبحــش از سر و صــدا از خــواب بلنــد شــدم. ولی خودمو زدم به خــواب. پیش ِ خودم گفتــم الانه که باز مامانــم با سینی صبحــونه بیاد تو اتاقــم. حدســم درست بــود. دیــدم مامانم اومد گفت :
    محمد ! بیداری مامان ؟ صبحــونه میخــوری ؟
    من هم عین گربــه بدنــم رو کش دادم و خیلی چشــامو خمار باز کردم و با صدای خش دار گفتــم :
    - آره مامان جــون ! قربــون دستت.
    - آب پرتقال هم دوست داری؟
    دیگه داشـتم بال بال مــیزدم، گفتــم : -آره مامــی ! تو لیوان بزرگا :smile:
    یه دفعه یه کف گرگی زد به کمــرم گفت :
    - لوس شـــدی !!! پاشو پاشو برو نون بگیر واسه صبحــونه..
    دیدم ساعت پنج و نیمــه.
    یعنی من عاشــق این محبت مادرانتــم ننه !!! ^_^
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. بچه که بودم سر کلاس آروم نشسته بودم
    از قضا مبصرمون هم چاپلوس بود...
    اسممو نوشت ضربدر هم براش زد.میگم بابا این ضربدره برا چیه خجالت بکش.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اونم پررو پررو اومده میگه اشانتیونه
    قیافه من :/
    قیافه معلم :/
    قیافه بچه ها :/
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. دعای مادرم وقتی زیاد پا کامپیتر میشینم:
    ایشالله جنگ بشه بفرستنت جنگ و تو خرابه های ساختمونا یه اسنایپر با m40 (تحقیق کنید وجود داره) با برد 200 متر از طبقه ی هفتم بزنه تو سرت از شرت راحت شم
    خدایاییش من دیگه چی بگم؟
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ؛ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ؛ ﻣﻴﮕﻢ
    ﺳﻼﻡ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺲ ... ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺁﻟﻪ .... ﻣﻴﮕﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ
    ﻣﻴﮕﻪ : ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﻟﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ ..... o_O
    ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﭼﻲ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺍﻟﻪ ﺑﺎ ﭘﻠﻴﺴﺎ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺩﻟﻪ
    ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ .... o_O
    ﻣﻴﮕﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﻣﯿﺪﺕ ﭼﻲ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﻟﻔﺘﻪ ﺑﻴﻤﺎﻟﺴﺘﺎﻧﺎ ﻟﻮ
    ﺑﮕﻠﺪﻩ ... o_O ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰرﮒ ﭼﻲ؟ ﺍﻭﻧﻢ ﻟﻔﺘﻪ ﭘﺰﺵ
    ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ 0_0....
    ﻣﻴﮕﻢ ﭼﺮﺍ ... ﻣﻴﮕﻪ ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ....
    ﻣﻴﮕﻢ ﮐﺠﺎﻳﻲ ﺍﻻﻥ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺯﻳﻠﻪ ﺗﺨﺖ :279:||
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. اوایل که تازه اومده بودم 4جوک بعضی اصظلاحات اینجا رو نمی فهمیدم!!!
    یه بار داشتم از خواهرم می پرسیدم که منظور اینها از گودزیلا چیه؟؟!!
    خواهرم هم داشت برام توضیح میداد...
    بعدا مادرم به خواهرم گفته بود که داداشت اینهمه درس خونده لیسانس گرفته واقعا نمیدونه گودزیلا یه جونور بزرگ و بی شاخ و دومه ....
    یه همچین وضعی داریم ما...
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. من امروز اولین روزما گرفتم اما بدون سحری
    قول میدم اگه این پوستم بالای ۲۰۰۰تا لایک بخور همه سحری ها بیدارشم فکر نکم انقدر
    لایک بخوره پس شبا راحت میخوابم
    خخخخخ
     
    ❤ katy perry ❤، N@$@$ و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.